سیر الی الله...

...زندگی...=زنده+بندگی

سیر الی الله...

...زندگی...=زنده+بندگی

سیر الی الله...

میلادزارعان...دانشجوی برق...دانشگاه شهیدمهاجر اصفهان...

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۴ تیر ۹۶، ۲۳:۱۸ - منتظر ....
    تشکر
  • ۱۴ تیر ۹۶، ۱۹:۲۳ - سیّد محمّد جعاوله
    مفید بود
  • ۱۴ تیر ۹۶، ۱۵:۱۸ - گروه فرهنگی صبح امید
    عالی
  • ۱۷ بهمن ۹۵، ۰۱:۵۳ - این همه فاطمه هست و این همه فاطمه نیست
    عالی بود
  • ۱۴ بهمن ۹۵، ۰۹:۵۴ - گمنام ...
    تشکر.
نویسندگان

۷ مطلب در اسفند ۱۳۹۴ ثبت شده است

۲۱
اسفند
به نام خالق هستی.

مهمترین زمینه های گناه
انسان هرکاری که میکند دلیلی برای خوددارد وتا یک منفعت یک لذت یک مزیتی برایش نداشته باشد ان کاررا انجام نمیدهد...
انسان گناه میکند پس حتما دلیلی دارد..چه دلیلی؟ آیا گناه برایش فایده ای دارد؟ایا چیزی باگناه کردن بدست می اورد؟ گناه کردن چه منفعتی برایش دارد؟!!!
 گناه کردن دلالی دارد که ما به شرح مختصری از آنها می پردازیم...
 
لذت گناه


لذت داشتن یکی از مهم ترین دلایل گناه کردن انسان است....انسان می بیند لذت دارد پس انجام میدهد...شهوت جنسی یکی ازمهمترین لذت های انسان است پس دوست دارد به آن لذت برسد.غیبت کردن برایش لذت دارد چون کینه ی خودرا ازدلش بیرون میریزد..لذا هرگناهی برای انسان یک لذتی دارد و انسان مشتاق آن لذت هاست...

نفس اماره

نفس اماره یار وفادار گناه است...به نحوی که باتمام گناهان موافق است ومشتاق تمام لذت ها میباشد..این نفس دائم به انسان خطاب مسکند که فلان کاررا دوت دارم پس انجامش بده به هیچ چیزی قانع نیست ومیخواهد همه را تجربه کند...درماه رمضان شیطان ها درغل وزنجیرند پس اگرانسان گناه کند به ندای نفس اماره اش گوش اده نه به شیطان...دشمن ترین دشمن انسان همین نفس اماره است..

شیطان

 شیطان نیز بوسیله خود ویارانش وباهمدستی نفوس اماره ولذت های گناهان  سعی میکند انسان را به چالش بکشد..شیطان تمام لذتهای گناهان را یادآور انسان میکند.سعی میکند گناهن را نزد انسان لذتبخش شیرین جذاب وارزشمند جلوه دهد ودراین راه بسیار ماهر عمل میکند به نحویکه انسان خیال میکند این تصورات درفکرخودش هست ولی غافل ازآنکه شیطان دارداین حرفهارا به او القا میکند...

فرهگ وجامعه زندگی

ازمهم ترین عوامل گناه فرهنگ ونوع زندگی مکانی است که انسان ها زندگی میکندد...درجامعه ای که همه بی حجاب وبی غیرت رشد کرده اند واصلا چنین کارهایی را بد نمی دانند زمینه گناه کاملا محیا است...

رزق وروزی حرام
ایمان سست وعبادت کم
معاشرت بامردم ازخدا بی خبر

و...ازعواملی است برای زمینه انواع گناهان...

  • میلاد زارعان
۲۱
اسفند

به نام خالق من.

موارد تبدیل گناهان صغیره به گناهان کبیره

درست است که گناهان به صغیره وکبیره تقسیم بندی میشود.ولی مواقعی هست که همان گناه کوچک درپرونده اعمال به عنوان گناه کبیره ثبت میشود ازجمله...

@اصرار به انجام دادن گناه صغیره

اگرشخصی برانجام دادن گناه صغیره مداومت کند ودائم انجام دهد وازکارش پشیمان هم نباشد این اصرار برگناه صغیره میباشد وهمانند آن است که دارد کم کم نخ های باریکی رادرکنارهم میگذارد که ناگهان میبیند تبدیل به یک طناب ضخیم تبدیل شده است که پاره کردنش که معادل توبه کردن میباشد کارسخت ودشواری است زیرا شخص برانجام دادنش عادت کرده.لذتش دردهانش مزه کرده وازطرف دیگر بامخالفت شدید شیطان جهت توبه کردن ازآن گناه میباشد.لذا گناهان صغیره را دست کم نگیرید که راه وترفند خوبی برای شیطان میاشد...

