سیر الی الله...

...زندگی...=زنده+بندگی

سیر الی الله...

...زندگی...=زنده+بندگی

سیر الی الله...

میلادزارعان...دانشجوی برق...دانشگاه شهیدمهاجر اصفهان...

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۴ تیر ۹۶، ۲۳:۱۸ - منتظر ....
    تشکر
  • ۱۴ تیر ۹۶، ۱۹:۲۳ - سیّد محمّد جعاوله
    مفید بود
  • ۱۴ تیر ۹۶، ۱۵:۱۸ - گروه فرهنگی صبح امید
    عالی
  • ۱۷ بهمن ۹۵، ۰۱:۵۳ - این همه فاطمه هست و این همه فاطمه نیست
    عالی بود
  • ۱۴ بهمن ۹۵، ۰۹:۵۴ - گمنام ...
    تشکر.
نویسندگان
۰۷
اسفند

به نام خالق هستی.


باسلام...
مطلبی است درباب علوم اخلاق...


علوم اخلاق از علومی است که تحصیل آن بر همه لازم است چرا که غفلت از ان میتواند مایه هلاکت باشد.درست است که گناهان اخلاقی بزرگ همانند دروغ و غیبت و...در بین مردم ازنظر اگاهی رواج دارد اما یک سری مطالب است که تحصیل انها ملزم به مطالعه کتب اخلاقی است...
اصولا انسان به سه علم نیازمند است
علم فقه ک باید انچه را ک تکلیف در شرع است فراگیرد وبه آن عمل کند
علمی که برای اشتغال و زندگی روزمره ب ان نیاز دارد همانند علم فیزیک و هندسه و...
علوم اخلاقی که شخص باید اخلاقیات جمیله و روش تحصیل انها و شناخت اخلاقیات رذیله و روش اصلاح انهارا بداند و برای تحصیل انها زحمت و امورات لازم را انجام دهد...علوم اخلافی از افضل ترین علوم است و تحصیل ان در مرحله عمل مایه سعادت دنیوی واخروی خواهد بود...
و علوم های دیگر درصورت لزوم...

اصول سیر الی الله در چندمرحله خلاصه میشود:
بعد از تحصیل علوم لازمه مشروطیت های خود را درنظر گیرد وبااراده مصمم در روز از انها مراقبه کندو اگر احیانا جایی باشکست مواجه شد سریعا برگردد نه اینک از ادامه مراقبه ناامید شود ک این همان فکرشیطان است...
دراخرشب از نفس خود محاسبه کشد و شکست های خود را درنظرگیرد و برای نقطه ضعف هایش مجاهده کافی را دربرنامه خود قرار دهند ک ازجمله مجاهده ان معاقبه (مجازات)است...












درغیراینصورت خود را محصل سعادت ندانیم و برویم  یک فکری به حال سرگردانی خود کنیم...

یکی ازبهترین کتب اخلاقی کتاب عالم ربانی ملااحمد نراقی (معراج السعادة)میباشد ک ب بیان تفصیل اخلاقیات پرداخته است...


  • میلاد زارعان
۰۳
اسفند

به نام خالق هستی


باسلام و ادب و احترام...
بحثی است پیرامون (مهم ترین هدف انسان دردنیا...)...

تحصیل انقطاع👇👇👇
همه ما کم و بیش در این دنیا مشغول به تحصیل هستیم...
تحصیل یعنی حاصل کردن،بدست آوردن...
تحصیل علوم حصولی همانند علم فیزیک، علوم اجتماعی،فقه و اصول،و...به تمام این علمها علوم حصولی گویند وهرکسی میتواند آنهارا تحصیل و کسب کند..
علومی دیگر به علوم حضوری معروفند و هرکسی را راه به تحصیل آنها ندارند و شایستگی تحصیل این علوم برای هرشخصی مربوط به ظرفیت وجودی او و نیات او و حکمتهای خدا دارد...
اصل علم هم همین علم است...

