... ففروا الی الله

زندگی = زنده + بندگی

... ففروا الی الله

زندگی = زنده + بندگی

... ففروا  الی الله

( اللهم عجل لولیک الفرج )

پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۳ مرداد ۹۷، ۲۳:۵۴ - سیّد محمّد جعاوله
    سلام
  • ۱۸ مرداد ۹۷، ۱۸:۵۹ - موزیلاگ ..
    (:
  • ۲ مرداد ۹۷، ۰۰:۲۹ - **روشنا **
    بعله..
  • ۱۴ خرداد ۹۷، ۱۶:۵۱ - گیوم اِوار
    سپاس

۱۱۹ مطلب توسط «محمدامین ...» ثبت شده است

به نام خالق هستی


یادم هست چندوقت پیش مشکلی برای ما پیش آمده بود که نگرانی مارا دوست مان حجت الاسلام رنجکش که احساس میکنم از اهل معرفت هستن به بنده گوشزد کردند که نگرانی ما بخشیش آمیخخته به شرک است و اشاره به یکی از ایه های قرآن کرد که خداوند انسان را اکثرهم مشرکون میدانند

ممکنه ما فکر کنیم که مشرک به اونی میگن که خدا را قبول نداره درحالی اینطور نیست

درجات شرک فرق میکنه  تا جاایی که اکثرا لاقل به کمی به شرک آمیخته هستند


همین تذکر حج اقا من را بخود فرو برد که چقدر ما غافلیم و چقدر عقایدمون شرک امیزه

تاجایی که به یکی از تفکراتی برخوردم که جوونها کم و بیش به اون اعتقاد دارند


آب باریکه

چقدر این کلمه براتون اشناست؟؟؟

دیدین طرف میگه دیگه خیالت راحته میدونی یک آب باریکه را داری!!!!!

به نظر شما این شرک هست یا نیست؟؟؟

آخه بنده خدا تو از کجا به همین اب باریکه مطمئنی؟؟؟

مطمئنی این اب همیشه از این باریکه به دستت میرسه و رزقت هست؟؟؟

مگر غیر از این است که رزق دست خداست؟؟ اگه خدا نخواست آب ازاین باریکه عبور کند چی؟؟؟؟؟


پ ن : اقا فکر نکن با استخدام شدن در یک شرکت دولتی و ...الا و بلا دبگه این حقوقه بدون کاستی به دستت میرسه>>>>>رزق دست خداست

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۴۵


بسم رب الروح.


همه ما میدانیم که موفقیت در یک عامل میتواند عوامل مختلفی داشته باشد

ما در اینجا به یک عامل از موفقیت اشاره میکنیم که هم مورد تایید اسلام و هم مورد تایید روان شناسان غرب است

در مسائل دین اسلام عنوانی داریم تحت عنوان برکت که جدا و مغایر بامحاسبات دنیایی است و همه از محاسبه و بررسی ان عاجز هستند

برکت نعمتی است که از دنیای ماورای طبیعت باید به چیزی ببخشند و خاصیتی است که خدا باید به چیزی ببخشد

همین اموراتی که ما مشاهده میکنیم و یا میشنویم نشآت گرفته از برکت است

مثلا طرف با خود میگوید امیرالمونین چطور در دل شب هزار رکعت نماز میخواند؟؟!!

نقل است شخصی نزد علامه امینی آمد و گفت این اراجیف چیه که تحویل مردم میدهید که علی ع درشب هزار رکعت نماز مخواند ؟؟ من حساب کردم اگر علی در هر رکعت یک دقیقه هم وقت میگذاشت چندین برابر وقت شب زمان میبرد پس چطور امام در یک شب هزار رکعت نماز میخواند؟

علامه بهش گفت ببین من چطور الان میخوانم

علامه شروع به هزار رکعت نمازخواندن کرد و هزار رکعت نماز را در یک شب خواند و رو کرد به طرف وگفت دیدی الان شد؟؟ من ک خاک پای علی هم نیستم امیرالمونین وقتش برکت داشت(دقت شود)

این یک نمونه

نمونه دیگر رخدادهایی هست که برای عالمی اتفاق می افتاد

او نقل میکند که شب ها کم غذا میخوردم که برای نماز شب بلند شوم بعد از مدتی احساس کردم بعد از نماز شبم وقت باقی دارم شروع میکردم به قضا اوردن نماز های شب قضاشده و تماما نمازهای شبم و قضاهارا به کیفت نماز شب امام رضا بجا می اوردم که خود مفصل و به قول ما زمان بر است

او میگفت بعد از مدتی توجه کردک که نماز شبم و با چندین مرتبه نماز شب قضاها در کمتر از یک ساعت برایم زمان بر است

خب این به چه معناست؟؟ آیا غیر از برکت دادن به زمان و عمر ان عالم میتواند باشد؟؟؟!!!