مثال تکان دهنده: فرض کنید شما دریک زمان دارید دائم به شخصی سنگ ریزه های کوچک طرفش پرتاب میکنی واو بعداز دوسه بار دیگر اگر انجام دهی ناراحت میشود وشما دارید دائم این کاررا تکرار میکنید...ولی یک باردیگرهم فقط یک دفعه حواست نیست یک سنگ بزرگ طرفش پرتاب میکنی وبعد عذرخواهی میکنی.چون عذرخواهی کردی ودیگر ادامهندادی شخص شمارا می بخشد ولی ان سنگ ریزه هارا چون دارید دائم انجام می دهید وناراحتی شخص برایتان مهم نیست شمارا نخواهید بخشید

گناه صغیره انجام دادن هم درمحضر خداچنین است گرچه گناه کوچک است ولی شمادارید دائم انجام می دهید ودست ازکارتان نمی کشید واین گناه نابخشودنی است...مثل کسانیکه دائم صورتشان راباتیغ میزنند و می گویند گناه زیاد بزرگی نیست درحالیکه مثل این است که هرروز دارند به خدا سنگ ریزه پرتاب میکنند...

مطلب مهم دیگر: ضمنا گناهان صغیره مقدمه ای است برای انجام دادن گناهان بزرگ..همین ریش تراشیدن میتواند مقدمه ای برای خودنمایی باشد که این گناه ازگناهان بزرگ محسوب میشود...


@کوچک شمردن گناه

همانطورکه گفتیم نبایدبه کوچک بودن گناه توجه کنیم باید ببینیم ازجه کسی داریم نافرمانی میکنیم..امیرالمومنین می فرمایند :بدترین گناهان آن است که صاحبش آنرا کوچک بشمارد.نهج البلاغه حکمت 348

تو یک شخصیت مهم را جرات نمیکنی یک شوخی باهاش انجام بدی پس چطور جرات نافرمانی از خدای خودت واون طرف را داری؟؟؟!!!


@اظهارخوشحالی هنگام انجام دادن گناه

لذت بردن واظهارخوشحالی هنگام گناه ازاموری است که باعث کیفر بیشتر میشود

امیرالمومنین می فرمایند:کسی که ازانجام گناه لذت ببرد خدا ذلت را بجای لذت به او می چشاند...


@گناه ازروی طغیان

@مغرورشدن به مهلت الهی

بیچاره گنه کار که فکر میکند چون خدا اورا مجازات نمیکند یعنی خدا زیاد ازدستش خشم گین نیست نمیداند که خدا دارد می گذارد گناهان او روی هم جمع شود ناگهان گوشش را می چلاند...این فکرشیطان است که اگر خداازدستت خشم گین بود تورا مجازات میکرد..اتفاقا برعکس خدا انسان درستکار را زود مجازات میکند که گناهانش انباشته نشود..


@تجاهر به گناه

تجاهر به گناه یعنی شخص گناه را در ملع عام انجام دهد...این کار نشان میدهد که شخص حیایش درگناه ریخته است وبه انجام دادن گناه درجامعه هم باکی ندارد ولذا این کار باعث فساد جامعه وتقلید کورکرانه بقیه از شخص گنه کار میشود...امیرالمومنین می فرمایدکازآشکارنمودن گناه بپرهیزکه ازسرسخت ترین گناهان است...غررالحکم ج یک...


@گناه شخصیت ها

گناه انان که درجامعه دارای موقعیتخاص میباشند ودارای پست ومقام هستند ازگناه بقیه بسی بیشتر است.زیرا مردم آنهارا الگوی خود میدانند وبه آنها به یک شخصیت صالح ودرستکار نگاه میکنند زیرا گناه انها باعث انحراف جامعه میشود...


@ گناهی که علاوه برشخص باعث گناه دیگران هم میشود

روابط با نامحرم خود ازبزرگترین گناهان است ولی همینکه طرف مقابل هم به گناه آلوده میکنی گناهت را سنگین تر میکند...توجه کردن وچشم چرانی به زنان بی حجاب درجامعه باعث تشویق وی به بی حجابی میشود...بی حجابی زنان خود گناه بزرگی برای آنان است ولی همینکه چنین آرایش کرده اند که جلب توجه مردان نامحرم قرارمی گیرند وباعث میشود آنان به زنان خود بی مهری کنند وازهمسران خود دلسرد شوند گناه دیگر یرای زنان بی حجاب میباشد...از این نمونه ها زیاد داریم که یک گناه علاوه بر خود گناهان دیگر برای خود شخص وگناه برای دیگران را به دنبال دارد...


