سیر الی الله...

...زندگی...=زنده+بندگی

سیر الی الله...

...زندگی...=زنده+بندگی

سیر الی الله...

میلادزارعان...دانشجوی برق...دانشگاه شهیدمهاجر اصفهان...

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۷ بهمن ۹۵، ۰۱:۵۳ - این همه فاطمه هست و این همه فاطمه نیست
    عالی بود
  • ۱۴ بهمن ۹۵، ۰۹:۵۴ - گمنام ...
    تشکر.
نویسندگان
۰۹
دی

به نام خالق هستی.




وکأین من آیه فی السموات والأرض یمرون علیها وهم عنها معرضون ومایؤمن أکثرهم بالله الاوهم مشرکون...آیه ۱۰۵ و ۱۰۶ یوسف...
ترجمه:چه بسیار آیات و نشانه هایی است در آسمانها وزمین که این مردم برآنهامیگذرند ولی ازانها روگردانند وبخود نمی آیند و اکثر مردم به خدا ایمان نمی آورند مگر درحالیک مشرک اند...



ظاهر ایه را ک نگاه میمنیم فکرمان می رود به مشرکان و کافران که مسلمان نشدند و درغفلتند...
درحالیک باتوجه ب تفسیر آن بیشتر موردتوجه اکثر صاحبان ایمان است که خود را مؤمن و یا دیگران آنهارا مؤمن میخوانند...


تمام آیات قرآن نوعی متنبه کننده است...
طالب واقعی اولا سعی میکند واحبات شرعیه را به نحو صحیح انجام دهدو همین مداومت اورا ب مرحله یقظه میرساند که در وجود شخص تحول ایجاد شده و عطش او چندین و چندین برابر شده و اورا در راه خدا مقیدتر میکند...
کسیک امسالش با پارسالش چندین تفاوتی ندارد فکر نمیکنم بشود اورا مومن نامید..چون مومن اصولا کسی است که ترقی هدف اوست..ن اینکه به چندی اعمال بسنده کرده و عمر خودرا میگذراند هرچند که به واجبات عمل کرده باشد...
اگر کسی واقعا ب شرعیات عمل کند لطف خدا شامل حالش میشود و اورا به مرحله یقظه میرساند...
ولی اگر کسی تحول درونش ایجاد نشد
۱-شاید اعمالش بر حسب عادت بوده..
۲-شاید برای خدا نبوده...
۳-شاید در کنارش گناهان اورا متوقف کرده
۴-شیطان...
۵-ریا...
۶-هزاران دلیل دیگر...

روحانی معظم: خیلی فرق است بین سالک طالب با طالب سالک...



ببینیم از کدام هستیم؟؟؟


البته اشتباه نشود به مرحله یقظه نرسیدن دلیلی بر مومن بودن شخص نمیشود ولی آنچه مسلم است مومن در طول زندگی اش ترقی معنوی دارد و برحسب نیت و کیفیت اعمالش ترقی میکند و به مرحله یقظه رسیدن یعنی شخص اعمالش را ب نحو خوبی انجام داده و خوشا ب حال مسانیک در سنین کم ب این مرحله برسند تا عمر مابقی را بهتر بگذراند چرا ک به مرحله یقطه رسیدن شخص را یک جوری از خود لی خود کرده و فکر و ذهن شخص میشود خدایش...

یقظه:  تحول درونی یک شخص که ظرفیت پیداکرده که انوار ربوبی بر قلبش بتابد و شخص را با تمام ادراک و حواسش متوجه خدایش کند...
البته یقظه مراتبی دارد...
وشخص گنه کار که توبه میکند و مثلا از آن ب بعد شروع ب نماز خواندن و..کرده نیز خود نوعی یقظه محسوب میشود...

نشانه های یقظه:
توجه خاص به نعمت ها که شخص متوجه میشود آنچه دراین دنیاس برای انسان است که ب خدایش تقرب کند و صرفابرای همین است...

توجه به حقیقت گناه و خطر آن که شخص در برابر گناه حیای خاصی پیدا میکند...

تعظیم حق که شخص خدارا با عظمت بیشتری حس میکند...

شناخت بیشتر نفس أماره که شخص بسیاری از نیازهای و عطش های خودرا نامطلوب میداند و افراط در انرا خطر میداند   

تصدیق وعده الهی که شخص آنچه را که خدا ب او وعده داده ب انها امید دارد...

مغتنم شمردن وقت که شخص سعی بران دارد عمر خودرا برای بندگی استفاده کند...

و هزاران معرفت های دیگر که متوجه شخص میشود... 

التماس دعا...



