( طلبه رسانا )

( طلبه باید رسانای فرهنگی باشد نه عایق یعنی هرآنچه از نیکی فرا میگیرد بتواند به مردم هم برساند )

( طلبه رسانا )

( طلبه باید رسانای فرهنگی باشد نه عایق یعنی هرآنچه از نیکی فرا میگیرد بتواند به مردم هم برساند )

(  طلبه رسانا  )

( اللهم عجل لولیک الفرج )
( ففرو الی الله )

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۱ مرداد ۹۸، ۱۵:۱۷ - یا صاحب الزمان ادرکنی
    👌👌

پس از ظهور

شنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۹، ۰۴:۳۴ ب.ظ

بنام خالق هستی

 

امتحان گرفتن ناموس خلقت است
نمیشود نادیده گرفت
نادیده گرفتن امتحان یعنی عبث خلقت

ما الان داریم امتحان میشویم بعد از ظهور هم امتحان میشویم
پس چه فرقی دارد؟
چه فایده ای ظهور برای خلقت دارد؟؟؟

خداوند در هرصورت امتحان میگیرد
اما خدا همه شرایط امتحان‌ راهم نمی پسندد  بلکه بعصی از شرایط امتحان را گرچه باید باشد اما اکراه میداند

حضرت زهرا چرا گریه میکردند که خلافت به حق نرسید؟؟
اوبرای کل بشریت غصه میخورد
میفرماید اگر حق ب حق دار میرسید  مردم‌ راحت سیر میکردند
و مثال شتر و اسفار آنرا میزند که طوری حصرت اسفار بشر را میکشید که دهانه شتر زخم نشود

اینکه مردم راحت سیر میکردند یعنی چه؟؟؟
مسلما یعنی راحت تر امتحان میدادند
البته امتحانات آسان نمیشود  بلکه درصد و احتمال پیروزی در انتحانات خیلی بیشتر خواهد بود
پیامبر فرمودند اگر اخرالزمان به یک دهم دین عمل کنند اهل نجات اند  اما شما اگر به یک دهم عمل نکنید اهل هلاک هستید

این خیلی مهم است

افرادی که آمادگی و مستعد سعادت دارند در امتحانات دوران ظهورهم موفق میشوند
اما افرادی هم
لایزید الا  خسارا
چرا شهیدان ره صد ساله را طی کردند؟؟؟
بخاطر بستر امام و بستری که برای ولایت فقیه آماده شد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۹ ، ۱۶:۳۴

امتحانات الهی

دوشنبه, ۱۱ فروردين ۱۳۹۹، ۰۳:۵۹ ق.ظ

بنام خالق هستی



🔶تربیت و تبلیغ صحیح دین  آن نیست که فقط دنبال آن باشد که مردم را جذب کند
در روایات داریم فقیه آن است که همان اندازه ک در دل مردم شوق ایجاد میکند خوف هم ایجاد کند
🔸ابلیس میخواهد اراده تو را تسخیر کند
اما دین قصد ندارد اراده ات را ب سمت خوبیها تسخیر کند
بلکه ارزش را درآن میداند که تو خود انتخاب کنی و این وسط مبالغه آمیز برای تو تبلیغ نمیکند
تا تو با ارزش گذاری انتخاب و اراده کنی

هرکسی ک مردم را ب دین جذب کرد نمیتوان گفت ارزش کارش بالا است
و هرکسی ک کارش نگرفت دلیل برآن نیست ک در تبلیعات اشتباه کرده
همه چیز در امتحان و اراده خوابیده است
میگوید نمیدانم چه کار کرده ام که کارم ب مشکل برخورده
میگوییم از کجا میدانی اشتباهت سبب مشکلاتت نشده است؟؟
شاید درست عمل کرده ای ک این مشکل پیش رویت قرار گرفته
نگاه درست به امتحانات انسان را از قضاوت های عوامانه نجات میدهد✅


🔸 هدف امتحان این است که شرایطی را پیش می آورد که ما بتوانیم انتخاب کنیم
مهم تر آنکه چطور قضاوت و فکر کنیم

ما وظیفه داریم ک تدبیر کنیم تا به نتیجه مطلوب برسیم اما این وسط باید قوانین امتحانات الهی را دخیل بدانیم ک هرآنی ممکن است نتیجه عکس دهد
قوانین امتحانات الهی بسیااار پیچیده است و برای آن محدوده ای نمیتوان مشخص کرد
وظیفه ما تدبیر بسوی نتیجه مثبت و نطر اسلام است اما این وسط هر چیزی را احتمال بده
خداوند با زبان امتحان با انسان سخن میگوید
او میخواهد قضاوت ها و نیات و نظرت را در موقعیت های مختلف ببیند
هدف خدا  رسیدن تو ب نتیجه نیست بلکه هدف خدا نگاه به طرز نگاه و قصاوتت به نتیجه های مختلف است که ممکن است خلاف میلت باشد
خدا ممکن است هر نتیجه ای را در کاسه ما بگدارد✅
یک وجه امتحان این است که صحنه ای بدایت پیش می آورد که در آن توسط تو میتواند انتخاب قشنگ و ارزشمندی صورت گیرد
درواقع خداوند دارد فرصت یک انتخاب قشنگ‌ را برایت مهیا میسازد✅
هر کاری کنیم نمیتوانیم تمام زمینه های گناه را پاک کنیم
هر قانونی وصع کنیم آخرش خداوند راه در رو برای امتحان را در آن قرار میدهد


نکته
۳ وجه برای امتحان
انسان های خوب ضمیر پاک شان را بروز دهند
انسان های بد ضمیر آلوده شان را بروز دهند( دلیل فرصت به کافران)
بنطر میرسد اکثر امتحانات یک نوع فرصت رشد هست
یعنی این انتخاب و اراده تو است که از فرصت برای رشد استفاده کنی یا برای سقوط

سر پنهان تر از باطن است
در روایات داریم که خداوند سر آدمی را لباس عمل بدان میپوشد
نکته:
چرا اکثر امتحانات الهی با سختی همراه است؟
جواب: اثبات یک خوبی باید با سختی همراه باشد 
بدون سختی اثبات و تقویت نمیشود
برای یک خوب باید جنگید
با استخاره از امتحانات الهی نمیشود فرار کرد
در همان خوب آمدن‌استخاره امتحان قرار دهد
جدا ازآنکه خوب آمدن شاید برای خدا این باشد که میخواد پدرت را دربیاورد😁
پس اینک خوب می آید بمنزله خوشی و نشاط و شادی و بدون سختی نیست❗️


نکته:❗️❗️❗️
ما که از سر خودمان خبر نداریم
دعای امام سجاد:
ای کاش میدانستم‌آخرش سعید هستم یا شقی
یکی از فواید استعفار:
استعفار کنیم از ضمیر و اسرار درونی خودمان
این استعفار چه بسا بعضی امتحانات را لغو گند
ادعا داشتی و خدا قرار بود بهت نشام دهد ادعایت پوچ است
با تفکر استعفار کردی و به پیشواز انکسار رفتی خدا به ملائکه عرض کند  همین اعترافش برای بیداری اش کفایت کرد با امتحان رسوایش نکنید✅

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۹ ، ۰۳:۵۹

آیه ای به نام کرونا

چهارشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۹، ۰۱:۳۳ ق.ظ

بنام خالق هستی

 

چه خبر است در دنیا؟؟؟

پشه از جنس ویروس برای نمرود های جهان

 

خدا کارهایش مثل آدم میزاد نیست

برای یک کاری که حاکم میکند هزار نقشه می چیند

هزار ایه در آن نشان میدهد

باید از قضیه کرونا همه جوانب را دید

البته نمیشود همه حکمت های ان را درک کرد

اما تا جاییکه میشود باید بر آن تحلیل کرد تفکر کرد  تدبر کرد

حتی در کنار نقمت آن جنبه نعمت آن را هم دید

اما نقمتش چیست؟؟

تصویر پست بیانگر بسیاری از واقعیت هاست

غربی که ادعای مهد تکنولوژی و مهد پیشرفت است دارد به دست و پای خود می پیچد دارد غرق میشود

خدا کند که این غرب زده ها ببینند صورت واقعی این قضایا را

نعمتش آن است که طبق گزارشات هوای اسمان خییلی پاک تر شده است

حتی جالبه بدانید که ظاهرا میزان مرگ و میر کاهش یافته است

یک چیز دیگر

خداوکیلی کجایند تا ببینند تفاوت فرهنگ ها را

در غرب میزنند می کشند اسلحه میخرند  غارت میکنند  در صف کیلومتری می ایستند  برای درمان باید خدا تومان هزینه بپردازند و...

کجای ایران این اتفاق ها تا به الان افتاده است؟؟

ایران و ایرانی عزیزی که در این معضلات از خود گذشتگی نشان میدهند و...