@گناه درمحضر مردم...

گناه درمحضر مردم باعث میشود که بقیه جرات انجام آن گناه را پیداکنند وسبب میشود که حیای شخص از گناه کردن درجامعه ریخته شود


@بازگو کردن گناه درمحضر غیر خدا...

هیچ کس حق ندارد گناهی که کرده است را درمحضر بقیه بازگو کند...تنها خداست که آمرزنده گناهان است واوست که شاهد اعمال ماست وفقط باید درمحضر خدا اعتراف به گناه کنیم وطلب آمرزش بخواهیم


@تشویق بقیه به گناه:

خود گناه میکنی!!!تازه بقیه راهم به گناه تشویق میکنی!!وای به احوال چنین انسان هایی...این کار ازگناهان کبیره است وهمچنین کسی که تشویق به گناه میکند درگناه بقیه سهم بسزایی خواهد داشت...


دست کم وکم اهمیت دادن به گناه درمحضر مردم

این کار باعث تشویق بقیه به گناه میشود وسبب میشود که شخص ازانجام دادن گناه واهمه ای نداشته یاشد...

و...

  • میلاد زارعان
۲۰
اسفند

به نام خالق من.

گناه چیست؟

@گناه به معنی خلاف است ودراسلام هرکاری که برخلاف فرمان خداباشد گناه محسوب میشود.گناه هرچندکه کوچک باشد ولی چون نافرمانی ازخداست گناه بزرگ محسوب میشود...به قول پیامبر به کوچکی گناه ننگر ببین ازچه کسی نافرمانی میکنی!!!برای مثال اگر به شمابگویند این شخص یک شخصیت مهم ازفلان کشور یا...است آیا شما باخودمیگویی که حالا سنگ ریزه زدن به او مشکلی نیست من که نمیخواهم به او پاره آجریا چاقو بزنم.لذا هیچ عمل زشتی را درمحضراو انجام نمیدهی..پس چرا درمقابل خالق همان شخص که هیچ از خالق تمام انسان های روی زمین نافرمانی میکنی..؟!!!

واژه های گناه

درقرآن واززبان امامن وپیامبر ازواژه های گوناگون به عنوان گناه یادشده است که هرکدام گویی ازآثار شوم گناه پرده برمیدارد وبیانگر گوناگون بودن گناه است...ذنب...معصیت...سیئه...فسق...فساد...فجور...منکر...فاحشه...خبث...شر...و...


تقسم بندی گناه

@همانطورکه گفتیم مهم نیست که گناه کوچک باشدیابزرگ...مهم این است که ازچه کسی داریم نافرمانی میکنیم!!ولی برای محک زدن خود ناچاریم گناهان طبقه بندی کنیم..گناهان ره به گناهان کبیره وگناهان صغیره تقسیم بندی میکنند...این تقسیم بندی باتوجه به قرآن وروایات سرچشمه می گیرد زیرادرقرآن چنین امده:اگرازگناهان کبیره که ازانهانهی شده اجتناب کنید گناهان کوچک شمارا چشم پوشی میکنبم...تقسیم بندی گناهان درروایات مختلف است ولی یک سری گناهان که درتمامی روایات واحادیت به عنوان گناهان کبیره یادشده است را مرور میکنیم

*شرک به خدا...این گناه بزرگترین گناه عالم می باشد.یعنی انسان برای خداشریک قائل شود ودرافرینش جهان غیرازخدارا شریم بداند...

*ناامیدی ازرحمت خدا.....*ایمنی ازمکرخدا(عذاب ومهلت خدا)


*عاق شدن توسط والدین (نافرمانی ازپدرومادر)

دروغ......شهادت به دروغ......تشویق به دروغ......دروغ بستن به خداوپیامبر وائمه

خوردن مال حرام.....دزدی...تشویق به کار حرام....خوردن مال یتیمخوردن مال یتیم...قماربازی

فرارازجبهه جنگ بادشمن

قطع رحم...سحروجادو

زنا....لواط....استمنا...رابطه نامشروع بانامحرم....نگاه به نامحرم...

خیانت درامانت

غیبت...سخن چینی...تهمت...

