سیر الی الله...

...زندگی...=زنده+بندگی

سیر الی الله...

...زندگی...=زنده+بندگی

اللهم عجل لولیک الفرج

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۴ تیر ۹۶، ۲۳:۱۸ - منتظر ....
    تشکر
  • ۱۴ تیر ۹۶، ۱۹:۲۳ - سیّد محمّد جعاوله
    مفید بود
  • ۱۴ تیر ۹۶، ۱۵:۱۸ - گروه فرهنگی صبح امید
    عالی
  • ۱۷ بهمن ۹۵، ۰۱:۵۳ - این همه فاطمه هست و این همه فاطمه نیست
    عالی بود
  • ۱۴ بهمن ۹۵، ۰۹:۵۴ - گمنام ...
    تشکر.
نویسندگان

۵ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

۲۲
بهمن

به نام خالق هستی.


مطلبی است در باب عبادات و تفکرات انسان و آن سوی پرده...


همانطور که میدانیم و گفتیم هر امر وهرفعلی و هر فکر و خطور و تصوری در آن سوی پرده تجلیات و شکلیاتی دارد و اصولا به این صورت دنیایی آن وجه الخلقی و آن سوی آن را وجه اللهی یا وجه الربی میگویند...
این یک حقیقت مطلق است که اعمال ما بر اساس نیت و نوع تفکر ثبت و ضبط میشود..
این درحالی است که اکثر ما از واقعیت آن غافلیم...
آنچه در دل ما میگذرد ملاک ما در قیامت خواهد بود...دل حقیقتی است که کمتر به آن توجه داریم...این دل است که حقیقت مارا میسازد...
به احادیث زیر توجه کنید
ولکل امرءما نوی(برای هرکس همان است که دردل دارد)پیامبراکرم ص

خدای متعال به بصورت ها واموال شما نگاه نمیکند وحقیقت این است که او به دل های شما و اعمال شمانظر میکندونظر او بر دلها برای این است که خواسته ها ومقاصد همه در دلهاست و دل جایگاه آنهاست(جامع السعادت ج ۳ص۱۱۲)پیامبراکرم ص...👇👇👇👇👇👇👇👇


۲+۳=۵

ا
اگر عبارت بالا را یک مطلق با اعدادش فرض کنیم..
دراین صورت مثلا اگر یکی از ۲کم شود پس به ۵حتما یکی اضافه میشود و برعکس...

حب اغیار در دل با رابطه دل با خدا هم همینطور است..
یعنی هرمرتبه ای از محبت اغیار از دل کاسته شود در آن سو دل به موطن اصلی خود نزدیک شده است...دقت شود...
یعنی هرکدام با وابستگی بیشتر از طرف مقابل می کاهد...

توضیح اجمالی:

واقعیت فراموش شده...
به نظرتان چرا اینقدر دین مارا سفارش به تفکر کرده...؟!!!
واقعیتی که چه گنهکار و چه مومنان از آن غافلند و به دل رجوع نمی کنند...
فقط در این حد بدانیم که اگر از همین الان تا یک سال آینده به عبادت سخت وجدی هم بپردازیم باید بدانیم آن مقدار که با حضور دل و توجه فعلیت یافته برای ما کارساز خواهد بود مابقی ان لقلقه جسم بوده و بس...
بازگشت دل به موطن اصلی مجاهدت خود را میطلبد...

توجهی مهم:
شما در نماز بیشترین سعی خود را بر حضور دل و توجه کتید ببینید دل چطور پا به فرار میگذارد و میخواهد پی تعلقات خود برود هرچقدر هم سعی کتید نمی توانیداورا ب سوی توجه خود نگه دارید و دائم به این سو آن سو فرار میکند...دقت کنید حتما...
سیدعلی قاضی:
اگر نمازتان حفظ شود تنام اموراتتان محفوظ می ماند.
حفظ شدن نماز گویی همان محاهدت در حفظ توجه در حین نماز است...
نتیجه: اگر خواستار قرب بیشتر هستید به کمیت عبادت تان توجه نکنید بلکه سعی بر مجاهدت در توجه دل و فکرتان کنید تا دل بر تفکر شما عادت کند و دست از تعلقات وهم و خیالاتی اش بردارد با این کار عبادت لازم به سراغ تان خواهد آمد...
والسلام

  • محمدامین ...
۱۷
بهمن

به نام خالق هستی.