این هم که میبینیم عالمان اسلام در طول یک عمر مثلا هشتاد ساله این همه کتاب و خدمتها کرده اند مسلما بخاطر برکتی بوده که از جانب خدا به عمر و وقت و زمان انها داده شده است...

خب همین قانون در علوم غرب البته آنهم فراتر از قوانین فیزیک و دنیایی اینگونه توسط بزرگانشان وصف میشود :

(( زمان برای کسی که بخواهد کار مفید و نیکی انجام دهد احترام قائل است و برای او صبر میکند و حوصله به خرج می دهد))

 آنها برکت زمان را به احترام گذاشتن زمان تعریف میکنند

البته برای کسی ممکن است این سوال پیش آید که غربی ها که اکثرا کار به نیت الهی انجام نمیدهند واصلا در این وادی ها نیستند پس چطور برکت به وقت آنها بخشیده شده که به احترام کذاشتن زمان پی برده اند

جواب ان است که کی گفته خدا فقط به مسلمانان و به کار به نیت الهی برکت میبخشد؟؟؟

ایا خدا برای کسیکه به فطرت خود و وجدانش برای خدمت به خلق تلاش میکند نظر نمی کند؟؟؟؟؟

این یک سنت الهی است که خدا کسیکه در راه خیر و نیک حتی بدون نیت الهی ولی براساس نیت خوب مثل خدمت به هم نوع خود خدمت به مستضعفان و...قدم بردارد خدا او را جزای نیک گرچه فقط در دنیا باشد را به او عطا خواهد کرد...

فلذا میتوان یکی از عوامل موفقیت مردان بزرگ را خدمت زمان به انها دانست.

یک قانون فکری در موفقیت:

هیچگاه نگران کمبود وقت نباشید  مسلما خدا شما را یاری خواهد کرد...شاید اصلا قرار است یک کار خوب را تا یک جایی برسانید و انسان های دیگر بعد از شما ان کار را تمام کنند.




۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۵۳

به نام خالق هستی


در مطلب قبل یادآور شدیم که بسیاری از عقاید و تفکرات ما خالی از شرک نبوده و ماهم مصداق اکثرهم مشرکون هستیم و یکی از اثرهای تفکر صحیح آن بود که ما را از عقاید شرک آمیز نجات میداد و بر انسان عاقلی در هر امری یک تفکر صحیح یک امری لازم بود که نخواهد زیان کند


واقعیت آن است که این موضوع خیلی مهم است و کمتر کسی حتی مومنان به ان توجه میکنند که بسیاری از تفکرات و عقاید ما حتی در مرحله عمل یک عملی همراه با شرک در امر و سنت الهی است که چه برسد به ان که در صدد رفع آن برایند

من فکر میکنم بسیاری از مشکلات و دوندگی های ما ناشی ازهمین مسئله عقاید اشتباه است

کسی که صبح و شب دارد به این در و آن در میزند و آخرهم کم می آورد و همچنان درگودال مشکلات به خود می پیچد یکی از دلایلش این است که زمام ونتایج خود را در دستان خود میبیند وفکر میکند آنچه که قرار است بدست اورد کاملا به خود بستگی دارد همین امر باعث میشود خدا تا جایی او را در مشکلات نگهدارد که طرف به این نتیجه برسد که خودش واقعا ناتوان است و همین مقام باعث میشود دست به دعا بردارد تا بلکی بخشی از عقیده اش درست شود و خدا به او بفهماند که نتایج به دست خداست تا بنده در اموراتش حواسش به او باشد و از خدا ممدخواهی کند


اصولا انچه که مهم است این است که انسان به وظیفه اش عمل کند درآنصورت دیگر نباید نگران رزق وروزی خود باشد