نمیدانم برنامه خدا چیه

اما امیدواردم مقدمات انقلاب امام مان باشد

الهی آمین

 

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۹۹ ، ۰۱:۳۳

ولایت

يكشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۸، ۰۴:۴۳ ب.ظ

بنام خالق هستی

 

اللهم حفظ قائدنا

 

 

امام خامنه ای : آن چیزی که امیر المومنین را 25 سال خانه نشین کرد فقدان تحلیل سیاسی بین مردم بود.))

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۱۸ اسفند ۹۸ ، ۱۶:۴۳

ادم خود ساخته

دوشنبه, ۹ دی ۱۳۹۸، ۱۲:۳۵ ق.ظ

بنام خالق هستی

 

 

آدم حسابی یعنی ...

🔸” بسیاری از اوقات ما آدم‌ها تنها با همان خوبی‌هایی که با آن زاده شده‌ایم زندگی می‌کنیم و تمام عمر از ارثیهٔ صفات خوب پدری و مادری استفاده می‌کنیم. آن‌وقت اسم آدم‌حسابی هم روی خودمان می‌گذاریم! در حالی‌که آدم‌حسابی کسی است که حسابی خود را تغییر و تکامل داده باشد و در این راه حساب خود را رسیده باشد.
خوبی‌های موروثی و غیر اکتسابی ما، دلیل خوبی برای خوبی ما نیست. آدم خوب یعنی آدم خودساخته و تغییریافته. “

🔻بخشی از کتاب "چگونه #دستورات_دینی ما را تربیت میکنند؟" اثر علیرضا پناهیان

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۹۸ ، ۰۰:۳۵

مبانی معرفتی

چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۸، ۱۰:۳۹ ب.ظ

بنام خالق هستی

 

 

 تفاوت انسان‏ها با یکدیگر

انسان‌ها با یکدیگر متفاوت‌اند و دین به این تفاوت، توجه داشته و آن را به رسمیت شناخته است. متفاوت دیدن انسان‌ها که موضوعی مهم ولی مغفول است، دارای ضرورت‌ها و آثار و نتایج بسیاری در حوزۀ عمل فردی و اجتماعی است. برای برقراری ارتباط صحیح با دیگران نیز، باید تفاوت بین انسان‌ها را به رسمیت شناخت. در عین حال تفاوت صفات، روحیات و توانمندی‌های انسان‌ها با یکدیگر، دارای نتایجی مفید و ضروری است.  مستندات زیر نتیجۀ جستاری در منابع دینی است که به این موضوع پرداخته و برخی از این تفاوت‌ها را بیان می‌کند.


آیات

تفاوت در بهره‌های دنیایی

آیه1

انظُرْ کَیْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلىَ‏ بَعْضٍ وَ لَلاَخِرَةُ أَکْبرَ دَرَجَاتٍ وَ أَکْبرَ تَفْضِیلاً (اسراء21)

با تأمل بنگر چگونه برخى از آنان را بر برخى [در امور مادى و بهره‏هاى دنیایى‏] فزونى بخشیدیم، و همانا آخرت از نظر درجات برتر، و از جهت فزونى بیشتر است‏

تفاوت در خلق و خوی

آیه2

قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلى‏ شاکِلَتِهِ فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى‏ سَبیلا (الإسراء : 84)

بگو: هر کس بر پایه خلق و خوى و عادت‏هاى اکتسابى خود عمل مى‏کند، پس پروردگارتان به کسى که راه یافته‏تر است، داناتر است.

تفسیر

آیه کریمه عمل انسان را مترتب بر شاکله او دانسته به این معنا که عمل هر چه باشد مناسب با اخلاق آدمى است چنانچه در فارسى گفته‏اند" از کوزه همان برون تراود که در اوست" پس شاکله نسبت به عمل، نظیر روح جارى در بدن است که بدن با اعضا و اعمال خود آن را مجسم نموده و معنویات او را نشان مى‏دهد.

و این معنا هم با تجربه و هم از راه بحثهاى علمى به ثبوت رسیده که میان ملکات نفسانى و احوال روح و میان اعمال بدنى رابطه خاصى است، و معلوم شده که هیچوقت کارهاى یک مرد شجاع و با شهامت با کارهایى که یک مرد ترسو از خود نشان مى‏دهد یکسان نیست، او وقتى به یک صحنه هول‏انگیز برخورد کند حرکاتى که از خود بروز مى‏دهد غیر از حرکاتى است که یک شخص شجاع از خود بروز مى‏دهد و همچنین اعمال یک فرد جواد و کریم با اعمال یک مرد بخیل و لئیم یکسان نیست.

منبع:

ترجمه تفسیر المیزان، ج‏13، ص: 262


روایات

اگر تفاوت بین انسان‌ها نبود هلاک می‌شدند

متن:

امام علی (ع): لَا یَزَالُ النَّاسُ بِخَیْرٍ مَا تَفَاوَتُوا فَإِذَا اسْتَوَوْا هَلَکُوا

ترجمه:

مردم تا زمانى که متفاوت باشند، همواره در خیر و خوبى هستند و همین که یکسان شوند نابود شوند.

منبع:

الأمالی، شیخ صدوق، ص: 446


علم به تفاوت در خلقت، ازبین برندۀ اختلافات

متن:

عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَوْ عَلِمَ النَّاسُ کَیْفَ ابْتِدَاءُ الْخَلْقِ مَا اخْتَلَفَ اثْنَانِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ الْخَلْقَ

قَالَ کُنْ مَاءً عَذْباً أَخْلُقْ مِنْکَ جَنَّتِی وَ أَهْلَ طَاعَتِی وَ کُنْ مِلْحاً أُجَاجاً أَخْلُقْ مِنْکَ نَارِی وَ أَهْلَ مَعْصِیَتِی ثُمَّ أَمَرَهُمَا فَامْتَزَجَا فَمِنْ ذَلِکَ صَارَ یَلِدُ الْمُؤْمِنُ الْکَافِرَ وَ الْکَافِرُ الْمُؤْمِنَ ثُمَّ أَخَذَ طِیناً مِنْ أَدِیمِ الْأَرْضِ فَعَرَکَهُ عَرْکاً شَدِیداً فَإِذَا هُمْ کَالذَّرِّ یَدِبُّونَ

فَقَالَ لِأَصْحَابِ الْیَمِینِ إِلَى الْجَنَّةِ بِسَلَامٍ

وَ قَالَ لِأَصْحَابِ الشِّمَالِ إِلَى النَّارِ وَ لَا أُبَالِی ثُمَّ أَمَرَ نَاراً فَأُسْعِرَتْ

فَقَالَ لِأَصْحَابِ الشِّمَالِ ادْخُلُوهَا فَهَابُوهَا فَقَالَ لِأَصْحَابِ الْیَمِینِ ادْخُلُوهَا فَدَخَلُوهَا

فَقَالَ کُونِی بَرْداً وَ سَلاماً فَکَانَتْ بَرْداً وَ سَلَاماً فَقَالَ أَصْحَابُ الشِّمَالِ یَا رَبِّ أَقِلْنَا-

 فَقَالَ قَدْ أَقَلْتُکُمْ فَادْخُلُوهَا فَذَهَبُوا فَهَابُوهَا فَثَمَّ ثَبَتَتِ الطَّاعَةُ وَ الْمَعْصِیَةُ- فَلَا یَسْتَطِیعُ هَؤُلَاءِ أَنْ یَکُونُوا مِنْ هَؤُلَاءِ وَ لَا هَؤُلَاءِ مِنْ هَؤُلَاء

ترجمه:

امام باقر(ع) فرمود: اگر مردم بدانند، آغاز آفرینش چگونه بوده، دو تن با یک‌دیگر (در امر دین) اختلاف نمی‌کنند. همانا خداى عز و جل پیش از آنکه مخلوق را بیافریند، فرمود: آبى گوارا پدید آی! تا از تو بهشت و اهل طاعت خود را بیافرینم، و آبى شور و تلخ پدید آى! تا از تو دوزخ و اهل معصیتم را بیافرینم، سپس به‌ آن دو دستور فرمود تا آمیخته شدند، از این جهت است که مؤمن کافر زاید و کافر مؤمن.

آنگاه گلى را از صفحه زمین برگرفت و آن را به شدت مالش داد، به ناگاه مانند مور به جنبش در آمدند

سپس به اصحاب یمین فرمود: به سلامت به سوى بهشت

و به اصحاب شمال فرمود: به سوى دوزخ و باکى هم ندارم.

آنگاه امر فرمود تا آتشى افروخته گشت

و به اصحاب شمال فرمود: در آن داخل شوید، از آن ترسیدند و پرهیز کردند،

سپس به اصحاب یمین فرمود: داخل شوید: آنها داخل شدند،

پس فرمود: سرد و سلامت باش آتش سرد و سلامت شد.