اکثر ما برتری و پیشرفت خود را در تحصیل علم حصولی میبینیم و از اصل علم غافلیم...البته اشتباه نشود تحصیل علم حصولی اگر با نیت های الهی حاصل خود خود ب خود تخصیل علم حضوری راهم ب دنبال دارد.اما چه کنیم که خیلیها و اکثرا دچار آفت های علم میشوند تا دست آوردهای سعادت آن...
از بحث دور نشویم گفتیم تحصیل انقطاع...
واقعیت و حقیقت مطلق آن است که تمام علوم اعم از حصولی و حضوری باید به تحصیل انقطاع از خود و دنیا ختم شود...
تحصیل انقطاع یعنی حاصل کردن قطع بیشتر..
قطع ازچی؟!
قطع از خواسته های خود،قطع از دنیا،قطع از محبوب های دنیوی و اوهام و تخیلات که ما آنهارا عین واقعیت میپنداریم...
قبلا گفتیم که شما هر فعل حرام و کراهتی را که درنظر بیاورید در اصل بهادادن به خود نفس و خواسته های خود است...
ما باید در تحصیل انقطاع انواع روش ها و توصیه های قرآن و ائمه اطهار را درجهت فراموش شدن خواسته های دنیوی خود انجام دهیم...

تعریف تحصیل انقطاع:
 مجاهدت وتحصیل در مسلط شدن قوه عاقله بر قوات شهوانیه و غضبانیه...


اما اینی که چرا ما کمتر و یا اصلا  به تحصیل انقطاع نمی پردازیم بلکه برعکس با تحصیل علوم حصولی بیشتر به خواسته های شهوانیه و غضبانیه میپردازیم و خیال میکنیم تقرب یافته ایم معمایی است که باید از خود بپرسیم و به هدف خود رجوع کنیم...


ادامه دارد...

  • میلاد زارعان
۲۲
بهمن

به نام خالق هستی.


مطلبی است در باب عبادات و تفکرات انسان و آن سوی پرده...


همانطور که میدانیم و گفتیم هر امر وهرفعلی و هر فکر و خطور و تصوری در آن سوی پرده تجلیات و شکلیاتی دارد و اصولا به این صورت دنیایی آن وجه الخلقی و آن سوی آن را وجه اللهی یا وجه الربی میگویند...
این یک حقیقت مطلق است که اعمال ما بر اساس نیت و نوع تفکر ثبت و ضبط میشود..
این درحالی است که اکثر ما از واقعیت آن غافلیم...
آنچه در دل ما میگذرد ملاک ما در قیامت خواهد بود...دل حقیقتی است که کمتر به آن توجه داریم...این دل است که حقیقت مارا میسازد...
به احادیث زیر توجه کنید
ولکل امرءما نوی(برای هرکس همان است که دردل دارد)پیامبراکرم ص

خدای متعال به بصورت ها واموال شما نگاه نمیکند وحقیقت این است که او به دل های شما و اعمال شمانظر میکندونظر او بر دلها برای این است که خواسته ها ومقاصد همه در دلهاست و دل جایگاه آنهاست(جامع السعادت ج ۳ص۱۱۲)پیامبراکرم ص...👇👇👇👇👇👇👇👇


۲+۳=۵

ا
اگر عبارت بالا را یک مطلق با اعدادش فرض کنیم..
دراین صورت مثلا اگر یکی از ۲کم شود پس به ۵حتما یکی اضافه میشود و برعکس...

حب اغیار در دل با رابطه دل با خدا هم همینطور است..
یعنی هرمرتبه ای از محبت اغیار از دل کاسته شود در آن سو دل به موطن اصلی خود نزدیک شده است...دقت شود...
یعنی هرکدام با وابستگی بیشتر از طرف مقابل می کاهد...