بخاطر همین است که ما در زنگی بزرگان و علما معمولا درگیری و دغدغه های مالی نمی بینیم و در زندگی انها بیشتر مسائل معنوی و علمی مطرح است

ومن یتق الله یجعل له مخرجا یرزقه من حیث لایحتسب (وهرکسی تقوا پیشه کند خدا او را ازمشکلات خارج میکند و او را ازجایی که فکرش را نکند روزی میدهد) طلاق ایه دو

وظیفه شناسی خود از نشانه های تقوا است که اگر شخص به وظیفه خود عمل کند آنوقت خدا بصورت لایحتسب(از جایی که فکرش را هم نکند) رزق و روزی او را میرساند

این درست است که کارکردن واقعا از وظایف اجتماعی وحتی شرعی شخص محسوب میشود اما به حد وظیفه اش و تا جاییکه خدا از او انتظار دارد

طرف بیست وچهار ساعته فکروذهنش در مسائل دنیایی و پول درآوردن است و آخرهم مشکلاتش به جای خود باقی است و جالبیش آنجاست که اهل علم را سرزنش میکنند که ول کنید این بازی هارا و برو دنبال یک لقمه نان حلال و من را که میبینی از ساعت فلان تا فلان چیکار میکنما وچیکار نمیکنم و غافل از آنکه سختی ها ومشغولیت هایش به خودش برمیگردد

پ ن : وظیفه شناس باشیم تا خدا اموراتت را تضمین کند

پایان مقاله فلسفه تفکر

التماس دعا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۷ ، ۱۸:۲۰

به نام خالق هستی

فلسفه تفکر صحیح چیست؟


روایت های متعددی ازائمه معصومین داریم که بیانگر آن است که یک ساعت تفکر بهتر از هفت ویا هفتادسال عبادت است

به نظرشماچرا؟

اول ازهمه باید یاداور شویم که آن عبادتی که ارزشش از تفکر یک ساعته کمتر است ان عبادتی است که خالی از روح تفکرصحیح ومنطق اسلامی باشد

مگرن طرف به جای یک ساعت ممکن است چندین ساعت فکرکند که بااین عبادت چه عزتی میان مردم و آینده خود و حتی شغل و جایگاه خود نزد مردم پیدامیکند که مسلما چنین تفکری اگر صورت نمیگرفت بهتر بود و یک باره کلیت ارزش عبادت را فروپاشی کرده و حتی آنرا تبدیل به معصیت و عمل زشت ریا کرده است

پس اول ازهمه تفکر صحیح و با منطق اسلام است که ارزش عبادت را صعود میدهد نه هر تفکری


وما یؤمن أکثرهم بالله إلاوهم مشرکون (106 یوسف)

وبیشترشان به خداایمان نمی آورند جزاینکه بااوچیزی راشریک میگیرند وایمانشان خالص نیست


این جهان با اکثر مؤمنانش مصداق این ایه عظیمه است

درنمازشان روزی چندین بار کلمه لااله الاالله را به زبان جاری میکنند جز انکه در دل شان چیز دیگری حاکم است

همه مومنان به جز مومنان بااخلاص به این شرک درگیرند

بخاطر هیین است که شاید یک تفکر چند دقیقه ای حتی انسان رااز یک شرک نجات دهد تا عمری نخواهد با یک عقیده شرکی زندگی کند

طرف خودش را به اب اتش میکشد که در فلان ارگان دولتی استخدام شود و باخود فکر میکند اگر نشود از کجا بیاورم زندگی کنم؟از کجا بیاورم ازدواج کنم/اصلا چه کسی بامن ازدواج میکند؟و...

آخه بنده خدا بشین یک چنددقیقه ای فکر کن تفکر کن مگر رزق تو در این ارگان خلاصه شده است؟خب این خودش شرک است

رزق تو دست اون بالایس نه فلان ارگان دولتی

تو مأمور به وظیفه ای نه ب نتیجه

اصولا انچه که مهم است این است که تو به وظیفه ات عمل کن رزقت از جای دیگر باید برسد