اصحاب شمال گفتند: پروردگارا از لغزش ما در گذر و از نو بگیر، فرمود: از نو گرفتم، داخل شوید، ایشان به رفتند و باز ترسیدند، در آنجا فرمانبردارى و نافرمانى پا برجا گشت، پس نه این دسته میتوانند از آنها باشند و نه آنها میتوانند از اینها باشند.

منبع:

الکافی، ج‏2، ص: 6


دانستن تفاوت انسان‌ها باعث عدم سرزنش یکدیگر

متن:

عَنْ شِهَابٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ‏ لَوْ عَلِمَ النَّاسُ کَیْفَ خَلَقَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى هَذَا الْخَلْقَ لَمْ یَلُمْ أَحَدٌ أَحَداً فَقُلْتُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ فَکَیْفَ ذَاکَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى خَلَقَ أَجْزَاءً بَلَغَ بِهَا تِسْعَةً وَ أَرْبَعِینَ جُزْءاً ثُمَّ جَعَلَ الْأَجْزَاءَ أَعْشَاراً فَجَعَلَ الْجُزْءَ عَشْرَةَ أَعْشَارٍ ثُمَّ قَسَمَهُ بَیْنَ الْخَلْقِ فَجَعَلَ فِی رَجُلٍ عُشْرَ جُزْءٍ وَ فِی آخَرَ عُشْرَیْ جُزْءٍ  حَتَّى بَلَغَ بِهِ جُزْءاً تَامّاً وَ فِی آخَرَ جُزْءاً وَ عُشْرَ جُزْءٍ  وَ آخَرَ جُزْءاً وَ عُشْرَیْ جُزْءٍ وَ آخَرَ جُزْءاً وَ ثَلَاثَةَ أَعْشَارِ جُزْءٍ حَتَّى بَلَغَ بِهِ جُزْءَیْنِ تَامَّیْنِ ثُمَّ بِحِسَابِ ذَلِکَ حَتَّى بَلَغَ بِأَرْفَعِهِمْ تِسْعَةً وَ أَرْبَعِینَ جُزْءاً  فَمَنْ لَمْ یَجْعَلْ فِیهِ إِلَّا عُشْرَ جُزْءٍ لَمْ یَقْدِرْ عَلَى أَنْ یَکُونَ مِثْلَ صَاحِبِ الْعُشْرَیْنِ وَ کَذَلِکَ صَاحِبُ الْعُشْرَیْنِ لَا یَکُونُ مِثْلَ صَاحِبِ الثَّلَاثَةِ الْأَعْشَارِ وَ کَذَلِکَ مَنْ تَمَّ لَهُ جُزْءٌ لَا یَقْدِرُ عَلَى أَنْ یَکُونَ مِثْلَ صَاحِبِ الْجُزْءَیْنِ وَ لَوْ عَلِمَ النَّاسُ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ هَذَا الْخَلْقَ عَلَى هَذَا لَمْ یَلُمْ أَحَدٌ أَحَداً.

ترجمه:

شهاب گوید: شنیدم امام صادق(ع) فرمود: اگر مردم می‌دانستند که خداى تبارک و تعالى این مخلوق را چگونه آفریده، هیچ کس دیگرى را سرزنش نمی‌کرد، عرض‌کردم:- اصلحک اللَّه- مگرچگونه بوده است؟ فرمود: همانا خداى تبارک و تعالى اجزائى آفرید و آنها را تا 49 جزء رسانید، سپس هر جزئى را ده بخش کرد (تا جمعا 490 بخش شد) آنگاه آن‌ها را میان مخلوق پخش کرد، و به مردى یک دهم جزء داد و به دیگرى دو دهم تا به یک جزء کامل رسانید و به دیگرى یک‌ جزء و یک دهم داد و به دیگرى یک جزء و دو دهم و به دیگرى یک جزء و سه دهم تا بدو جزء کامل رسانید، سپس به همین حساب به آن‌ها داد تا به عالی‌ترینشان 49 جزء داد، پس کسى که تنها یک دهم جزء دارد، نمی‌تواند مانند دو دهم جزء دار باشد و نیز آن‌که دو دهم دارد مثل صاحب سه دهم نتواند بود و نیز کسى که یک جزء کامل دارد، نمی‌تواند مانند داراى دو جزء باشد، و اگر مردم می‌دانستند که خداى عز و جل این مخلوق را بر این وضع آفریده هیچ کس دیگرى را سرزنش نمى‏کرد.

منبع:

الکافی، ج‏2، ص: 44


تفاوت در مقدار ایمان

روایت1:

متن:

عَنْ عَبْدِ الْعَزِیزِ الْقَرَاطِیسِی‏ قَالَ قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع‏) یَا عَبْدَ الْعَزِیزِ إِنَّ الْإِیمَانَ عَشْرُ دَرَجَاتٍ بِمَنْزِلَةِ السُّلَّمِ یُصْعَدُ مِنْهُ‏ مِرْقَاةً بَعْدَ مِرْقَاةٍ فَلَا یَقُولَنَّ صَاحِبُ الِاثْنَیْنِ لِصَاحِبِ الْوَاحِدِ لَسْتَ عَلَى شَیْ‏ءٍ حَتَّى یَنْتَهِیَ إِلَى الْعَاشِرِ فَلَا تُسْقِطْ مَنْ هُوَ دُونَکَ فَیُسْقِطَکَ مَنْ هُوَ فَوْقَکَ وَ إِذَا رَأَیْتَ مَنْ هُوَ أَسْفَلُ مِنْکَ بِدَرَجَةٍ فَارْفَعْهُ إِلَیْکَ بِرِفْقٍ وَ لَا تَحْمِلَنَّ عَلَیْهِ مَا لَا یُطِیقُ فَتَکْسِرَهُ فَإِنَّ مَنْ کَسَرَ مُؤْمِناً فَعَلَیْهِ جَبْرُهُ.

ترجمه:

عبدالعزیز گوید امام صادق(ع) به من فرمود: ای عبد‌ العزیز! ایمان، مانند نردبانى است که ده پله دارد و پله‏هاى آن یکى پس از دیگرى پیموده مى‏شود. پس کسى که در پله دوم است نباید به آن که در پله اول است بگوید تو چیزى نیستى، تا برسد به آن که در پله دهم است (او هم نباید به پایین‏تر خود چنین سخنى بگوید). آن را که در پله پایینتر از تو قرار دارد نینداز که بالاتر از تو نیز تو را مى‏اندازد. اگر دیدى کسى یک پله از تو پایینتر است با مهربانى و ملایمت او را به طرف خود بالاکشان و فراتر از توانش بارى به دوش او مگذار که او را مى‏شکنى. و هر کس مؤمنى را بشکند باید شکستگى او را جبران کند.

منبع:

الکافی، ج‏2، ص: 45


روایت2:

متن:

الإمام الباقر(ع): إنَّ المُؤمِنینَ عَلى‏ مَنازِلَ، مِنهُم عَلى‏ واحِدَةٍ، و مِنهُم عَلَى اثنَتَینِ، و مِنهُم عَلى‏ ثَلاثٍ، و مِنهُم عَلى‏ أربَعٍ، و مِنهُم عَلى‏ خَمسٍ، و مِنهُم عَلى‏ سِتٍّ، و مِنهُم عَلى‏ سَبعٍ. فَلَو ذَهَبتَ تَحمِلُ عَلى‏ صاحِبِ الواحِدَةِ ثِنتَینِ لَم یَقوَ، و عَلى‏ صاحِبِ الثِّنتَینِ ثَلاثاً لَم یَقوَ، و عَلى‏ صاحِبِ الثَّلاثِ أربَعاً لَم یَقوَ، و عَلى‏ صاحِبِ الأَربَعِ خَمساً لَم یَقوَ، وعَلى‏ صاحِبِ الخَمسِ سِتّاً لَم یَقوَ، و عَلى‏ صاحِبِ السِّتِّ سَبعاً لَم یَقوَ، و عَلى‏ هذِهِ الدَّرَجات‏‏.

ترجمه:

امام باقر(ع): مؤمنان، داراى درجات اند. بعضى از آنان، یک درجه دارند؛ بعضى دو درجه، بعضى سه درجه، بعضى چهار درجه، بعضى پنج درجه، بعضى شش درجه، و بعضى هفت درجه. بنا بر این، اگر خواسته باشى بر آن که یک درجه دارد، دو درجه بار کنى، تاب نمى‏آورد. اگر بر آن که دو درجه دارد، سه درجه بار کنى، تاب نمى‏آورد. اگر بر آن که سه درجه دارد، چهار درجه بار کنى، تاب نمى‏آورد. اگر بر آن که چهار درجه دارد، پنج درجه بار کنى، تاب نمى‏آورد. اگر بر آن که پنج درجه دارد، شش درجه بار کنى، تاب نمى‏آورد و اگر بر آن که شش درجه دارد، هفت درجه بار کنى، تاب نمى‏آورد. درجات، این‌گونه‌اند.