سلام و تحیت...

بحثی است راجب اعمال و تاثیرات آن...👇👇👇


بعضی ها فکر میکنند اینی که خدا در برابر اعمال حرام وعده ب آتش جهنم داده است یعنی خدا در برابر اعمال ما اینطور مجازات قرار داده است این یک تفکر غلط است...

اصولا ما هر عملی انجام میدهیم دو صورت دارد...

یک صور دنیوی 

و صور اخروی

و اینی که ما مجازات های مختلف در آن دنیا داریم نشان از تجلیات همین اعمال در ان دنیا دارد...

یعنی هر هملی در اصل یک تجلی دارد در دنیای اخرت.. و چون آن دنیارا مبرا از چنین اعمالاتی است لذا در ان دنیا ب صورتهای مختلف تجلی میکند.در اصل بهشت و جهنم همین اعمال ما است که آنهارا میسازد...

یک اشکال وارد است و ان اینک اگر خدا جهنم و بهشت را خلق کرده و ما ک هنوز اعمالمان  تکمیل نیافته   پس چطور آماده است؟!!

باید بگوییم  که این ما هستیم که قراردهای زمانرا برای خود مشخص کرده ایم و زمان گذشته و حال و آینده را مشخص میکنیم..ما که نباید محدودیت های خودمان را که پای خدا بگذاریم..برای خدا همه چیر و همه زمان و ...برایش مشخص و روشن و حی و حاضر است.و او میداند که تک تک ما چه شخصیتی در اینده به خود خواهیم گرفت.او همه چیز ما را میداند .این درصورتی است که ما همه انهارا رقم میزنیم...

مگر غیر از این است که پیامبر بعداز عروج به معراج ناراحتی بود و چون حضرت علی از او سوال کرد از این حال فرمود:زنی از امت خود دیدم که از موهای سر اویزان بود...

توضیح اجمالی:


آیا شما میتوانید جلوی آیینه بایستید و تغیری در ظاهر صورت انجام دهید که در آیینه نمایان نشود؟ مسلما نمیتوانیم..پس بدانیم تمام حرکات ما تمام اعمال ما تمام خطورات ذهنی و فکری و عقلی و...در آن دنیا تجلیات و پدیده هایی است از نتیجه اعمال سر زده از ما و غیر از این چیز دیگری نیست...درست است ک میگویند اگر فکر و نیت گناه ب مرحله عمل نرسد گناهی بر گردن نیست اما اگر اصل قضیه را بخواهیم این نوع قضاوت برای من و شماست نه برای یک سالک در راه خدا...اصولا اگر خوب پیشرفت کنیم متوجه میشویم که فکر و نیت مان نیز باید بصورت جدی  کنترل کنیم...

من و شما چندبار به رفتن به کثافت و زباله فکرکرده ایم؟ همین فکر را مردان مخلص راجب انجام گناه دارند...


نتیجه گیری:

به امید آنکه مراقبت مان از مرحله عمل به مرحله فکرو خطورات برسد...


والسلام

  • محمدامین ...
۱۰
بهمن

به نام خالق هستی.


مکروهات و مستحبات قیام، رکوع، تشهد، سلام


مواردی که انجام آن در رکوع، بر نمازگزار مکروه است، عبارت است از:


1. چسباندن دستها هنگام رکوع، به دو پهلوى خود.


2. به زیر افکندن سر، طوری‌که سر و گردن موازى پشت نباشد.


3. [رعایت نکردن حال مأمومین در طولانی کردن رکوع و اینکه] امام جماعت ذکر رکوع را بیش از سه بار بگوید.


4. در هنگام رکوع دستها را مابین زانوها قرار دادن.


5. در حال رکوع، بلکه در تمام احوال نماز، گذاشتن دستها در زیر همه لباسها.


سوال: در حال تشهد و سلام انجام چه کارهایی مستحب است؟


رعایت موارد ذیل، در تشهد و سلام نماز، مستحب است:

1. به حال تورّک نشستن؛ یعنی نمازگزار، بر ران چپ بنشیند و روى پاى راست را بر کف پاى چپ بگذارد.