طرف بیمه عمر رد میکند به امید اینکه بعد ازسی سال حقوق بازنشستگی داشته باشد

آیا این به غیرازشرک است؟؟ یعنی حالا با بیمه رد کردنت رزق تو بعد ازسی سال دیگر تضمین میشود؟؟؟ این یعنی سی سال دیگر من دست خودم هست و خود دارم برای سی سال دیگرم تصمیم میگیرم ..ادم غافل مواظب باش سی سال بااین عقیده شرک آمیزت زندگی نکنی

چاره اش تفکر است چند ایه قران خواندن است چندین روایت خواندن است که همه اینها مجموعه ای از تفکرواندیشیدن است

نمیگوییم بیمه رد نکنید  نه اتفاقا رد کنید اما بدانید این یک قرارداد تکوینی و اجتماعی این دنیا است مگرنه قراردادهای الهی جدا ازاین قوانین است و بدان عقیده صحیح ان است که رزق را از جانب دیگر بدانی...



ادامه دارد


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۷ ، ۱۷:۴۵

به نام خالق هستی

@ یک قانون کلی برای کسانیکه دریک زمینه اراده خودرا راسخ می کنند وجود دارد...

برین تحقیق کنید چندنفر از کسانیکه می خواستند یک عادت بد یا اخلاق ناپسندیده ای  را کناربگذارند گفتند از فلان تاریخ انجام خواهد داد موفق شده اند یا نه....

شک نکنید عمده ی این اشخاص باشکست روبه رو می شوند چرا؟؟؟!!!چون تاریخ مشخص کرده اند!!!

دراراده کردن نباید تاریخی وجود داشته باشد.نباید زمان و موقعیتی مشخص شود...

برای مثال کسی که میخواهد سیگار را ترک کند اگر گفت از فردا و اول ماه و فلان روز ...مطمئن باشید دران روز مشخص هم ترک نخواهد کرد چون آن زمان فقط دلخوشی به خود داده است...اگر تو واقعا میخواهی سیگاررا ترک کنی پس همین سیگاری که دردستت هنوز روشن نکره ای را له کن بنداز زیرپات و بگو دیگر سیگار نخواهم کشید نه اینکه بگویی از فردا و...

هرکسی اگر برای کاری اراده کند باید ازهمان دقیقه شروع کند  ویا حداقل قدمی مثبت بردارد تا موفق شود مگرنه...

این قانون برای تمام کارها صدق می کند یعنی هم اراده برای انجام دادن کارخوب وهم برای ترک اخلاق بد...

ولی بیشتر برای ترک اخلاقیات بد صدق می کند...

شما اگر اراده کردی که از امروز دوصفحه کتاب مفید بخوانی پس حداقل اگر امروز وقت نمی کنی با یادگرفتن یک جمله یایک حدیثی یا...استارت کاررا بزن و شروع کن چون همان فردا دوباره بهت زور خواهد گفت...


یک قانون کلی در روان شناسی

@ همیشه در اراده ی یک کاری اول آن سخت است و زور به انسان می گوید ولی همین که استارت کار زده شد ادامه ی راه راحت تر ممکن خواهد بود

دوستان دارد دیر می شود...شروع کنید...اراده ی خودرا برای انجام دادن کارهای خوب جمع کنید...


این مطلب ادامه دارد...


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۷ ، ۱۷:۰۶

به نام خالق هستی.

افسوس...

یک روز معادل 24ساعت است...

ما در طول این 24ساعت چه کارهایی انجام می دهیم؟؟؟!! واقعا بیایید فکر کنیم در درطول رور چه کارهایی انجام می دهیم! چقدر کارهایمان مفید وچقدر بیهوده وبی ثمر بوده است...

ما در اصل باید هرروزمان را ارزیابی کنیم..امام کاظم (ع) می فرمایند: کسی که در پایان روز اعمال خودرا ارزیابی نکند از ما ائمه نخواهد بود...

چندروز از عمرمان را آخرشب ها موردارزیابی قرار دادیم؟!!!

کسی که بگوید من وقت ندارم بدانید بی نظم است...

همیشه برای کارهای خوب وقت وجود خواهد داشت...

یک قانون دردنیا وجود دارد که زمان برای انسان هدفمند احترام قائل است و صبر برای کارهای او خواهد کرد ..

خیلی از ما زمان کم را بهانه خود قرار داده ایم..نه اینکه بدانیم و بهانه آوری کنیم خیر..از بس به کارهای بیهوده مشغول شده ایم وهدف مشخصی نداریم احساس کم وقتی می کنیم...