  • میلاد زارعان
۰۸
دی

به نام خالق هستی.


قل انماأعظکم بواحدة أن تقوموالله مثنی وفردی ثم تتفکروامابصاحبکم من جنةان هو الانذیرلکم بین یدی عذاب شدید

ای پیامبر بگومن شمارا موعظه میکنم به یک کلمه و آن اینکه:قیام کنید برای خدا باهمدیگروبه تنهایی و دراین أمر فکر کنیدکه صاحب شما (پیامبر)جنون ندارد وحقیقت جز این نیست که اوفرستاده خداست وشمارا از عذاب سختی که درپیش است میترساند..

آیه ۴۶سوره مبارکه سبأ...


آیه بالا ب نظری شاید کلهم هدف قرآن را به انسان گوشزد میکند...
 بویژه عبارت اعظکم بواحدة ان تقوموالله مثنی وفردی


خدا خطاب ب پیامبر که ب مردم بگو شمارا نصیحت میکنم به کلمه واحده...
کلمه واحده یعنی اصل حرف خدا و حجت هایش 
و خدا میگوید تمام آنچه ما میگوییم برای یک هدف است...
در این آیه آن هدف قیام برای خدا معرفی شده است.. 

اولا باید درنظربیاوریم که کلمه قیام همیشه به معنی بپاخاستن برای رزم و جنگ نیست و قیام صرفا یعنی خروج در جهت انجام کاری یا هدفی یا بپاخاستن به نیت خاصی...
چه موعظه ای بالاتر از موعظه خدا...
حرف خدا این است که ای انسان بپاخیز برای خدا جمعی و تک نفری...
صراحتا پیداست که یعنی در تنهایی و درجامعه کارت و قیام باید برای خدا باشد...
اگر در یک نگاه ب آن نگاه کنیم گویی منظور از فردی یعنی عبادت شخصی و مراقبت از گناهان ک در خفا ممکنه انسان انجام دهد 

و مثنی اشاره به وظایف اجتماعی و اینکه انچه در جمع و جامعه انجام دهی برای خدا باشد و بس...

آیا غیر از این است که حرف خدا همین است؟
درجامعه امروزی کمترین  عمل را در مصداق عبارت ان تقولوالله مثنی داریم...

همچنین اینک سفارش ب جمعی اشاره دارد یعنی این راه ک انسان گوشه نشینی و فقط ب فکر خود باشد با صراط مستقیم منافات دارد و صرفا طریق الی الله با مردم و به کمک یکدیگر در عین مراقبت شخصی میباشد...

بعضی جاهاش استدلال شخصی بود...

برگرفته از مقالات استادشجاعی...
التماس دعا
  • میلاد زارعان
۲۲
آذر

به نام خالق هستی.


همانطور که گفتیم با قرار گرفتن روح انسان در بدن خاکی یک سری حجابها بین او و خدای خویش قرار گرفت...

این حجاب ها آنقدر او را از مقام اصلی او که همان روح القدس است تنزل پیدا کرده که گویی حقیقت اصلی او همین بدن خاکی است و این وظیفه انسان است که با راهنمایی های خدای خود بتواند این حجاب هارا از خود پرده بردارد و به مقای خویش تقرب جوید...

در تنزل یافتن مقام انسان دو حجاب اساسی بر او وارد شده است

حجب ظلمانی

حجب نورانی

ولی اصل حجابها همان حجب های ظلمانی است که همان اسارتهای بدن مادی و نیاز او به دنیای مادی است...مهم ترین حجب های ظلمانی عبارت اند از

حجاب بدن :مهم ترین حجاب که حجب های دیگر ب واسطه این ایجاد شده است...و آن قرار گرفتن روح در بدن خاکی و مادی است...

حجاب کفر

حجاب شرک

حجاب عناد

حجاب اخلاق

حجاب عقاید

حجاب عادات

حجاب اوهام
حجاب تعلقات

هرکدام از این حجاب ها توضیحی مفصل دارد که در حوصله وبلاگ نیست و تحقیق را به اهلش میسپاریم...

لازم ب ذکر است که خارج شدن از هرکدام حجابها راه و روش خود را می طلبد و این طور نیست که با یک روش واحد از تمام حجابها خارج شد...


برگرفته از کتب سه جلدی مقالات تزکیه نفس نوشته استاد  آیت الله شجاعی ..


التماس دعا





  • میلاد زارعان
۲۰
آذر

به نام خالق هستی.


آیت الله بهجت ره:
اگر بدانچه فقط میدانستیم عمل میکردیم قطعا رستگار میشدیم...