منبع:

الکافی، ج‏2، ص: 45


روایت3:

متن:

الإمامُ علی(ع)- لَمّا ذُکِرَ عِندَهُ اختِلافُ الناسِ-: إنّما فَرَّقَ بَینَهُم مَبادِئُ طِینِهِم، و ذلکَ أنّهُم کانوا فِلقَةً مِن سَبَخِ أرضٍ و عَذبِها، و حَزنِ تُربَةٍ و سَهلِها، فَهُم عَلى حَسَبِ قُربِ أرضِهِم یَتَقارَبُونَ، و على‏ قَدرِ اختِلافِها یَتَفاوَتُونَ، فَتامُّ الرُّواءِ ناقِصُ العَقلِ، و مادُّ القامَةِ قَصیرُ الهِمَّةِ، و زاکِی العَمَلِ قَبیحُ المَنظَرِ، و قَریبُ القَعرِ بَعیدُ السَّبرِ، و مَعروفُ الضَّریبَةِ مُنکَرُ الجَلِیبةِ، و تائهُ القَلبِ مُتَفَرِّقُ اللُّبِّ، و طَلِیقُ اللِّسانِ حَدیدُ الجَنان‏

ترجمه:

امام علی(ع): چون در حضور آن حضرت سخن از تفاوت میان آدمیان به میان آمد- فرمود: مبدأ طینت مردم، میان آنان تفاوت ایجاد کرده است؛ به این معنا که آنها از تکه یا قطعه‏اى بودند که از زمین شور و شیرین و خاک درشت و نرم ترکیب شده است؛ بنابر‌این، آدمیان بر حسب نزدیک بودنِ خاکشان به یکدیگر، با هم نزدیکند و به اندازه جدایى خاکشان از یکدیگر، متفاوتند. بنابراین بسا نیکو چهره‏اى ببینى کم‌خرد، و بلند قامتى کوتاه همّت، و نیکوکارى زشت‏رو، و خُرد‌جثه‏اى ژرف‏اندیش، و نیک‏سیرتى با ظاهرى کریه و سرگشته‌دلى پراکنده‌هوش و گشاده‏زبانى آگاه و بینا.

منبع:

نهج البلاغة، خطبه: 234 ص: 355


روایت4:

متن:

عَنِ الصَّبَّاحِ بْنِ سَیَابَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا أَنْتُمْ وَ الْبَرَاءَةَ یَبْرَأُ بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ إِنَّ الْمُؤْمِنِینَ بَعْضُهُمْ أَفْضَلُ مِنْ بَعْضٍ وَ بَعْضُهُمْ أَکْثَرُ صَلَاةً مِنْ بَعْضٍ وَ بَعْضُهُمْ أَنْفَذُ بَصَراً مِنْ بَعْضٍ وَ هِیَ الدَّرَجَاتُ‏ [أی درجات الإیمان أوهى الدرجات التی ذکرها اللّه فی قوله:« هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّهِ»(آل عمران163)

ترجمه:

صباح بن سیابه گوید: امام صادق(ع) فرمود: شما را با بیزارى چه‌کار که از یک‌دیگر بیزارى می‌جوئید؟ همانا مؤمنین بعضى از بعض دیگر افضل‌اند و بعضى از بعض دیگر نمازش بیشتر است و بعضى تیز‌بینیش بیشتر است و همین است درجات ایمان (که خداى تعالى فرماید: همه آنان را [چه مؤمن، چه کافر] نزد خدا درجات و منزلت‏هایى [متفاوت‏] است‏)

منبع:

الکافی، ج‏2، ص: 45


تفاوت در درجات نزد خدا

متن:

عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «أَ فَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَ اللَّهِ کَمَنْ باءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ * هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّهِ‏»(آل‌عمران162و163) فَقَالَ: اللَّهِ هُمُ الْأَئِمَّةُ وَ هُمْ وَ اللَّهِ یَا عَمَّارُ دَرَجَاتٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ بِوَلَایَتِهِمْ وَ مَعْرِفَتِهِمْ إِیَّانَا یُضَاعِفُ اللَّهُ لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ یَرْفَعُ اللَّهُ لَهُمُ الدَّرَجَاتِ الْعُلَى.

ترجمه:

عمار ساباطی می‌گوید از امام صادق (ع) پرسیدم در باره کلام خداوند متعال که فرمود: آیا کسى که از خشنودى خدا پیروى کرده مانند کسى است که بخشم خدا گرفتار شده و در دوزخ جایگاه دارد؟ چه بد سرانجامیست! ایشان درجات مختلفى نزد خدا دارند» آنها که پیرو رضوان خدایند همان ائمه‏اند، اى عمار! بخدا که آنها [ائمه (ع)] درجات اهل ایمانند، که بوسیله ولایت و معرفت آنها [مومنین] نسبت بما [اهل بیت]، خدا اعمال نیکشان را چند برابر کند و درجات عالى آنها را افراشته سازد.

منبع:

الکافی، ج‏1، ص: 430


تفاوت در میزان فهم و درک علم

متن:

امام علی(ع): لَیسَ کُلُّ العِلمِ یَستَطیعُ صاحِبُ العِلمِ أن یُفَسِّرَهُ لِکُلِّ النّاسِ؛ لِأَنَّ مِنهُمُ القَوِیَّ وَ الضَّعیفَ و لِأَنَّ مِنهُ ما یُطاقُ حَملُهُ و مِنهُ ما لا یُطاقُ حَملُهُ، إلّا مَن یُسَهِّلُ اللّهُ لَهُ حَملَهُ و أعانَهُ عَلَیهِ مِن خاصَّةِ أولِیائِه

ترجمه:

امام علی (ع): هر علمى چنان نیست که دارنده‏اش بتواند آن را براى تمام مردم تبیین کند؛ زیرا برخى از مردم [در فهم آن‏] قوى و برخى ضعیف‏‏اند و برخى دانش‏‏ها قابل تحمّل و برخى غیر قابل تحمّل‏‏اند، مگر براى آن که از اولیاى مخصوص خداوند باشد که خدا شنیدن آن را برایش آسان مى‏‏کند و او را در این کار، کمک مى‏‏رساند.

منبع:

التوحید شیخ صدوق، ص: 268

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۹۸ ، ۲۲:۳۹

نفس را دشمن بدار

شنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۸، ۱۱:۲۳ ب.ظ

بنام خالق هستی

پیامبر اکزم صلی الله علیه و آله میفرمایند:

دشمن ترین تو همان نفسی است که درون توست

 

متاسفانه کمتر کسی به این نکته توجه دارد که دشمنی دارد از همه دشمن ها خطرناکتر زیرکتر و قوی تر

خودی که خود میپنداریم خود واقعی نیست این نفس است

اگر نفس را نشناختیم در هر رشته و موقعیتی که برای تحصیل برآییم داریم نفس را رشد میدهیم و نه خود واقعی را

چرا اینهمه تاکید شده است که عیوب خود را بشناس؟

چرا از ارکان توبه اعتراف است؟

در روایاتی از امیرالمونین وارد شده است که بزرگترین معرفتها معرفت به عیوب خود است

چرا؟؟

برا اینکه عیوب را که بشناسی میفهمی که این رذایل دارد از کجا نشات میگیرد

مرجع و منبع تمام خبائث بالسوء نفس است

این نفس دائم به بدی امر میکند

نفس میخواهد خود را ارضاء کند و به سعادت و هلاکت تو کاری ندارد

باید زرنگ باشیم

اگر دقت کنیم پشت پرده نود درصد حرفها و کردار های روزانه ما خواسته نفس است

باید جلوی آنرا گرفت

اگر ریز شویم چیزهایی که ما چیزی به حساب نمی آوریم  و چه بسا فضیلت بدانیم اما از نفس دارد نشات میگیرد

یک نمونه آنرا میگوییم شما خودت تا ته خط را برو به قول معروف  تو حدیث مفصل بخوان از این مجمل

طرف دانشگاه خوب قبول شده

هی به این و آن میگوید

آیااین جز نفس است؟

فکر میکتی داری لز فضیلتی پرده بر میداری و یا داری خودنمایی نفس را ارضا میکتی

اگر مبارزه ای باایننفس شد امیدی هست مگرنه فلمعطلیم

 

التماس دعا

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۸ ، ۲۳:۲۳

معرفت اعلی

پنجشنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۸، ۰۸:۳۶ ق.ظ

 