انسان های وقت شناس هیچگاه وقت وزمان را مقصر نمی دانند وحتی اگر موفق هم نشوند به خود ایراد می گیرند نه به زمان...

برای مثال عرض می کنم: اگر به شما بگویند در روز چقدر مطالعه دینی و اعتقادی یا اخلاقی دارید چه می گویید؟؟!! وقت ندارم؟؟!!!

من به شما قول می دهم اگر تنها وفقط وفقط روزی یک ربع ساعت وقت برای مطالعه دین ومذهب وکتب اخلاقی بگذارید در آینده فرد پخته وپرباری خواهید شد...ولی افسوس که این یک ربع هم متولد نخواهد شد... آیا یک ربع هم وقت نداریم؟!! شما اگر وقت تان را ارزیابی کنید متوجه خواهی شد که ساعت ها وقت تان به بی کاری و بهوده گذرانده شده است..تنها یک روز ارزیابی کنید..(  البته دور از جان دوستان وقت شناس و هدفمند)

یک فرد باهوش به شخصی می گوید چند سالته؟ او می گوید سی سال دارم..شخص باهوش می گوید نگو سی سال دارم بلکه بگو سی سال را دیگر ندارم...

عمر دارد مثل فشفشه می گذرد وما اورا مهار نمی کنیم!!! بیایید از وقت مان کمال استفاده را در راه رسیدت به خدا و هدف مطلوب استفاده کنیم...


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۷ ، ۲۳:۴۷

به نام خالق  هستی

@روح انسان خاصیت شکل پذیری دارد...روح انسان هم میتواند بزرگ باشد وهم میتواند بزرگوار باشد...اگر بزرگوار باشد مسلما پس بزرگ هم خواهد بود ولی هربزرگی روح نمی تواند بزرگوار باشد...

هرکسی همت بزرگی داشته باشد پس روح بزرگی هم خواهد داشت همت کوچک نشان از روح کوچک است...


همت بزرگ در راه علم ودانش

برای مثال بعضی ها ددرراه علم همت بزرگی به خرج خواهند گذاشت و روز به روز خواستار اطلاعات بیشتری هستند وبعضی هاهم به یک دیپلم بسنده میکنند اهل علم و دانش نیستند...

برای مثال: ابوریحان کسی بود که دربستر مرگ هم داشت ازفقیهی که برای عیادتش امده بود سوال فقهی می پرسید وباخود میگفت بدانم وبمیرم بهتر است که ندانم وبمیرم...این همت بزرگ درراه دانش مطلوب است و برای روح بزرگواری هم می اورد...


همت بزرگ دردراه کسب مال وثروت

بعضی هاهم همت شان در کسب مال وثروت می باشد به نحوی که از خواب و اسایش وراحتی های دیگرش می گذرد که مال بیشتری بدست آورد...به نظر شما این همت ستودنی است؟ آیا انسان برای مال وثروت به دنیا امده است؟ این همت اصلا برای روح انسان بزرگواری نمی آورد وانسان را به کمالات نمی رساند...


همت بزرگ درراه پست ومقام

خیلی هاهم چنان برای برای پست ومقام تلاش میکنند که گویی مقصد نهایی شان یک مقام است وتمام...برای مثال خیلی ها دربهترین دانشگاه ها برای یافتن یک جایگاه والای مادی درس می خوانند...نادرشاه کسی بود که اینقدر سرش به حکومت و غارت کشورها مشغول بود که بعضی اوقات چهارپنج روز وقت نمی کرد چکمه های خود را ازپا دربیاورد..آدمی بخواهد مثل نادر باشد دیگر نمی تواند روی پرقو بخوابد.نمی تواند آسایش داشته باشد...


واما بزرگواری روح...

انسان می تواند با همت های بلند دریک موضوع روح خودرا بزرگ کنند ولی همت درصورتی بزرگواری  برای روح می آورد که آن همت برای انسان کمالات و انسانیت بیاورد مثل همت در کمک به دیگران..همت در عبادت کردن زیاد...همت دردرس خواندن بانیت خدایی و....

بنابراین روحی از بزرگواری برخوردار است که دارای همت های مطلوب باشد نه همت هایی مثل همت درکسب مال وثروت...