2. قبل از تشهد بگوید: «الْحَمْدُ لِلّه» یا بگوید: «بِسْمِ اللّٰهِ وَباللّٰهِ والْحَمْدُ لِلّٰهِ وَخَیرُ الْأَسْمٰاءِ لِلّٰهِ».


3. دست‌ها را بر ران‌ها بگذارد و انگشتان را به یکدیگر بچسباند و روی پاهای خود نگاه کند.


4. پس از اتمام تشهد، بگوید: وَتَقَبَّلْ شَفٰاعَتَهُ فى أُمَّتِه وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ.


5. زن نمازگزار، ران‌هاى خود را به هم بچسباند.


6. در هنگام سلام، نیت سلام کردن بر پیامبران، امامان، فرشتگان و جمیع مۆمنین انس و جنّ را داشته باشد.


7. در نماز جماعت، امام، سلام را بلند و مأموم آهسته بگوید.


8. نمازگزارى که فرادا نماز مى‌خواند در هنگام سلام رو به طرف قبله سلام دهد و با گوشه دو چشم خود به طرف راست اشاره کند.

9. در نماز جماعت، امام در وقت سلام دادن، چهره را به جانب راست خود بگرداند. و مأموم به هر دو جانب رو کند، البته اگر در سمت چپ او مأموم دیگر‌ی باشد و الّا به همان سمت راست کافى است.


10. همچنین، در حال تشهد و سلام «اقعاء» مکروه است، و آن عبارت از این است که سینه پاها را به زمین گذارد (روى پنجه پاها را به زمین نهد) و روى پاشنه‌ها، بنشیند.


سوال: در حال قیام نماز، انجام چه کارهایی مستحب یا مکروه است؟
الف. کارهای مستحب در حال قیام نماز:


1. با خضوع و خشوع ایستادن، به نحوى که بنده ذلیل در خدمت مولای خود مى‌ایستد.


2. نظر کردن به محل سجده در حال ایستادن.


3. دو دست را روی دو ران گذاردن، به نحوى که بالای زانوها قرار گیرد.


4. قرار دادن فاصله بین پاها، به اندازه‌ی سه انگشت تا یک وجب.


5. در کنار هم قرار دادن پاها، نه آن که یکى جلو و دیگرى عقب باشد.


6. به سمت قبله قرار دادن انگشتان پاها، به نحوى که هیچ یک از آن‌ها از قبله منحرف نشود.


7. چسباندن انگشتان دست‌ها به یکدیگر.


8. دست‌ها را بر سینه‌ گذاردن در مورد بانوان، به نحوى که پستان‌ها بر سینه بچسبد، و نیز جفت کردن پاها به یکدیگر و از هم دور نساختن آنها.


ب. کارهای مکروه در حال قیام نماز:

1. مانند متکبّران، دست بر کمر زدن.
2. تورّک نمودن، یعنى سنگینى خود را گاهى بر پاى راست و گاهى بر پاى چپ انداختن.
3. کف دو دست را بعد از قنوت بر صورت کشیدن.


سوال: چه کارهایی در حال رکوع نماز، مستحب یا مکروه است؟

الف. مواردی که انجام آن در رکوع، بر نمازگزار مستحب است، عبارت است از:
1. در حال خم شدن برای رکوع «اللّٰه اکبر» بگوید.


2. در حال رکوع زانوها را به عقب برده و جلو نیاورد.



3. پشت خود را راست نگه دارد، به‌ نوعى که اگر قطره آبى ‌بر آن ریخته شود به‌جاى خود بایستد.


4. گردن را موازى پشت بکشد.


5. نگاهش، بر زمین بین دو پای خود باشد.


6. دو دستش را از دو پهلوى خود فاصله دهد.


7. کف دستها را بر دو زانو بگذارد.


8. انگشتان دست را به هم نچسباند.


9. دست راست را قبل از دست چپ، بر زانو گذارد.


10. بانوان، دو کف دست را بالاتر از زانوها قرار دهند.