این حرف بسیار دقیق و سنجیده است...و دقیقا مصداق همان حدیث قدسی است که میگوید زبان بنده میشود زبان من...
این حرف همانطور در مراتب بالای بندگی و برای سالکان اتفاق می افتد در مراتب پایین تر  هم برای مومنان و بنده های دیگر هم صدق میکند..
وآن این است:
در سیر الی الله که سالک در  مقدمات سیر قرار دارد با عمل کردن خالص و با یقین و فقط با در نظر گرفتن مقام ولایت  ب انچه میداند و سفارش های استاد اگر عمل کند و مداومت ورزد الطاف الهی شامل حال بنده شده و از یک سری علم و دانسته ها برای بنده پرده برداشته شده و او ب علم جدیدی احاطه پیدا میکند ک راهنمای او در ادامه راه سیر الی الله است و این روند تا مراتب بالایی سیر ادامه دارد یعنی بنده با عمل علم کسب نیکند و اگر دوباذه ب علم داده شده عمل کند علوم دیگر بر او افاضه میشود...
این روند ادامه دارد تا حجاب ها از انسان برداشته شود...

حالا بیاییم سراغ مؤمنان:
اگر مؤمن ب انچه  میداند عمل کند که همان اعمال در قالب شرعیات است  مسلما خداوند او را برای قرب بیشتر آنچه را که در ادامه نیازمند آن است را برای او فراهم خواهد کرد......

بخاطر همین است ک میگویند: قرآن را دو وجهه است...
ظاهر آن که در قالب حکم است و باطن آن که در قالب علم است...
پس ب ظاهر قران ک حکم شرعیات خداست اگر عمل شود و مداومت مسلما خداوند از علم و کرم خود به بنده برای سیر در ادامه کمک خواهد کرد...


التماس دعا

  • میلاد زارعان
۱۸
آذر


به نام خالق هستی.


لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم........ثم رددناه اسفل سافلین


آیه چهار و پنج سوره تین




خداوند در آیه چهار میفرماید ما انسان را در بهترین صورت ممکن آفریدیم و پشت سر ان در آیه بعدی میگوید سپس انسان را ب اسفل السافلین در آورده و درعالم پایین تری قرار دادیم...


آیه چهار اشاره به روح انسان و آیه پنج اشاره به دمیدن آن روح در کالبد مادی دارد...


باید بدانیم برترین مخلوق خدا که جامعیت اسما و صفات خدا در آن ذخیره شده همان روح خدا است...


ولی همین روح انسان بادمیده شدن در بدن خاکی حجابهایی را ایجاد کرده که مانع دیدن اصل آن شده است...

این حجاب ها آنچنان است که آدمی اصل خود را همین بدن میداند و نمیتواند تصور کند اصل وجود او چیست...


یک مثال ساده:

یک نور عظیمی تابش دارد به یک شیشه میتابد آن شیشه از شدت نور کاسته سپس شیشه بعدی از نور کاسته و هرکدام شیشه ها ارای نور متفاوتی است و چندین شیشه جلوی نور را گرفته ک انسان تشخیص نمیدهد پشت این شیشه ها نوری قرار گرفته است...


ولی اگر مرشدی اورا به نور عظیمی مژده دهد که پشت شیشه ها نور عجیبی نهفته است و با پس زدن هر کدام از شیشه ها این نور تجلی بیششتری پیدا میکند مسلما او انگیزه بیشتری برای دیدن آن نور پیدا دمیکند...


انسان هم باید بداند که اصل وجود او یک مخلوق جامع الصفات از خدای خود است که پشت این حجب های مادی پنهان شده است...و این وظیفه انسان است که با طاعت الهی این حجابهارا برطرف کند و به مقام لقاء الله برسد...


حافظ:

میان عاشق و معشوق هیچ حاِئل نیست      تو خود حجاب بودی حافظ از میان برخیز



انسان باید بداند که این شناخت خودش است که اورا ب سعادت میرساند چون او باید بداند که اصل او همان تجلی خداوند در روحی است که جامع صفات خدایش در آن جمع شده است...


مطالب بیشتر: کتاب سه جلدی مقالات از استاد ایت الله محمد شجاعی در باب مبانی نظری تزکیه نفس...

والسلام


التماس دعا





  • میلاد زارعان
۱۵
آذر

به نام خالق هستی


آیت الله بهجت:

گشتیم و گشتیم ذکری برتر از صلوات پیدا نکردیم...