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۷ ، ۲۲:۳۵

به نام خالق هستی.


و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شی ء قدرا (سوره ظلاق آیه سه)
ترجمه: وهرکس برخدا توکل کند خدا برای او کافی و بس است چراکه که همانا خداوند برهمه چیز بالغ است و خداوند برای هرچیزی مقداری قرار داده است.


  @ یک نکته ای که در این ایه میتوان به آن اشاره کرد این است که خداوند برای هرچیزی مقداری قرار داده داست  یعنی شما چه بر خدا توکل کنی چه نکنی نمیتوانی از اون مقدار تجاوز کنی  منتهاش با توکل برخدا خدا برای او کفایت میکند  یعنی هرانچه لازم و صلاح باشد خداوند به او میدهد و اگر یک امر واااقعا به صلاح شخصی نباشد خداوند مسلما در جای دیگر برای او چنان جبران کند که بنده قانع شود انهم به نحو احسن

نکنه دیگر که باید به آن توجه کرد این است که با توکل قرار نیست هرانچه تو ذهن بشری خطور میکند به او داده شود بلکه پشت پرده های خواسته بشری ممکنه براوورده شود
بطور مثال شاید یک شغلی واااقعا به مصلحت شخصی نباشد اما همین که انسان ان شغل را برای ارامش بهتر اقتصاد بهتر و...میخواهد خداوند به شخصیکه بر او توکل  کرده باشد چندبرابرش را در شغل و جای دیگر به او میدهد که حتی شخص اعتراف میکند که خداروشکر که فلان شغل برایم فراهم نشد

پ ن : ای بنده با عقیده تماااام کارت را به خدا واگذار کن که هرانچه دنبال ان هستی با توکل بدست خواهی اوورد...
التماس دعا






۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۲۳

به نام خالق هستی


من

تمام مشکلات ما به همین کلمه برمیگردد...



این من یعنی همان نفس...


و چه زیرک و پدرسوخته ای است این نفس که چنان خودرا بین اصل وجودمان جا کرده که ما او را من می نگریم و اورا همان خود واقعی میدانیم...

بیخود نیست که پیامبر فرمود دشمن ترین دشمن تو همان نفس توست..

به تظرتون اگر این نفس و خود تخیلی وجود نداشت شیطان را چاره ای بود؟؟!!! مثل این است که بگوییم راننده بدون اتومبیل..آیا راننده بدون اتومبیل معنی میدهد آیا اگر اتومبیلی نبود چیزی به نام راننده وجود داشت؟!!!!! عین همین مثال اگر نفس تخیلی نبود چیزی ب نام وسوسه های شیطان وجود نداشت...

نفس و شیطان دو دوست جدایی ناپذیرند..این درحالی است که اگر انسان فریب شیطان را خورد نفس تشکر و سپاسگزاری عجیبی نسبت به دوست خود شیطان دارد و باهم خود را برای پروژه ی بزرگتری آماده میکنند و نقشه می چینند...

بیچاره عقل اگر تسلیم این دو دشمن شود...

عقل اگر عقل باشد میفهمد که توان مقابله با این دو را ندارد...لذا خود را در پناه خدایش قرار میدهد و از خدا مدد میخواهد...


من...
من دوست دارم...
من میخواهم...
من میتوانم...
من هستم...
من شدم...
من خواهم شد...
من بودم..
من میشوم...
من خواهم بود...
من توانستم...
من میتوانم...
من شدم..
من هستم...
من اگر...
من باید...
من حتما... 
من شاید...
این من ها اگر برای بزرگی و فعال سازی خود باشد و نیت بزرگی برای مردم را دارد همان خسران ابدی خواهدبود ولب اگر منظور از این من آن روح القدس و اصل وجود باشد و در هدف بندگی به کار برده شود عین سعادت خواهدبود...


أنانیت با بندگی را رابطه ای نیست...

اصولا تقرب بخدا دو تحول را در وجود انسان ایجاد میکند

۱-انسان حس حقیر بودن و ضعیف و خار بودنش نسبت به پروردگارش بیشتر میشود

۲-عظمت و کبریاء پرودگار نزدش بیشتر تجلی میکند...
👇👇👇


لذا هرچه انسان تقرب واقعی داشته باشد حس من بودنش کاسته میشود و از من بودن ب سوی او بودن کوچ میکند...
نکته قابل توجه آن است که مدعی الی الله باید بداند که فکر نکند که در این راه قرار است چیزی از آن خود برای خود رقم بزند بلکه برعکس قرار است اول خواسته خود و بعد هم خود را فراموش کند...