بنام خالق هستی



موضوع : بالاترین درجات معرفت

متاسفانه عدم  مراجعه به کتب حدیث اهل بیت و تحقیق نکردن عمیق در معارف دین باعث شده برداشت های نادرستی از برنامه های دین شود

بنظر شما بالاترین معرفت چیست؟؟؟
این سوال را امیرالمومنین جواب میدهد
امیرالمومنین مولای متقیان میفرمایند :بالاترین معرفت معرفت به عیوب خود است
تکرار میکنم» بالاترین معرفت  معرفت به عیوب خود است
درضمن اینجا ممکن است که یک سوء تفاهم پیش بیاد و ان اینکه کسانی ممکن است مدعی شوند ک خب بالاخره انسان ممکن است روزی با کارکردن و مجاهدت از دست عیوب و رذایل خارج شود
اشتباهت همینجاست عزیز دل
پروژه شناخت عیوب و رفتارهای فعلی و ذهنی ناشایست یک پروژه ایست که تا اخر عمر ادامه دارد و انسان از ان خلاصی ندارد تا زمانیکه سر به گور بگذارد
بله
انسان با کارکردن و تلاشها مرحله به مرحله عیوب پست و پست تر را خلاصی می یابد اما پشت سرهم می اید و چیزی نیست که تمامی داشته باشد
بچه مذهبی ها بدانند
اگر فکر کنند که خیلی بچه خوبی هستند درواقع دارند به خدا کد می دهند که خیلی بچه بدی هستند که خود را خوب میدارد
درست است انسان باید خوبیهایش را و توفیق هایی که  شامل حالش میشود راهم در نظر بیاورد و خدا را شکر کند اما بدی ها را هم ببین
اتفاقا در روایات وارد شده است که خداوند خیلی دوست دارد که بنده نعمتی که به او داده شده است را ببیند و خدا را شکر کند
اما وای بر احوال کسانیکه برای خود عیب ی نببینند
در روایات واد شده است که خداوند انتظار دارد که بنده عیبش را ببیند و بدان اعتراف کند
اعتراف به عیوب خیلی معرفت است
اینکه انسان عیب را بشناسد و در پیشگاه خدا ب ان اعتراف کند
اصلا اعتراف از شروط توبه است
این اعترافه خیلی مهم است
بالاترین مصیبت ان است که انسان حتی بعد از سالها کارکردن فکر کند عیبی ندارد
فکر کند دیگر از رذایل خلاص شده است

این بالاترین مصیبت و بالاترین ضلالتهاست
انسانی بیشتر روی خود کار کرده است که عیوب بیشتری را از خود کشف کرده باشد
حالا هی برو فکر کن بچه خوبی هستی
ببخشید سرتون را درد اوردم
التماس دعا

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۹۸ ، ۰۸:۳۶

نظام دین

سه شنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۸، ۰۷:۱۸ ب.ظ


بنام خالق هستی

 



نظام دین را دریابید

تا حالا سخنرانی از خیلی ها  شاید گوش کرده باشید


اما خیلی  جاها از پراکندگی نظام دین در بین سخنرانیهای خطیبان به چشم میخورد
جایی میشنوی که برای چه باید در فلان موقعیت صبور باشی برای چه در فلان وضعیت شاکر باشی
در حالی که ممکن است نظر خطیب دیگر چیز دیگر باشد
البته نباید منکر نظریات دیگران شد
اما شاید همه کس به اصل و ریشه علت نپردازند
 
نظام دین یک مسئله بسیار مهم است که کمتر افرادی نظام دینی  صحیح و قوی دارند
نظام دین در روایات به یک نخ تسبیح تشبیه شده است که دانه های تسبیح را به دور هم جمع می اورد و در کنار یکدیگر قرار میدهد
شما شاید تسبیح های عقیق ام البنین را یده باشید تسبیح های عقیق بارنگ های مختلف
دراین تسبیح ها قشنگ ترین انها تسبیحی است که دانه های ان با یک نظم خاصی و مرتبی در کنارهم چیده شده باشند
نظام دین هم همینطور است
معارف دین باید جای مخصوص خود را داشته باشد تا شخص در موقعیت های مختلف بداند از کجای دین باید مایه بگذارد  و وظیفه خود را بهتر بشناسد
تجربه نشان داده است که کسانی از نظام دینی و تفکر ناب اسلام برخوردارند که بینش و بصیرت قوی از قران و روایات اهل بیت علیهم السلام برخوردار هستند
این نظام با تلاش و کوشش فروان و توکل و توسل در این راه حاصل میشود
انچه که من تجربه کرده ام و نظریات کارشناسی دوستان را شنیده ام یکی از کسانیکه از چنین سطحی برخوردار است استاد محترم حجت الاسلام علیرضا پناهیان است
ایشان به اصل و ریشه معارف نظر میکنند و جمع بندی دقیقی از آیات قرآن و احادیث دارند
از من میشنوید اگر میخواهید وظیفه اصلی و شاه راه رشد و تعالی در مسیر معنویت را پدا کنید سلسله سخنرانی های استاد پناهیان با موضوع تنها مسیر را دنبال کنید
این مجموعه سخنرانی حدودا ۹۰جلسه است
این ۹۰ جلسه شما را به بینش دینی نابی اشنا میکند
در پست های قبل هم پیشنهاد دادم برنامه موزیک اسپید را دانلود کنید و سخنرانی هارا با سرعت بیشتر که زمان کمتری ازشما بگیرد گوش کنید
شایان ذکر است که دیگر  موضوعاتی که ایشان ب آن پرداخته اند هم فوق العاده است اما تنها مسیر گل سر سبد آنها است


التماس دعا

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۸ ، ۱۹:۱۸

نظام فکری ناب علیرضا پناهیان

جمعه, ۴ مرداد ۱۳۹۸، ۰۵:۲۸ ب.ظ

بنام خالق هستی


🔰چرا باید رنج بکشیم؟ (دلیل سوم)

🌀برای اینکه تاحدی بفهمیم «جهنم چه خبر است!» و از آن دوری کنیم


🔸#چگونه_آسوده‌تر_زندگی_کنیم؟ج9


🔻اگر جهنم را بفهمی؛ دیگر نیاز نیست با رنج و مشکلات به تو بفهمانند!


🔻چرا مشکلات مؤمنین در دنیا بیشتر از دیگران است؟ راه کم‌شدن این مشکلات چیست؟


🔻استغفار، غم را از بین می‌برد، بلاها را کم می‌کند و آرامش می‌آورد


🔻گاهی رنج برای این است که خراب و فاسد نشویم، گاهی برای این است که خرابی‌های وجودمان درست شود

______________

#علیرضا_پناهیان


🔶یکی از دلائل دین‌گریزی این است که بعضی‌ها فکر می‌کنند دین‌داران دنبال آسایش و لذت نیستند و دین باعث رنج و سختی است. این سوءتفاهم بزرگی است که باید برطرف شود. در حقیقت، زندگیِ غیردینی عامل سختی و دشواری است. خداوند می‌فرماید: «مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکاً»(طه/124) دین برای زندگیِ راحت‌تر و آسودگی بیشتر است.


🔶همۀ لذت‌ها فقط در آسودگی پدید می‌آید اما مردم غالباً برای رسیدن به لذت-با ارتکاب گناه- آسودگی خود را ذبح می‌کنند. راه باطل همه‌اش سوءتفاهم است؛ کمااینکه ابلیس، آدم(ع) را در بهشت، دچار سوءتفاهم کرد و طبیعتاً ما را-که در بهشت نیستیم- بیشتر به سوءتفاهم می‌اندازد.


🔶درک فلسفۀ رنج، یک راه رسیدن به آسودگی است. گاهی رنج برای این است که خراب و فاسد نشویم و گاهی برای این است که خرابی‌های ما درست شود. یکی از این خرابی‌ها تکبر است که مثل علف هرز در وجود ما رشد می‌کند. نفس انسان، مکار است؛ تا یک‌مقدار خوب می‌شوی، دچار تکبر می‌شود، لذا باید مدام تکبر را از بین برد.


🔶امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «وَ لَکِنَّ اللَّهَ یَخْتَبِرُ عِبَادَهُ بِأَنْوَاعِ الشَّدَائِدِ... إِخْرَاجاً لِلتَّکَبُّرِ مِنْ قُلُوبِهِمْ» (نهج‌البلاغه/خطبۀ 192) خدا انسان را به انواع بلاها گرفتار می‌کند تا تکبرش را خارج کند و در جانش، تذلل پدید آورد. اگر اوضاعت پیچیده شد بگو: «خدایا من کجا تکبر کردم و متوجه نبودم؟» بهترین وسیله برای رهایی از تکبر و نابودکردنِ آن، نماز و سجده‌های طولانی است. اگر خودمان تذلل در جان‌مان پدید بیاوریم، خیلی از بلاهای ما از بین می‌رود.