11. تکرار ذکر «سُبْحٰانَ رَبِّىَ الْعَظظ–یمِ وَبِحَمْدِهظ–» تا سه مرتبه و پنج مرتبه بهتر است و بهتر از آن هفت مرتبه است.


12. قبل از گفتن «سُبْحٰانَ رَبِّىَ الْعَظظ–یمِ وَبِحَمْدِه» این دعا بخواند: «اللّٰهُمَّ لَکَ رَکَعْتُ وَلَکَ اسْلَمْتُ وَبِکَ امَنْتُ وَعَلَیکَ تَوَکَّلْتُ وَانْتَ رَبظ–ی، خَشَعَ لَکَ سَمْعظ–ىْ وَبَصَرظ–ىْ وَشَعْرظ–ی وَبَشَرِی وَلَحْمظ–ی وَدَمظ–ی وَمُخظ–ی وَعَصَبظ–ی وَعِظٰامظ–ی وَمٰا اقَلَّتْهُ قَدَمٰای غَیرَ مُسْتَنْکِفٍ وَلٰا مُسْتَکْبِرٍ وَلٰا مُسْتَحْسِرٍ». همچنین مستحب است پیش از ذکر یا بعد از آن صلوات بفرستد.



13. در نماز جماعت، اگر امام است، ذک÷ر رکوع را بلند و اگر مأموم است آهسته بگوید، طوری که صدا به امام نرسد.


14. در نماز فرادا، نسبت به بلند یا آهسته بودن صدا، ذکر را طبق قرائت حمد و سوره‌اش بخواند.
15. چون سر از رکوع بر دارد بگوید: «سَمِعَ اللّٰهُ لِمَنْ حَمِدَهْ الْحَمْدُللّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمظ–ینَ اهْلَ الْکِبْرِیٰآءِ وَالْعَظَمَةِ وَالْجُودِ وَالْجَبَرُوْتِ».



ب. مواردی که انجام آن در رکوع، بر نمازگزار مکروه است، عبارت است از:
1. چسباندن دستها هنگام رکوع، به دو پهلوى خود.



2. به زیر افکندن سر، طوری‌که سر و گردن موازى پشت نباشد.


3. [رعایت نکردن حال مأمومین در طولانی کردن رکوع و اینکه] امام جماعت ذکر رکوع را بیش از سه بار بگوید.
4. در هنگام رکوع دستها را مابین زانوها قرار دادن.


5. در حال رکوع، بلکه در تمام احوال نماز، گذاشتن دستها در زیر همه لباسها.


منبع: سایت اسلام کوئیست





  • محمدامین ...
۰۷
بهمن

به نام خالق هستی


من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...

تمام مشکلات ما به همین کلمه برمیگردد...


این من یعنی همان نفس...
و چه زیرک و پدرسوخته ای است این نفس که چنان خودرا بین اصل وجودمان جا کرده که ما او را من می نگریم و اورا همان خود واقعی میدانیم...بیخود نیست که پیامبر فرمود دشمن ترین دشمن تو همان نفس توست..به تظرتون اگر این نفس و خود تخیلی وجود نداشت شیطان را چاره ای بود؟؟!!! مثل این است که بگوییم راننده بدون اتومبیل..آیا راننده بدون اتومبیل معنی میدهد آیا اگر اتومبیلی نبود چیزی به نام راننده وجود داشت؟!!!!! عین همین مثال اگر نفس تخیلی نبود چیزی ب نام وسوسه های شیطان وجود نداشت...نفس و شیطان دو دوست جدایی ناپذیرند..این درحالی است که اگر انسان فریب شیطان را خورد نفس تشکر و سپاسگزاری عجیبی نسبت به دوست خود شیطان دارد و باهم خود را برای پروژه ی بزرگتری آماده میکنند و نقشه می چینند...بیچاره عقل اگر تسلیم این دو دشمن شود...

عقل اگر عقل باشد میفهمد که توان مقابله با این دو را ندارد...لذا خود را در پناه خدایش قرار میدهد و از خدا مدد میخواهد...