این حقیقت را بسیاری از سالکان و.مومنان توجهی ندارند و فکر میکنند قرار است در این راه چیزی برای خود به ارمغان آورند...

آن دنیا به عظمت کارمان پی خواهیم برد اگر این دنیا از خود بودن خارج بشویم...

والعصر ان الانسان لفی خسر
این آیه بدجور گوشزد به مومنانی است که فکر میکنند با این زندگی آرام وخوش  ابرومند وتفریح و...راه بندگی را در پیش گرفته اند...


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۹:۲۵



#داستانک_معنوی

برگرفته از وبلاگ عشق فقط خدا 

ماجرایی دلنشین :

 حاﺝ ﺁﻗﺎ ﻗﺮﺍﺋﺘﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﻜﺮﺩ :

 ﺩﺭ ﺳﺘﺎﺩ ﻧﻤﺎﺯ ﮔﻔﺘﯿﻢ:

ﺁﻗﺎﺯﺍﺩﻩﻫﺎ، ﺩﺧﺘﺮﺧﺎﻧﻢﻫﺎ، ﺷﯿﺮﯾﻦﺗﺮﯾﻦ ﻧﻤﺎﺯﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﯾﺪ، ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ .

 ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﯾﺎﺯﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﯾﮏ ﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﺷﺖ، ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺑُﻬﺘﻤﺎﻥ ﺯﺩ، ﺩﺧﺘﺮ ﯾﺎﺯﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ، ﻣﺎ رﯾﺶﺳﻔﯿﺪﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮﺍﺿﻊ ﻭ ﮐﺮﻧﺶ ﻭﺍﺩﺍﺷﺖ .

 نوﺷﺖ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﯾﻦﺗﺮﯾﻦ ﻧﻤﺎﺯﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ :
ܓ
 ﺩﺭ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯽﺭﻓﺘﻢ ﯾﮏ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺩﺍﺭﺩ ﻏﺮﻭﺏ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﯾﺎﺩﻡ ﺁﻣﺪ ﻧﻤﺎﺯ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪﻡ،

 ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﯾﻢ ﮔﻔﺘﻢ : ﻧﻤﺎﺯ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪﻡ،

 ﮔﻔﺖ : ﺧﻮﺏ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺨﻮﺍﻧﯽ، ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺗﻮﯼ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ،

 ﮔﻔتم : ﺑﺮﻭﯾﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ﻧﮕﻪﺩﺍﺭ.

 پدﺭ ﮔﻔﺖ : ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻛﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﭽﻪ ﻧﮕﻪ ﻧﻤﯽﺩﺍﺭﺩ،

 ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﻟﺘﻤﺎﺳﺶ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ .

 ﮔﻔﺖ : ﻧﮕﻪ ﻧﻤﯽﺩﺍﺭﺩ .

 ﮔﻔﺘﻢ : ﺗﻮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﮕﻮ.

 ﮔﻔﺖ : ﮔﻔﺘﻢ ﻛﻪ ﻧﮕﻪ ﻧﻤﯽﺩﺍﺭﺩ، ﺑﻨﺸﯿﻦ. ﺣﺎﻻ ﺑﻌﺪﺍً ﻗﻀﺎ ﻣﯽﮐﻨﯽ .

 دیدم ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻏﺮﻭﺏ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻔتم ﺑﺎﺑﺎ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯽﮐﻨﻢ، ﭘﺪﺭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪ،

 ﺍﻣﺎ ﮔﻔتم: "پدﺭ، ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﺪﻩ ﻣﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮﻡ ."

 ﻣﯽﮔﻔﺖ ﺳﺎﮐﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ، ﺯﯾﭗ ﺳﺎﮎ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ، ﯾﮏ ﺷﯿﺸﻪ ﺁﺏ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ . ﺯﯾﺮِ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﻫﻢ ﯾﮏ ﺳﻄﻞ ﺑﻮﺩ، ﺁﻥ ﺳﻄﻞ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺁﻭﺭﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ . ﺩﺳﺖِ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ، ﺷﯿﺸﻪ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ، ﺳﻄﻞ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ . ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﻭﺳﻂ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﻭﺿﻮ ﮔﺮﻓﺖ .