توضیح اجمالی:

واقعیت فراموش شده...
به نظرتان چرا اینقدر دین مارا سفارش به تفکر کرده...؟!!!
واقعیتی که چه گنهکار و چه مومنان از آن غافلند و به دل رجوع نمی کنند...
فقط در این حد بدانیم که اگر از همین الان تا یک سال آینده به عبادت سخت وجدی هم بپردازیم باید بدانیم آن مقدار که با حضور دل و توجه فعلیت یافته برای ما کارساز خواهد بود مابقی ان لقلقه جسم بوده و بس...
بازگشت دل به موطن اصلی مجاهدت خود را میطلبد...

توجهی مهم:
شما در نماز بیشترین سعی خود را بر حضور دل و توجه کتید ببینید دل چطور پا به فرار میگذارد و میخواهد پی تعلقات خود برود هرچقدر هم سعی کتید نمی توانیداورا ب سوی توجه خود نگه دارید و دائم به این سو آن سو فرار میکند...دقت کنید حتما...
سیدعلی قاضی:
اگر نمازتان حفظ شود تنام اموراتتان محفوظ می ماند.
حفظ شدن نماز گویی همان محاهدت در حفظ توجه در حین نماز است...
نتیجه: اگر خواستار قرب بیشتر هستید به کمیت عبادت تان توجه نکنید بلکه سعی بر مجاهدت در توجه دل و فکرتان کنید تا دل بر تفکر شما عادت کند و دست از تعلقات وهم و خیالاتی اش بردارد با این کار عبادت لازم به سراغ تان خواهد آمد...
والسلام

  • میلاد زارعان
۱۷
بهمن

به نام خالق هستی.


سلام و تحیت...

بحثی است راجب اعمال و تاثیرات آن...👇👇👇


بعضی ها فکر میکنند اینی که خدا در برابر اعمال حرام وعده ب آتش جهنم داده است یعنی خدا در برابر اعمال ما اینطور مجازات قرار داده است این یک تفکر غلط است...

اصولا ما هر عملی انجام میدهیم دو صورت دارد...

یک صور دنیوی 

و صور اخروی

و اینی که ما مجازات های مختلف در آن دنیا داریم نشان از تجلیات همین اعمال در ان دنیا دارد...

یعنی هر هملی در اصل یک تجلی دارد در دنیای اخرت.. و چون آن دنیارا مبرا از چنین اعمالاتی است لذا در ان دنیا ب صورتهای مختلف تجلی میکند.در اصل بهشت و جهنم همین اعمال ما است که آنهارا میسازد...

یک اشکال وارد است و ان اینک اگر خدا جهنم و بهشت را خلق کرده و ما ک هنوز اعمالمان  تکمیل نیافته   پس چطور آماده است؟!!

باید بگوییم  که این ما هستیم که قراردهای زمانرا برای خود مشخص کرده ایم و زمان گذشته و حال و آینده را مشخص میکنیم..ما که نباید محدودیت های خودمان را که پای خدا بگذاریم..برای خدا همه چیر و همه زمان و ...برایش مشخص و روشن و حی و حاضر است.و او میداند که تک تک ما چه شخصیتی در اینده به خود خواهیم گرفت.او همه چیز ما را میداند .این درصورتی است که ما همه انهارا رقم میزنیم...

مگر غیر از این است که پیامبر بعداز عروج به معراج ناراحتی بود و چون حضرت علی از او سوال کرد از این حال فرمود:زنی از امت خود دیدم که از موهای سر اویزان بود...

توضیح اجمالی:


آیا شما میتوانید جلوی آیینه بایستید و تغیری در ظاهر صورت انجام دهید که در آیینه نمایان نشود؟ مسلما نمیتوانیم..پس بدانیم تمام حرکات ما تمام اعمال ما تمام خطورات ذهنی و فکری و عقلی و...در آن دنیا تجلیات و پدیده هایی است از نتیجه اعمال سر زده از ما و غیر از این چیز دیگری نیست...درست است ک میگویند اگر فکر و نیت گناه ب مرحله عمل نرسد گناهی بر گردن نیست اما اگر اصل قضیه را بخواهیم این نوع قضاوت برای من و شماست نه برای یک سالک در راه خدا...اصولا اگر خوب پیشرفت کنیم متوجه میشویم که فکر و نیت مان نیز باید بصورت جدی  کنترل کنیم...