🔶بعد می‌فرماید: این بلاها اسباب عفو است «لِیَجْعَلَ ذَلِکَ أَبْوَاباً فُتُحاً إِلَى فَضْلِهِ وَ أَسْبَاباً ذُلُلًا لِعَفْوِه» (همان) طبق روایات، استغفار همّ و غمّ را از بین می‌برد، بلاها را کم می‌کند و آرامش می‌آورد(اعلام‌الدین/294) بگو «خدایا من چه مرضی دارم که درستش نکرده‌ام؟» بگرد آن عیب و مرض را پیدا کن، شاید مشکلت حل شود(البته همۀ مشکلات، به این روش حل نمی‌شوند)


🔶یک فلسفه برای‌ لذت‌های دنیا، این است که «بهشت را بفهمیم» علی(ع) می‌فرماید: خدا لذت‌هایی را در دنیا به انسان می‌چشاند تا بفهمد بهشت چه خبر است! (أَرَاهُمْ طَرَفاً مِنَ اللَّذَّاتِ لِیَسْتَدِلُّوا بِهِ... الْجَنَّةُ ؛ احتجاج طبرسی/1/207) برای اینکه وقتی خدا دربارۀ بهشت توضیح می‌دهد، یک چیزی متوجه بشویم. اگر بهشت را بفهمی دیگر، لذت این دنیا را نمی‌خواهی! از فهمِ بهشت، لذتی می‌بری که دیگران از خودِ دنیا آن‌قدر لذت نمی‌برند.


💠 فلسفۀ رنج چیست؟ قبلاً دو دلیل برایش ذکر کردیم. سومین دلیلش این است که یک‌مقدار بفهمیم جهنم چه خبر است و از آن دوری کنیم و بفهمیم که اصلِ رنج در آنجاست. «علی(ع): وَ أَرَاهُمْ طَرَفاً مِنَ الْآلَامِ لِیَسْتَدِلُّوا بِهِ... النَّار» (همان) خودت جهنم را بفهم و از آن بترس؛ آن‌وقت دیگر نیاز نیست با رنج و مشکلات به تو بفهمانند!


💠مشکلات دنیا برای همه هست اما برای مؤمنین بیشتر از دیگران است، چون خدا می‌خواهد مؤمنین را در این دنیا سالم‌تر نگه دارد(یعنی کمتر دچار فساد و خرابی شوند) تا آن دنیا بیشتر به آنها برسد. 


💠حالا اگر بخواهیم هم مؤمن باشیم هم کمتر مشکل داشته باشیم چه؟ اهل‌بیت(ع) فرموده‌اند: شیعیان ما زیاد دعا کنند تا خدا مشکلات‌شان را کم کند و اِلا چون دوست ما هستند، بلاها و مشکلات‌شان زیاد خواهد بود (لَوْ لَا إِلْحَاحُ الْمُؤْمِنِینَ...؛کافی/2/261) (فَاتَّخِذْ لِلْبَلَاءِ جِلْبَاباً...؛امالی طوسی/154)


💠بنا بود زجر بکشی تا رشد کنی اما بجایش درِ خانۀ اهل‌بیت(ع) ناله می‌زنی و رشد می‌کنی. وقتی با دعا و توسل به خدا متصل بشوی، دیگر لازم نیست زیاد رنج بکشی. در مشکلات و گرفتاری‌ها، با دعا و توسل کارمان راه می‌افتد.


💠با بلا و نعمت، کمی به جهنم و بهشت عارف می‌شویم اما در روضۀ امام حسین(ع) عمیقاً با جهنم و بهشت آشنا می‌شویم. روضه، نفرت از جهنم و اشتیاق به بهشت، به ما می‌دهد. جهنم جایی است که حرمله و شمر هستند. بهشت هم جایی است که أباالفضل(ع)‌ دارد! ما این‌قدر می‌فهمیم «آنجایی که حسین(ع) نیست جهنم است و آنجایی که عباس(ع) هست بهشت است!»


🚩حسینیه حقشناس- ۹۶.۷.۸


@Panahian_text

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۸ ، ۱۷:۲۸

جایگاه و ارزش نیت

يكشنبه, ۲ تیر ۱۳۹۸، ۱۲:۰۴ ق.ظ

 

بنام خالق هستی

 

جایگاه و ارزش نیت


نیت کن نیکی ببر
ما هنوز جایگاه و ارزش نیت را در سرای آخرت را درک نکرده ایم
نیت از اصولی ترین معارف دینی ما است و درواقع عملی بدون نیت فایده ای ندارد
در روایات معصومین نیت به روح عمل تعبیر شده است
برای روشن شدن مطلب به داستان زیر که در نهج البلاغه شریف است توجه نمایید


و من کلام له علیه السلام لما أظفره الله بأصحاب الجمل

وَ قَدْ قَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ وَدِدْتُ أَنَّ أَخِی فُلَاناً کَانَ شَاهِدَنَا لِیَرَى مَا نَصَرَکَ اللَّهُ بِهِ عَلَى أَعْدَائِکَ

 

فَقَالَ لَهُ علیه السلام أَ هَوَى أَخِیکَ مَعَنَا فَقَالَ نَعَمْ قَالَ فَقَدْ شَهِدَنَا وَ لَقَدْ شَهِدَنَا فِی عَسْکَرِنَا هَذَا أَقْوَامٌ فِی أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ سَیَرْعَفُ بِهِمُ الزَّمَانُ وَ یَقْوَى بِهِمُ الْإِیمَانُ

ترجمه:

نیّت جهاد

پس از آنکه خداوند امام را در نبرد جمل بر دشمن پیروز کرد، یکی از یارانش گفت: کاش فلان برادرم شاهد پیروزیت بر دشمن بود. امام فرمود: «آیا دل برادرت با ماست». گفت: آری. فرمود: او با ما و در جمع یاران ماست، و بالاتر آنکه گروههایی که در پشت پدران و زهدان مادرانند، در شمار این سپاهند که بزودی زمانه آنان را به صحنه آورَد و ایمان بدانان نیرو گیرد.

این است که ظرفیت انسان اینقدر بالا است و خداوند انچنان سفره رحمت را بر انسانها گستردادنده است که گذشت زمانه نمیتواند انسان را از کمالات وقایع تاریخ محروم سازد
بله واقعه عاشورا در یک روز از برهه تاریخ اتفاق افتاد و تمام شد رفت اما اینطور نیست که فیض این واقعه فقط مختص یاران امام حسین ع باشد بلکه هر کسی با توجه به ظرفیت وجودیش و درجه نیت و اخلاصش میتواند در هر زمانه ای  و با گذشت هزاران سال  از این حماسه بهره مند شود

به داستان دیگری هم توجه کنید
معلم اخلاق، شهید دستغیب در یکی از کتاب هایش از جلد سیزده «بحار الأنوار» از کتاب «کشف الغمة» اربلی نقل می کند:

محی الدین اربلی گفت: روزی در خدمت پدرم بودم. مردی نزد او بود و چرت می زد.

در آن حال عمامه از سرش افتاد و جای زخم بزرگی در سرش نمایان شد. پدرم علت آن زخم را پرسید، گفت: این زخم را در جنگ صفین برداشتم. گفتند: تو کجا و جنگ صفین کجا؟!

گفت: وقتی به مصر می رفتم، مردی با من همسفر شد، در بین راه درباره جنگ صفین صحبت شد، همسفرم گفت: اگر من در صفین بودم شمشیرم را از خون علی و یارانش سیراب می کردم. من هم گفتم: اگر من در میدان صفین بودم شمشیر خود را از خون معاویه و یارانش سیراب می کردم و اینک من و تو از یاران علی و معاویه ملعون هستیم بیا با هم جنگ کنیم، در آن حال با هم در آویختیم و زد و خورد مفصلی کردیم، یک وقت متوجه شدم که بر اثر زخمی که به سرم رسیده از هوش می روم، در آن اثنا دیدم شخصی مرا با گوشه نیزه اش بیدار می کند، چون چشم گشودم از اسب فرود آمد و دست روی زخم سرم کشید، در آن حال بهبودی یافت و فرمود: همین جا بمان و سپس ناپدید شد، آن گاه در حالی که سر بریده همسفرم را در دست داشت ظاهر شد و فرمود: این سر دشمن توست، تو به یاری ما برخاستی ما هم تو را یاری کردیم چنان که هرکس خدا را یاری کند خدا او را نصرت می دهد، پرسیدم: شما کیستید؟ فرمود: صاحب الامر علیه السلام.

آن گاه فرمود: هرکس از تو پرسید این زخم چه بوده؟ بگو: این ضربتی است که در صفین برداشته ام! !