ﻗﺮﺁﻥ ﯾﮏ ﺁﯾﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ: "ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺪﺍ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪ ﻣﻬﺮﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻟﻬﺎ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﯾﻢ ﺑﻪ ﺷﺮﻃﯽ ﮐﻪ ﺍﺧﻼﺹ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ،" ﻧﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺧﻮﺩﻧﻤﺎﯾﯽ ﮐﻨﺪ، ﺷﯿﺮﯾﻦﮐﺎﺭﯼ کنید ،

 ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺷﻮﻓﺮ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﯾﺪ ﻛﻪ ﺩﺧﺘﺮﺑﭽﻪ ﻭﺳﻂ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﺩﺍﺭﺩ ﻭﺿﻮ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ،

 ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺩﺧﺘﺮ ﭼﻪ ﻣﯽﮐﻨﯽ؟

 ﮔﻔت : ﺁﻗﺎ ﻣﻦ ﻭﺿﻮ ﻣﯽﮔﯿﺮﻡ، ﻭﻟﯽ ﺳﻌﯽ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﺁﺏ ﺑﻪ ﻛﻒ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﻧﭽﮑﺪ . ﺑﻌﺪﺵ ﻫﻢ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﺭﻭﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ، ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﻧﻢ .

 ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺷﻮﻓﺮ ﯾﮏ ﻛﻤﯽ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﮕﻔﺖ .

 ﺑﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ : ﻋﺒﺎﺱ ﺁﻗﺎ، ﺑﺒﯿﻦ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﻭﺿﻮ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ .
ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﺟﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﻣﯽﺩﯾﺪ، ﺩﺭ ﺁﯾﻨﻪ ﻫﻢ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ﻣﯽﺩﯾﺪ. ﻣﺪﺍﻡ ﺟﺎﺩﻩ ﺭﺍ
ﻣﯽﺩﯾﺪ، ﺁﯾﻨﻪ ﺭﺍ ﻣﯽﺩﯾﺪ، ﺟﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﻣﯽﺩﯾﺪ، ﺁﯾﻨﻪ ﺭﺍ ﻣﯽﺩﯾﺪ. ﻣﻬﺮ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻫﻢ
ﻧﺸﺴﺖ .

ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ : ﺩﺧﺘﺮ ﻋﺰﯾﺰﻡ، ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯽ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﻧﯽ؟ ﺻﺒﺮ ﻛﻦ، ﻣﻦ ﻣﯽﺍﯾﺴﺘﻢ .
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﺍ ﮐﺸﯿﺪ ﮐﻨﺎﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻧﻤﺎﺯﺕ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺩﺧﺘﺮﻡ، ﺁﻓﺮﯾﻦ .


ﺩﺧﺘﺮ ﻣﯽﮔﻔﺖ : ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ، ﻣﻦ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ . ﯾﮏ
ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺍﺗﻮﺑﻮﺳﯽﻫﺎ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﯾﻜﯽ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﻫﻢ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪﻡ، ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﻫﻢ
ﻧﺨﻮﺍﻧﺪﻡ . ﺷﺨﺺ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ : ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﭼﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎﻫﻤﺘﯽ ﺍﺳﺖ، ﭼﻪ ﻏﯿﺮﺗﯽ، ﭼﻪ ﻫﻤﺘﯽ، ﭼﻪ ﺍﺭﺍﺩﻩﺍﯼ، ﭼﻪ ﺻﻼﺑﺘﯽ، ﺁﻓﺮﯾﻦ، ﻫﻤﯿﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ، ﺣﺠﺖ ﺍﺳﺖ. ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮔﻔﺖ: ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﮐﺮﺩ، ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ.

ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ،
ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﺯ .

ﺩﺧﺘﺮ ﻣﯿﮕﻔﺖ: ﯾﮏ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﯾﮏ ﻋﺪﻩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﻨﺪ .
ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺷﯿﺮﯾﻦﺗﺮﯾﻦ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻡ...

*****************************

عشق فقط خدا

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۰۱