من و شما چندبار به رفتن به کثافت و زباله فکرکرده ایم؟ همین فکر را مردان مخلص راجب انجام گناه دارند...


نتیجه گیری:

به امید آنکه مراقبت مان از مرحله عمل به مرحله فکرو خطورات برسد...


والسلام

  • میلاد زارعان
۱۰
بهمن

به نام خالق هستی.


مکروهات و مستحبات قیام، رکوع، تشهد، سلام


مواردی که انجام آن در رکوع، بر نمازگزار مکروه است، عبارت است از:


1. چسباندن دستها هنگام رکوع، به دو پهلوى خود.


2. به زیر افکندن سر، طوری‌که سر و گردن موازى پشت نباشد.


3. [رعایت نکردن حال مأمومین در طولانی کردن رکوع و اینکه] امام جماعت ذکر رکوع را بیش از سه بار بگوید.


4. در هنگام رکوع دستها را مابین زانوها قرار دادن.


5. در حال رکوع، بلکه در تمام احوال نماز، گذاشتن دستها در زیر همه لباسها.


سوال: در حال تشهد و سلام انجام چه کارهایی مستحب است؟


رعایت موارد ذیل، در تشهد و سلام نماز، مستحب است:

1. به حال تورّک نشستن؛ یعنی نمازگزار، بر ران چپ بنشیند و روى پاى راست را بر کف پاى چپ بگذارد.


2. قبل از تشهد بگوید: «الْحَمْدُ لِلّه» یا بگوید: «بِسْمِ اللّٰهِ وَباللّٰهِ والْحَمْدُ لِلّٰهِ وَخَیرُ الْأَسْمٰاءِ لِلّٰهِ».


3. دست‌ها را بر ران‌ها بگذارد و انگشتان را به یکدیگر بچسباند و روی پاهای خود نگاه کند.


4. پس از اتمام تشهد، بگوید: وَتَقَبَّلْ شَفٰاعَتَهُ فى أُمَّتِه وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ.


5. زن نمازگزار، ران‌هاى خود را به هم بچسباند.


6. در هنگام سلام، نیت سلام کردن بر پیامبران، امامان، فرشتگان و جمیع مۆمنین انس و جنّ را داشته باشد.


7. در نماز جماعت، امام، سلام را بلند و مأموم آهسته بگوید.


8. نمازگزارى که فرادا نماز مى‌خواند در هنگام سلام رو به طرف قبله سلام دهد و با گوشه دو چشم خود به طرف راست اشاره کند.

9. در نماز جماعت، امام در وقت سلام دادن، چهره را به جانب راست خود بگرداند. و مأموم به هر دو جانب رو کند، البته اگر در سمت چپ او مأموم دیگر‌ی باشد و الّا به همان سمت راست کافى است.


10. همچنین، در حال تشهد و سلام «اقعاء» مکروه است، و آن عبارت از این است که سینه پاها را به زمین گذارد (روى پنجه پاها را به زمین نهد) و روى پاشنه‌ها، بنشیند.


سوال: در حال قیام نماز، انجام چه کارهایی مستحب یا مکروه است؟
الف. کارهای مستحب در حال قیام نماز:


1. با خضوع و خشوع ایستادن، به نحوى که بنده ذلیل در خدمت مولای خود مى‌ایستد.


2. نظر کردن به محل سجده در حال ایستادن.


3. دو دست را روی دو ران گذاردن، به نحوى که بالای زانوها قرار گیرد.


4. قرار دادن فاصله بین پاها، به اندازه‌ی سه انگشت تا یک وجب.


5. در کنار هم قرار دادن پاها، نه آن که یکى جلو و دیگرى عقب باشد.


6. به سمت قبله قرار دادن انگشتان پاها، به نحوى که هیچ یک از آن‌ها از قبله منحرف نشود.


7. چسباندن انگشتان دست‌ها به یکدیگر.