البته اینطور هم نیست که پاداشی را که یاران ناب سیدالشهدا میدهند به ما دهند بالاخره انها از دنیای خودشان مایه گذاشتند. از عمرشان مایه گذاشتند زخم ها و ضربتها خوردند و شدید ترین بلاها در یک نیم روز بر انها وارد شد
در حدیثی از امام سجاد ع  در نسبت بلاها در روز عاشورا و بعد عاشورا ایراد است که
اگر پیامبر به انها وصیت میکرد که ما را به بدترین نحو اذیت کنند بیشتر از این نمیتوانستند عمل کنند

پس مسلما پاداش انها مختص خود انها است اما با نیت خالص ماهم از فیض زیادی میتوانیم بهره مند شویم

مطلب مهم:
مفسران در شرح چنین روایاتی نکته ای را بیان میکنند که برای استفاده کنندگان حائز اهمیت است:
ا
کسی میتواند با نیت از فیضی بهره مند شود ک اگر وظیفه ای بر انها در زمانه خودشان وارد  است انرا انجام دهند
ما همان اندازه در نیت مان برای کمک رسانی به امام حسین شریکیم که الان داریم حجت بن الحسن را یاری میکنیم
کمک رسانی امام زمان چیست:
همین گناه نکردن ها
همین تقواها
همین دعاها برای فرج

نتیجه:
در هرکاری نیت کنیم
حتی سنگ برداشتن مان در خیابان برای عابران هم برای رضا خدا  باشد

التماس دعا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۸ ، ۰۰:۰۴

طلبه های دوست داشتنی

سه شنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۸، ۱۱:۴۲ ب.ظ


بنام خالق هستی


انتقادی بر احوالات برخی طلبه ها

حوزه رفتن و طلبه شدن یک فرصتی است که شاید به همه کس داده نشود البته اشتباه نشود گفتیم که یک فرصت است پس اینطور نیست که هرکسی رفت تو حوزه و طلبه شد دیگر سعادتش تضمین شد و اینکه اوضاعش دیگر بهتر از کسانی است که طلبه نیستند
طلبه ها باید ازاین فرصتی که به انها داد شده است ب درستی استفاده کنند
به بیانی رسالت شان را تشخیص دهند و در راستای ان تلاش کنند
اما چقدر از طلبه ها رسالت شان را میشناسند و یااینکه میشناسند اما تلاش میکنند ؟؟؟
در گوشه کنار هر شهر و دیاری طلبه ها را میبینیم که مشغول به کارهای فرهنگی و بسیج و ...هستند
اما سوال اینجاست که این کار چقدر درست است/؟؟؟
من مخالف  کارهای فرهنگی نیستم!
اما اگر کسی وظیفه اش را در حوزه بشناسد فکر نمیکنم حالا حالاها اینطور بتواند برای کارهای فرهنگی وقت بگذارد
ببینید دوستان
تحصیل در حوزه با تحصیل در دانشگاه خیلی متفاوت است
یعنی اگر خروجی موفق در حوزه را در نظر بگیریم انگاه نوع تحصیل و وقت و تلاش تحصیل در حوزه خیلی متفاوت در دانشگاه خواهد بود
ما خودمان در خویشاوندانمان روحانی داریم که بنده تفاوت را در شخصیت و میزان علمی ایشان با بسیاری از روحانیون به وضوح دیده ام و مراوده و مباحثه با ایشان بنده را به این نتیجه رساند که کمتر طلبه هایی اینطور در تحصیل تلاش و کوشش کرده و میکنند
خب بعضی ها شاید اینطور توجیه کنند که ما درس هایمان را خوب میخوانیم و به فعالیت هاب جانبی و فرهنگی مان نیز میپردازیم
چه بگویم؟؟
باشه قبول
اما اگر شما توانستید ادبیات عرب را طوری فرا بگیرید که تک تک ایه های قران را بتوانید تجزیه و ترکیب کنید باشه بروید سراغ کارهای فرهنگی
اگر توانستید طوری در روایات کار کنید که موضوعی نباشد در اسلام که اگر حدیثی از ان مضوع از معصوم صادر شده شما در حافظه داشته باشید
من دیدم کسانیکه روایات هارا با متن عربی به ذهن سپرده اند
حدیثی که از معصوم صادر شده خدا میداند عین وحی است فلذا خیلی فرق بین عین متن با ترجمه فارسی آن است
رابطه ایات قران با یکدگر .رابطه احادیث با یکدیگر.رابطه احادیث و ایات قران اینها مسائلی بس ضروری برای یک عالم دین است و چیزی نیست که به این راحتی به ان دست یافت
طلبه که نباید سخنان و نظزیات دیگران را قرقره کند
طلبه راه خود را باید به مردم پیام رسانی کند
طلبه ای که با قوت پژوهش کندبه نقد سخان و نظریه های بزرگان نیز برمی خیزد
و این شدنی است
ما که نباید قواعد اسلام را فقط در کلام بزرگان  خلاصه کنیم
نمیخواهم کلام اندیشمندان را زیر سوال ببرم
منتهاش میخواهم بگویم که این که پایان کار نیست
باید کوشش کرد زحمت کشید
باید کار کرد
باید عرق ریخت
اما اگر این تلاش ها برای خدمت به امام زمان و باز کرده گره ای از معارف نباشد مفت نمی ارزد
ما به کسی که تلاش ها کرده و نظریه های دقیقی دارد اما غروری بر او حاکم است که نظریاتش را بخواهد با غرور به رخ دیگران بکشد بیشتر انتقاد داریم
خطاب من به طلبه های پایه های یک تا ده است مخصوصا
طلبه ها روحانیون عزیز
دوستان من
در این برهه زمانی که قرار دارید وقت طلوع نیست
به قول دوستی الان وقت شیرجه زدن نیست
بچسبید به دروس تحصیلی تان
خدا حفظ   کند ایت الله ناصری را
میفرمایند طلبه ها مطالعه کتب جانبی را تا پایان سطح سه کنار بگذارند و فقط بچسبند به دروس حوزه
این حرف مطلق نیست
اما منظور ارزش تحصیل دروس حوزه را میرساند
من فقط میدانم باید خیلی کار کرد تا به معارف دقیقی دست یافت
فعالیت های فرهنگی را دوستان ماهم میتوانند میتوانند انجام دهند
خدا خیر دهد به بچه هیئتی ها و بسیجی ها
این کارها را بهتر است این خادمان حسینی انجام دهند
نه اینکه طلبه ها این کارها را ببوسند بزارند کنار
خیر
اما پاره وقتی و جاییکه واقعا احساس کنید حضور شما نقش بسزایی دارد
که البته در اینصورت هم تحصیل با قوت نباید نقشش کمرنک تر شود
موفق باشید

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۸ ، ۲۳:۴۲

روش عالی برای کسب معارف از زبان دیگران

شنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۸، ۰۴:۴۴ ب.ظ

بنام خالق هستی

یک روش عالی برای کسب و مستفیض شدن از معارف اسلام


موزیک اسپید را دانلود کنید


یکی از بهترین و تاثیرگدارترین روش های یادگیری استماع یک مطلب است

در درجه اول طلبه ها و مراتب بعدی کسانیکه اهل مطالعه و تحصیل معارف دین هستند باید در برنامه آموزشی خود یک وقتی هم به استماع سخنان اندیشمندان بگذارند تا از دیدگاه ها و بینش های دیگران نیز بهره مند شوند

این یک روشی است که خودم خداروشکر این توفیق نصیب مان شده و از آن استفاده لازم را میبرم و آن چیست؟

دنیال کردن سخنرانی های خطیبان توانا

فراموش نکنید که این روش در دراز مدت حجم وسیعی از اطلاعات و معارف را در اختیار شما قرار خواهد داد

چه کنیم؟؟

برنامه موزیک اسپید را دانلود کنید

این‌برنامه به شما این اختیار را میدهد که بتوانید سرعت یک فایل را تا دوبرابر افزایش دهید یعنی یک فایل یک ساعته رادشما در نیم ساعت گوش کنید

البته دوبرابر سرعت زیادی است و باید کمتر از آن را انتخاب کرد

این برنامه‌را دانلود کنید و بعد از آن یک سیر سخنرانی را برای خود مشخص کنید

بنده دو سایت مفید را به شما معرفی میکنم

یکی سایت بهترین سخنها

این سایت توانسته است تا حدودی سخنان اندیشمندان و خطیبان را تا حدود زیادی در مجالس جمع آوری کند انصافا هم خوب پیش رفته اند میتوانید یک سری به این سابت بزنید

و دیگری هم سایت همین برنانه سمت خدا که تمامی جلسات را فایل های صوتی اش را در سایت قرار داده اند

سخنرانی ها را دانلود کنید و با برنامه موزیک اسپید زمان کمتری را برای گوش دادن یک سخنرانی سپری کنید