اصراربر گناه صغیره

و...

گناهان کبیره بسیار است ولی درحوصله این صفحه نیست...گناهان صغیره همانند

خنده زیاد

حرف بیهوده زدن

بیکار بودن

شوخی بیجاکردن

خوابیدن زیاد

و...

گناهان صغیره نیز بسیار است ولی ازحوصله این صفحه خارج است...


ولی شایسته نیست که یک انسان به صغیرباکبیربودن گناه فکرکن.. ای انسان مگر قرار است گناه کنی که به کوچک یا بزرگ بودنش فکرمیکنی...ای انسان مگر گناهی کرده ای که به میزان معصیتش فکرمیکنی...ای انسان گیریم تمام گناهن صغیر باشد مگر قرار است نافرمانی کنی...؟؟؟!!!

  • میلاد زارعان
۱۴
اسفند

.به نام محبوب متقین.


تقوا برای او



@تقوا یعنی حفاظت ونگهداری ازارزشی که عوامل وکارهایی آنرا اسیب رساند...ودرحالت کلی به حفظ وکنترل نفس ازخواهش وامیال نفسانی گفته میشود لذاشخص متقی کسی است که بایک سری اصول نفس خویش راازخواهش های حیوانی موصون میدارد...


@تقوا ازلحاظ نوع به دوقسم تقسیم بندی میشود@تقوای جسمانی شامل حفظ ونگهداری چشم وگوش وزبان واندام ازگناه میباشد@تقوای روحی روانی که کنترل فکروروان انسان ازوسوسه های شیطان راشامل میشود...


@منشا وحقیقت تقوا:

باتوجه به اینکه انجام گناه دارای لذت دنیوی میباشد لذا ترک آن باید یک سری پشتیبانی های قوی وامیدوالایی وجودداشته باشد که شخص انهارا به لذتها ترجیح دهدوآن حتما ایمان به خدا...ترس ازعواقب گناه..امید به فردای معنوی...بهشت وجهنم..و...

تقوا ازدرجه های بالای ایمان محسوب میشود که که باتمرین وریاضت نفس حاصل میشود...


@حفظ وکنترل تقوا...

درست است که تقوا دربرابرگناهان لذت بخش اجروپاداش بیشتری دارد اما این اصلا دلیل براین نیست که شخص بخواهد خودرا ذرمعرض گناهان قراردهد بعد بخواهد تقواپیشه کند..معمولا درمحضر گناه انسان مورد حملات قوی شیطان موجه میشود وترک گناه واقعا نیازمند اراده معنوی قوی میباشد لذا این کارگناه محسوب میشود ونارضایتی خدارا دربر دارد...چراکه همین فکرکه برو خودت رادرمعرض گناه قراربده بعد خودتو به خدا نشون بده مطمئنا سخن فریب دهنده شیطان است ...شیطان خیلی افرادرا باچنین ترفندی به دام خود میکشاند وبعداز نابودی انسان قاه قاه به انسان می خندد...لذا همانطورکه تقوا مارادربرابر گناه محافظت میکند شماهم باید تقوای ترک موقعیت گناه را برتقوای درمعرض گناه ترجیح بدی..مطمئن باش این تقوا کم از تقوای درمعرض گناه نیست...حواست راجمع کن از روی کنجکاوی این کار شیطانی را دنبال نکنی...


@اهمیت وارزش تقوا

درارزش تقوا همین بس که قرآن کریم معیاربرتری انسان هارا فقط وفقط تقوا می داند.. ارزش های انسانی همچون نزادورنگ وزبان چون درحوزه اختیار انسان نیست امتیازی برای انسان محسوب نمی شود آن تقواس که به اختیار انسان ها انجام می گیرد.وولذا درحالت کلی عواملی که بااختیار انسان انجام می گیرد ملاک برتری انسانها میباشد همانند علم..ایمان..تقوا...جهادو...

حتی درمیان بهترین ارزش ها که ارزش های پنج گانه تقوا وتعقل وجهاد وایمان وعلم...تقوا ازهمه ی آنها برتر دانسته شده...زیرا اولا علم وجهاد و...بدون تقوای الهی فایده ای ندارد ثانیا ارزش های دیگر درنهایت به تقوا منتهی میشود

برای مثال: درعلم ودانش نیت هایی همچون آموختن علم برای خدا .برای خدمت به خدا .برای تامین معاش خودوخانواده.ودیگرنیت های خدایی دوری ازعجب وخودبزرگ بینی از تقواهای علم اموزی است که اگر انسان انهارا اهمیت ندهد علمش نه تنها سودی برای وی ندارد بلکه اورا به ظلم وستم وبزرگ بینی و...میکشاند لذا درهرکاروشغلی باید تقوای مخصوص به خود رعایت شود تاآن کار ارزش واقعی خودرا داشته باشد...