8. دست‌ها را بر سینه‌ گذاردن در مورد بانوان، به نحوى که پستان‌ها بر سینه بچسبد، و نیز جفت کردن پاها به یکدیگر و از هم دور نساختن آنها.


ب. کارهای مکروه در حال قیام نماز:

1. مانند متکبّران، دست بر کمر زدن.
2. تورّک نمودن، یعنى سنگینى خود را گاهى بر پاى راست و گاهى بر پاى چپ انداختن.
3. کف دو دست را بعد از قنوت بر صورت کشیدن.


سوال: چه کارهایی در حال رکوع نماز، مستحب یا مکروه است؟

الف. مواردی که انجام آن در رکوع، بر نمازگزار مستحب است، عبارت است از:
1. در حال خم شدن برای رکوع «اللّٰه اکبر» بگوید.


2. در حال رکوع زانوها را به عقب برده و جلو نیاورد.



3. پشت خود را راست نگه دارد، به‌ نوعى که اگر قطره آبى ‌بر آن ریخته شود به‌جاى خود بایستد.


4. گردن را موازى پشت بکشد.


5. نگاهش، بر زمین بین دو پای خود باشد.


6. دو دستش را از دو پهلوى خود فاصله دهد.


7. کف دستها را بر دو زانو بگذارد.


8. انگشتان دست را به هم نچسباند.


9. دست راست را قبل از دست چپ، بر زانو گذارد.


10. بانوان، دو کف دست را بالاتر از زانوها قرار دهند.



11. تکرار ذکر «سُبْحٰانَ رَبِّىَ الْعَظظ–یمِ وَبِحَمْدِهظ–» تا سه مرتبه و پنج مرتبه بهتر است و بهتر از آن هفت مرتبه است.


12. قبل از گفتن «سُبْحٰانَ رَبِّىَ الْعَظظ–یمِ وَبِحَمْدِه» این دعا بخواند: «اللّٰهُمَّ لَکَ رَکَعْتُ وَلَکَ اسْلَمْتُ وَبِکَ امَنْتُ وَعَلَیکَ تَوَکَّلْتُ وَانْتَ رَبظ–ی، خَشَعَ لَکَ سَمْعظ–ىْ وَبَصَرظ–ىْ وَشَعْرظ–ی وَبَشَرِی وَلَحْمظ–ی وَدَمظ–ی وَمُخظ–ی وَعَصَبظ–ی وَعِظٰامظ–ی وَمٰا اقَلَّتْهُ قَدَمٰای غَیرَ مُسْتَنْکِفٍ وَلٰا مُسْتَکْبِرٍ وَلٰا مُسْتَحْسِرٍ». همچنین مستحب است پیش از ذکر یا بعد از آن صلوات بفرستد.



13. در نماز جماعت، اگر امام است، ذک÷ر رکوع را بلند و اگر مأموم است آهسته بگوید، طوری که صدا به امام نرسد.


14. در نماز فرادا، نسبت به بلند یا آهسته بودن صدا، ذکر را طبق قرائت حمد و سوره‌اش بخواند.
15. چون سر از رکوع بر دارد بگوید: «سَمِعَ اللّٰهُ لِمَنْ حَمِدَهْ الْحَمْدُللّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمظ–ینَ اهْلَ الْکِبْرِیٰآءِ وَالْعَظَمَةِ وَالْجُودِ وَالْجَبَرُوْتِ».



ب. مواردی که انجام آن در رکوع، بر نمازگزار مکروه است، عبارت است از:
1. چسباندن دستها هنگام رکوع، به دو پهلوى خود.



2. به زیر افکندن سر، طوری‌که سر و گردن موازى پشت نباشد.


3. [رعایت نکردن حال مأمومین در طولانی کردن رکوع و اینکه] امام جماعت ذکر رکوع را بیش از سه بار بگوید.
4. در هنگام رکوع دستها را مابین زانوها قرار دادن.


5. در حال رکوع، بلکه در تمام احوال نماز، گذاشتن دستها در زیر همه لباسها.


منبع: سایت اسلام کوئیست





  • میلاد زارعان