موفق باشید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۸ ، ۱۶:۴۴

به نیابت همه سلام دهید

پنجشنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۸، ۰۳:۴۳ ب.ظ

بنام خالق هستی


زمانیکه میخواهید به بزرگی سلام دهید به نیابت همه و دسته جمعی سلام کنید


داستانیکه تعریف میکنم را یکی از رفقای روحانیون مان که امسال به زیارت امام رضا نایل شدمد برای بنده نقل قول میکرد

ایشان میگفت این داستان را یکی از خادمان امام رضا که این قضیه برایش اتفاق افتاده بود برایم تعریف کرد


این خادم کفته چند سال پیش در  زمان حیات ایت الله بهجت این بزرگوار هرروز صبح به زیارت امام رضا می امد و من به ایشان سلام میکردم و ایشان سرش را بالا می اورد و جواب سلام بنده را میداد

در یکی از روزها که دیدم ایت الله از دور دارد می اید با خود به امام رضا گفتم یا امام رضا این بار میخواهم به نیابت تمامی این زائرانت که در جوارت هسستند  به این مرد بزرگ سلام کنم

ایشان میگفت همچین که ایت الله بهجت نزدیک شدند و من طبق معمول که ب ایشان سلام میکردم اینبار به نیابت همه زائران به ایشان گفتم سلام علیکم

ایت الله بهجت سر راه بالا اوردند و چیزی نگفتند و سرش را زیر انداختند دوباره سرشان را بالا اوردند و چیزی نگفنتد تا چندین بار تا بالاخره سرشان را بالا اوردند و به بنده گفتند سلام علیکم جمیعا

دفعات قبل ایشان میگفتند سلام علیکم اما این بار که به نیابت زائران به ایشان سلام کردم فرمودند سلام علیکم جمیعا


نتیجه داستان :اگر به بزرگی خواستید سلام دهید به امامان  و یا به امام زادگان و یا حتی مومنان به نیابت بقیه هم سلام کنید این هم برای ما بهتر است و هم به خیری هم به بقیه رسیده است

بخاطر همین است که میگویند زیارت امامان که میروید برای مثال به نیابت امام زمان زیارت کنید


التماس دعا

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۸ ، ۱۵:۴۳

عوامل شکر گزاری

يكشنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۸، ۰۳:۱۹ ق.ظ

بنام خالق هستی


عوامل شکر گزاری:

یک سری از عوامل هست که اگر انسان آنها را دریابد و به ان اعتقاد قلبی داشته باشند انسان باطنا یک حس شکرگزاذی نسبت به خداوند پیدا میکند

اول اینکه :

نعمت ها را ببیند

این خیلی مهم است که انسان نعمت ها را ببیند

خداوند زمانیکه برای انسانها مثال هایی در ایات قران میزند متذکر میشود که این مثال ها برای اهل تسلیم مایه ایمان آوردن است  ولی همین مثال ها برای اهل کفار مایه ضلالت و گمراهی است

خداوند حکیم در آیه شریفه 26 سوره بقره می فرماید: «انَّ اللَّهَ لا یسْتَحْیی انْ یضْرِبَ مَثَلًا مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوقَهَا فَامّا الَّذِینَ آمَنُوا فَیعْلَمُونَ انَّهُ الحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ امَّا الَّذِینَ کفَرُوا فَیقُولُونَ مَاذَا ارادَ اللّهُ بِهَذَا مَثَلًا یضِلُّ بِهِ کثیراً وَ یهْدِی بِهِ کثیراً وَ مَا یضِلُّ بِهِ إلَّاالْفاسِقِینَ

خداوند ابایی ندارد که (به موجودات ظاهراً کوچکی مانند) پشه، و حتّی کمتر از آن مثال بزند. (در این میان) آنان که ایمان آورده اند، می دانند که آن، حقیقتی است از طرف پروردگارشان؛ و امّا کافران (این موضوع را بهانه قرار داده) می گویند: منظور خداوند از این مثل چه بوده است؟! خدا جمع زیادی را با آن گمراه، و گروه بسیاری را هدایت می کند؛ ولی تنها فاسقان را گمراه می سازد!

میدانید چرا ؟

چون کفار اصل مبنا را بر ایمان نیاوردن قرار داده اند آنها دنبال حقیقت نیستند بخاطر همین است که از مثال های خداوند خرده میگیرند که این چه وحی ای است که از پشه حرف میزند؟؟!!!

درحالیکه همین پشه برای اهل تسلیم که روحیه تسلیم و حقیقت جویی دارند مایه ایمان بیشتر و یقین است


حالا این مطلب چه ربطی به بحث ما دارد؟؟

ربطش به این است که اگر ما بنا را براین بگذاریم که نعمت های خداوند را ببینیم انوقت هست که این روحیه باعث شود نعمت های خداوند را با چشم و دل بازتری ببینیم

اقاجان نعمتهای خدا را ببینم از کوچک تا بزرگ از مادی تا معنوی


دوم اینکه :

نعمت ها را از اسباب نبینیم و اسباب را همه کاره رسیدن ان نعمت به خود ندانیم

در دعایی از امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه است که خداوند شکرکه اسباب به لطف تو اسباب هستند

ببینید دوستان خداوند همانطور که عالم و رازق و...هست درعین حال حکیم هم هست او نعمت هارا به وسیله اسباب به بندگان میرساند اما فراموش نشود که پشت پرده این اسباب دست خداوند در کار است

او خداوند است که رفع تشنگی را در آب قرار داده است  او خداوند است که تیزی را به چاقو داده است

او خداوند است که سوزاندن را به اتش خاصیت داده است مگرن اتش میتواند گلستانی باشد برای حضرت ابراهیم

اسباب بوسیله خداوند اسباب هستندو در هزاران کار اگر این اسباب نباشد خداوند اراده اش را با هزاران اسباب دیگر میتواند عملی سازد


سوم اینکه :

چیزی را و نعمتی را از خودمان هم نیز ندانیم

ببینید دوستان ما از خود به خود نزدیکر که دیگر از اعضا و جوارح خودمان که دیگر نداریم

همین دست و پاو چشم و گوش و...

من یک سوال از شما دارم اگر همین دست و پا واعضا و جوارح از شما هستند پس چرا در پیری انهارا از دست اده اید و مثل جوانی نمیتوانید از انها استفاده کنید؟؟؟

پیری یک نعمت است که بدانی اینها ابزاری بودند که چند صباحی به تو دادند که از انها برای کمال خود استفاده کنی انها حقیقت تو و از ان تو نیستند

حالا هروقت این اعضا که نزدیکترینها به ما هستند از ان ما نیستند چه رسد به انچه که بیرون به ما رسیده اند همین سوادها علم ها توفیق ها مالها و...اینها از ما نیستند بلکه برای این است که ما ازنها استفاده کنیم

چهارم اینکه :

هر آنچه از خدا به تو میرسد نیک بدان  اگر ما حساب دو روز چهار روز دنیایی مان را میکنیم توجه شود که او حساب ابدیت ما را در نظر دارد

او نقطه کمالی که باید ب ان برسی را دارد نظارت میکند او قصد دارد تو را به اوج نقطه کمالی خودت برساند  بخاطر همین است که آنچه به تو میدهد چه در قبال طاعت هایت و چه در قبال کفاره گناهانت او از اول تا آخر تو را دارد مدیریت میکند

پس خوشبین باشد

امام صادق ع در حدیث عنوان بصری در حقیقت عبودیت و بندگی میفرمایند که بنده برای خود مصلحت اندیشی نمیکند اک امورات خود را به خداوند میسپارد



سخن آخر:

در حدیثی از امام کاظم ع وارد شده است که شکر نعمت از خود نعمت بالاتر است ؟

میدانید چرا؟؟

زیرا ما گفتیم که هرآنچه که به ما داده اند برای استفاده کردن ما از انها است مگرنه فایده ای برای ما ندارد اگر قرار است کمالی به ما نرساند

پس هر نعمتی که خداوند به ما داد اگر ما انرا شاکر بودیم و شاکر بودن به این معنا که در جای خود و در وجود کمالی انها از انها استفاده کنیم انوقت تازه انها برای ما نعمت هستند مگرنه ن تنها نعمت نبوده اند بلکه انها نقمت بوده اند برای ما

اگر مالی به تو دائدند و تو انرا در جای خود که دردی از اخرت تو دوا کند خرج کردی  تازه ان مال برای تو تعمت است ولی اگر مایه فایده اخرت تو نباشد این دیگر نعمت نبیست بلکه نقمت است

و اینجاست که اگر هرانچه به ما رسد ما شاکر باشیم در حقیقت از خداوند نعمت دریافت کرده ایم

پایان

التماس دعا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۹۸ ، ۰۳:۱۹