  • میلاد زارعان
۱۲
اسفند

   به نام خالق هستی.




صراط درزبان عربی یعنی راه وطریق میباشد...

درایه پنج سوره حمد آمده اهدناالصراط المستقیم یعنی مارابه راه راست هدایت کن اما راه کدام است؟؟؟


ببینید همانطورکه میدانید همیشه بین دونقطه تنهایک خط راست وجود دارد ولی با بی نهایت خط های شکسته وخمیده میتوان این دونقطه را به وصل کرد ولی هیچکدام به اندازه آن خط راست باکمتریت مسافت آن دونقطه را به هم وصل نمیکند...لذا درراه رسیدن ب خداهم همینطور است تنها یک راه برای رسیدن به خدا وجود دارد که همان صراط است...

همان صراطی که دراهدناالصراط المستقیم آمده است ...ولی این راه رافقط انیا وامامان توانستند سیرکنند یعنی بدون هیچ عملی که آنهارا ازاین راه حتی ذره ای جداکند توانستند این سیروسلوک را برای رسیدن به لقاالله انجام دهند


...حالابیام سراغ سبیل...سبیل چیست؟




@سبیل های بندگی را می توان هرکدام را نخ وریسمان های نازکی را درنظرگرفت که مجموع آنها طناب ضخیمی را به نام ریسمان الهی تشکیل میدهد لذا کسی که دریک یاچند سبیل رشد کند وبه سبیل های دیگربندگی اهمیت ندهد ریسمان الهی اش را زیاد ضخیم درست نکرده واحتمال پاره شدن این ریسمان وسقوط وجوددارد...انسان بایدبرای رسین به خدا ریسمان خیلی صخیمی را درست کند مگرنه هرچه بیشتر ازاین ریسمان میرود بالا وزنه های بیشتری به آن آویزان میشود که وزنه ها همان فریبهای شیطان وامیال نفسانی است


سبیل هم درزبان عربی معنی همان راه را میدهد ولی نه به اندازه صراط....

سبیل همان راه های دیگر است که میتواند ان دونقطه رابه هم وصل کند...

لذا بندگان دردرجه های پایین تر در راه رسین به خدادرسبیل ها سیر میکنند....ولی سبیل هایی وجود دارد که درنزدیکی صراط قرار دارند برای مثال علما ومراجع باتقوا درسبیل هایی نزدیک صراط درسیروسلوک برای تقرب الهی میباشند...


کسی که درصراط درحرکت است معصوم میباشد ولی درسبیل هرچند که گناه هم نکرده باشد ولی معصوم به حساب نمی آید...


عالمانی هستند که بدون انجام هیچگناهی دارند سیرمیکنند ولی معصوم به حساب نمی آیند مثل امام خمینی..ایت اله بهجت..رهبرمعظم و...

درناگفته نماند که سبیل شامل راه های نافرمانی خداهم میشود که چنین راه های بسیاراز صراط دورمیباشند...


انسان های وارسته سعی میکنند درتمام سبیل های معنویت باسرعت وبدون وقفه حرکت کنند برای مثال ما انسانهایی داریم که فقط عبادت میکند ولی اخلاق معاشرتی خوبی ندارد یا اخلاق خوبی داردولی به نماز وروزه وواجبات دیگر اهمیت نمی دهند...

چنین انسان هایی زیاد نمیتوانند سبیل خودرابه صراط نزدیک کنند.زیرا تک بعدی رشدکرده اند...


شیطان قسم خورده است که آدم هارا به هرنحو که شده فریب دهد وازخدا دورکند بعضی اوقات میگذارد آدم دریک سبیل خوب پیش رود ولی درسبیل های دیگر اورا غافل میکند واین همان هدف شیطان است...


شیطان ازاین راه خوب می تواند انسان هارا فریب دهد برای مثال می اید زن هایی که درروستاها وشهرهای کوچک زندگی می کنند را به چادر وحجاب تشویق میکند ویا زیاد از باب حجاب وارد نمیشود ولی گناه غیبت را بین انها رواج میدهد وهمچنین زن های داخل شهر را به بی حجابی وخودنمایی تشویق میکند...







  • میلاد زارعان