اللهم👈معرفت به توحید

صل علی👈 معرفت به معاد (چراکه درود و تحیت از جانب خدا از بهترین پاداش هاست)

محمد👈معرفت به نبوت

و آل محمد👈معرفت به امامت

وعجل فرجهم👈معرفت به عدل الهی...

اصول پنچگانه دین در این ذکر خلاصه شده است...



شخصی از راه دور برای تبرک و دعا برای  فرزندش نهالش را پیش یک عالم برد آن عالم در گوش او صلوات فرستاد...

طرف بدش آمد آن عالم ب شخص گفت چرا که هنوز عظمت ذکر صلوات را نمی دانی...


التماس دعا

  • میلاد زارعان
۰۶
آذر

به نام خالق هستی.


داستانی که برایتان نقل میشود از واقعیت محرم همین امسال و برای شوهرعمه خود بنده اتفاق افتاده است...


شوهر عمه من پیمانکار اداره آب و فاضلاب است و خانومش هم حوزوی...

ایشان چندسالی است که هرسال سعی کرده اند محرم ها روضه ای در کوچه خودشات برقرار کنند

متاسفانه از نامدیریتی اداره اب هر ماه حقوق ایشان واریز نشده و بخاطر همین ایشان دهه ها میلیون از اداره آب طلبکار هستند...و هرزگاهی یک پولی به حساب ایشان واریز میشود...

لذا ایشان در بدهکاری قرار دارند و هرساله در گرفتن روضه به مشکل برخوردند ولی ب لطف امام حسین روضه ها برقرار شده است...

تا اینکه امسال مشکل مالی روضه خیلی جدی شد و کار واقعا مشکل ساز...

شوهرعمه من شک نیاورد و کار را به امام حسین سپرد و این درحالی بود که در حساب ایشان تنها 36000تومان بوده است...


یاحسین...یاحسین...گفت به روز چهارم روضه حساب را که دیدم اداره آب 40میلیون تومان  از طلبش را به حسابش واریز کرده است...

بااین 40میلیون ده شب روضه به خوبی و آبرومندی برگزار شد و چندی از بدهکاری های خود را صاف کردند...


می دانید این داستان را چطور به ذهن آورد و برای من تعریف کرد؟؟؟

داشتم سفارش علامه قاضی را به ایشان نقل م کردم که علامه میفرمودند:روضه سیدالشهدا را برقرار کنید ولو فقط چند نفر که همان باعث گشایش در کارهاست...


یاحسین...

التماس دعا...






  • میلاد زارعان
۳۰
آبان

به نام خالق هستی.


عجب جامعه ای شده...چه جامعه ی غربی..

غربت از یاد خدا...

غربت از حرف خدا...

غربت ت از کار برای خدا...

غربت از عشق به خدا..

دریغ...

اخه میبینم تا یه نفر مومن در درگاه خداست چطوری تشویق میشه..


تشویق که چه عرض کنم!!! با نسبت اومول بودن طرف را تشویق میکنند...


مثلا میبینه طرف اهل موسیقی گوش دادن نیست...میگه که نه دیگ اینقدر طرف بخواد اومول باشه...

اصلا اومول یعنی چه؟؟

آخه بیچاره تو نمیتونی طرف مقابلت رو درک کنی...چون به اون مراتب نرسیده ای قبول کردن این احوال برات سخته...

میدونی چرا؟؟؟

چون یه لحظه با خودت فکر میکنی که انجام ندادن فلان عمل چقدر برات زجر آوره بعد فکر میکنی که اون طرف هم داره این زجر را تحمل میکنه...

درحالیکه اینطور نیست بیچاره..

اون داره عشق بازی میکنه با خدای خود درحالیکه تو به یک زجر بهش نگاه میکنی...

حرفم اینه...


@اگه میبینی ترک کردن فلان کار برات سخته به همون سختی برای مردم دیگه فکر نکن...

@اگه فلان کار را توفیق انجام دادنش را پیدا نکرده ای ارزش توفیق طرف را پایین نیار...

@اگر میبینی طرف مقید به کاریه با کلمه اومول بودن خردش نکن...


به جای این توجیهات سعی کن فاستبقو الخیرات را درنظر آوری...



التماس دعا...والسلام


  • میلاد زارعان
۲۷
آبان

به نام خالق هستی.


گفتیم که نزدیکترین راه رسیدن به خدا خودسازی است...


خودسازی وظیفه هرشخصی در هر منصب و شغل و جایگاه است...


حالا طرف میخواهد پزشک متخصص باشد یا میخواهد یک کارگر ساختمان باشد...فرقی نمی کند هر دو در یک طرق قرار دارند..

آنچه آن دنیا مورد سوال قرار میگیرد اعمالی است که از انسان سر زده است..