من...
من دوست دارم...
من میخواهم...
من میتوانم...
من هستم...
من شدم...
من خواهم شد...
من بودم..
من میشوم...
من خواهم بود...
من توانستم...
من میتوانم...
من شدم..
من هستم...
من اگر...
من باید...
من حتما... 
من شاید...
این من ها اگر برای بزرگی و فعال سازی خود باشد و نیت بزرگی برای مردم را دارد همان خسران ابدی خواهدبود ولب اگر منظور از این من آن روح القدس و اصل وجود باشد و در هدف بندگی به کار برده شود عین سعادت خواهدبود...


أنانیت با بندگی را رابطه ای نیست...

اصولا تقرب بخدا دو تحول را در وجود انسان ایجاد میکند

۱-انسان حس حقیر بودن و ضعیف و خار بودنش نسبت به پروردگارش بیشتر میشود

۲-عظمت و کبریاء پرودگار نزدش بیشتر تجلی میکند...
👇👇👇


لذا هرچه انسان تقرب واقعی داشته باشد حس من بودنش کاسته میشود و از من بودن ب سوی او بودن کوچ میکند...
نکته قابل توجه آن است که مدعی الی الله باید بداند که فکر نکند که در این راه قرار است چیزی از آن خود برای خود رقم بزند بلکه برعکس قرار است اول خواسته خود و بعد هم خود را فراموش کند...

این حقیقت را بسیاری از سالکان و.مومنان توجهی ندارند و فکر میکنند قرار است در این راه چیزی برای خود به ارمغان آورند...

آن دنیا به عظمت کارمان پی خواهیم برد اگر این دنیا از خود بودن خارج بشویم...

والعصر ان الانسان لفی خسر
این آیه بدجور گوشزد به مومنانی است که فکر میکنند با این زندگی آرام وخوش  ابرومند وتفریح و...راه بندگی را در پیش گرفته اند...


  • محمدامین ...
۰۶
بهمن

به نام خالق هستی.


  • سلام و عرض ادب...
  • در بیان مطالبی که قبلا ذکر کردیم مطلبی است در باب انسان و اصل خود...
  • یک مثال:
  • پشه ای به حضرت سلیمان از باد شکایت کرد که اورا ظلم میکند و مرا با اختیار به این و آن سو میبرد حضرت ب او گفت برو به شاکی خود بگو حاضر شود تا میان شما حکم و داوری کنم.پشه گفت شما این کارا با اراده خود انجام بده سلیمان ع گفت باشه وهمچین ک باد را آمد حاضر کند پشه سریع فرار کرد...ب نظرتون چرا؟ بله چرا که بودن باد در کنار پشه امکان پذیر نخواهد بود وجاییکه باد باشد پشه را راهی برای ماندن در کنار او نیست و همچنین برعکس با بودن پشه باد را راهی نیست...مولوی این داستانرا برای رابطه انسان با خدا نقل میکند یعنی برای لقاءالله با وجود بودن خود و أنانیت امکان پذیر نمی باشد..
  • توضیح اجمالی:
  • تا حالا ب این توجه کرده ایم که هر چه گناه وجود دارد بر می گردد به بها دادن به خود و نفس آدمی..
  • شما هر گناهی را درنظر بگیری چیزی نیست جز  مهیاکردن امکانات برای نفس و خود و أنانیت...
  • لذا سفر ب سوی خدا در اصل یعنی همان کوچ کردن از خود به سوی خدا این درحالی است ک بسیاری از سالکان خیال میکنند با وجود بودن خود و أنانیت میتوانند به لقاءالله برسند و این همان بودن پشه در کنار باد خواهد بود که این امکان پذیر نخواهد بود...
  • نفس در اصل یعنی همان خود بودن و  أنانیت...بخاطر همین است که انسان در آخر قرار است ب مرحله شهود و فنا برسد یعنی دیگر چیزی به نام خود وجود نداشته باشد...
  • این درحالی است که تا از خواسته های خود نگذریم امکان گذشتن از خود خود وجود نخواهد داشت...
  • هرجا در راه خدا حرف از من شود کار خراب میشود در راه معنویت باید خود فراموش شود...بخاطر همین است که مثلا غرور و تکبر از گناهان بسیار بزرگ است چون اوج من بودن را نشان میدهد و یا مثلا عجب در عبادت و....




  • والسلام...


  • محمدامین ...