فراموش نشود آن دنیا شخص از بیسوادی تحصیلی مواخذه نمیشود بلکه عالم بدون عمل مواخذه خواهد شد...


حالا کسی ممکنه سوال کند که عه؟؟یعنی چه؟؟ طرف این همه زحمت کشیده مهندس شده..دکتر شده ..بعد با ی بیسواد در اه رسیدنب خدامساوی اند؟؟؟


درجواب چنین شخص باید گفت


@اولا تحصیل در درجه اول زندگی راحت تر و خوشتر و زیباتری را برای شخص به ارمغان می آورد


@ثانیا تحصیل کردن می تواند با نیت های گوناگون انجام گیرد همانند دانشمندان هسته ای آمریکا..شما چنین تحصیلی را مطلوب میدانید؟؟ که شخص برای سلطه بر مردم کشورهای مستضف  تحصیل و اختراع کند...؟؟؟


@ثالثا ما گفتیم هردو در یک طریق قرار دارند نه با یک سرعت در کنارهم...

اولین تفاوتی که در نوع سیر این دو شخص وجود دارد این است که

شخص با سواد چون در جامعه از جایگاه محترم تری برخوردار است مسلما شرایط و امکانات بیشتری جهت انواع گناهان برایش وجود دارد لذا پرهیزکاری چنین شخصی سیر بیشتری در راه رسیدن به خدا برایش فراهم میسازد تا یک شخص کارگر...یک گارگر ممکنه یک پیشنهاد رشوه یک میلیونی بهش بدند ولی یک قاضی را ممکنه یک پیشنهاد میلیاردی ؟؟آیا در صورت پرهیزکاری این دوشخص از یک پاداش برخوردارند؟؟؟خیر...البته اگر جفت با نیت الی الله تقوا پشه کننذ..

و دومین تفاوت آنها این است که یک شخص با تحصیل با نیت الهی ممکن است به رسالت خاصی منصوب شود که او را میتواند همانند یک عمر اورا ب خدا نزدیک کند..

سومین تفاوت این است که ممکنه شخص به رسالت هم منصوب نشه ولی همین تحصیل اورا به تحقیق بیشتر در سیر در آفاق واداشته که ممکنه معرفت اورا بیشتر کرده باشد زیرا به نظم قوانین خدا پی برده است...


 

ولی هردو می توانند با مراقبه بر اعمال خود و پاکسازی نیت از غیر خدا راه خود را برای رسیدن به خدای خود هموار سازند...


مگرنه ما پزشک متخصص داریم ک شاید نماز هم نخواند در حالیکه یک کارگر دایم به فکر رسیدن به خدا باشد...


والسلام...

التماس دعا...


  • میلاد زارعان
۱۸
آبان

به نام خالق هستی.


این سوال برای همه ی مردم وجود داره که شاه راه رسیدن به خدا چیست؟

چه کاری باید کرد که به خدا سریع تر رسید؟

واقعا جواب چیست؟؟؟

همه جور جوابی من از مردم شنیده ام...

نظر شما چیست؟

ولی فکر کنم خود خدا تو قرآن بهترین راه را گفته باشه...

اگه ی نگاه به آیات سوره شمس بیندازیم میبینیم خدا با قسم های مکرر میگه ای بندگان من اگر می خواهید رستگار شوید که به من برسید به فکر خود باشید..خود را درست کنید..خود را  پاک کنید..


تزکیه نفس تنهاترین و بهترین راه رسیدن به خدا است...


نمی دانم چرا همه میخواهند  جامعه را اصلاح کنند    چرا به فکر خود نیستند...

چی در جامعه دیدند را نمی دانم...

کلا مشکل اساسی امروزی بشر همین است...که همه می خواهند بشریت را اصلاح کنند  و کسی به خودش توجهی ندارد...

دریغ از آن که رسیدن به خدا باید از خود شخص شروع شود..

نمی گیم تو جامعه نقش نداشته باشید در حالیکه این اصلا شدنی نیست ولی بدان آن جامعه ای که تو را از توجه به خودت دور کند هیچ ارزشی ندارد...


قد افلح من زکها....


آقای عزیز لازم نکرده که شما جامعه را اصلاح کنی...شما خودتو اصلاح کن برای بهترین درجه های انسانیت هم کفایت می کنه نمی خواد مستقیم بری سراغ جامعه...شما اگه خودتو از رذایل اخلاقی دور کردی خدا خودش توفیق خدمت به جامعه و عزت مند شدن را بهت عطا میکنه...

والسلام...


التماس دعا




  • میلاد زارعان