... ففروا الی الله

زندگی = زنده + بندگی

... ففروا الی الله

زندگی = زنده + بندگی

... ففروا  الی الله

( اللهم عجل لولیک الفرج )

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۱ آذر ۹۷، ۱۵:۱۱ - ناشناس
    بعله...
  • ۱۰ آذر ۹۷، ۱۷:۴۳ - نگار جهانشاهی
    خوبه

۴۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «محسن ابادبرخوار» ثبت شده است

اکسیر احمر

جمعه, ۲۳ آذر ۱۳۹۷، ۱۲:۳۰ ق.ظ

بنام خالق هستی


شهید محراب آیت الله دستغیب :

🔸سبب حضور قلب در نماز ، بیشتر به این است که نماز نزد او مهم باشد و این مطلب پیدا نمی شود مگر وقتی که راستی به حقارت دنیا یقین کند و باورش شود که آخرت بهتر و پایدار تر است «و الآخرة خیر و أبقی» و بداند که وسیله ی تحصیل آخرت ، نماز است .

📕صلاة الخاشعین ، ص ۱۱۸


امام خامنه ای : جوانان عزیز لحظات معدود نماز را به خود نماز اختصاص دهید.


همانطور که قران مهجور است به نظر من نماز هم مهجور است

نمی دانم چرا نمیخواهیم بفهمیم که نماز اصل است

میدانیم که نماز اصل است اما نمی فهمیم که نماز اصل است و واقعا هم اصل است

کاری به بی نمازان ندارم

مخاطب من نماز گزاران است

نه

مخاطب من مومنین به اصطلاح هستند

نماز را میخواند و عجله دارد که برود به فلان کارش برسد و جالب اینکه همان کارهم یک عمل مستحب است

اما حرف م این است که مومن هدف تو از کارهای بعد نمازت چیست؟؟

مگر رشد نیست

مگر ترقی معنوی نیست

خب آن را در همین نماز جستجو کن عجله ات چیست

تو مشغله ات بیشتر از امام خمینی ره است؟؟برو تحقیق کن چقدر از وقتش را به تعقیبات نماز اختصاص می داده است

امام فهمید در نماز چیست بخاطر همین از مستحبات بعد ازآن هم نگذشت

مگر نگفته اند که هر چه هست در نماز است

آیا در عملی دیگر به معراج مومن اشاره شده؟؟

اما در نماز به معراج مومن اشاره شده است

روزها می اید و می رود و ما فکر آن نیستیم که نماز امروز باکیفیت تر از نماز دیروز باشد

و این یک مسئله ای بس مهم است و باید جز برنامه های اصلی زندگی باشد که چه کنیم نماز امروز بهتر از نماز دیروز و نماز فردا بهتر ازامروز باشد

نماز را دریابیم

نگذاریم به راحتی از دست مان با رفع تکلیف در رود...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۹۷ ، ۰۰:۳۰

قضاوت بر ظاهر لااااااااااا

دوشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۷، ۰۷:۳۲ ب.ظ


بنام خالق هستی.

💢آیت الله سید حسن عاملی :

🔸به هیچکس به چشم حقارت نگاه نکنید چون از ملکوت انسان ها خبر ندارید. بعضی ها چنان در بزرگ شدن موفق شده اند که تصوّر آن برای ما نابالغ ها مشکل است؛ و یک دلیل برای بزرگی آن‌ها این است که در ظاهر هیچ حکایتی از اعتلا در آن‌ها دیده نمی شود.

تذکر :

این جمله ها صرف یک تشریفات نیست  حقیقت است و انسان عاقل واااقعا چنین عقیده ای دارد





۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۷ ، ۱۹:۳۲

یک شاه راه

شنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۲۷ ب.ظ

بنام خالق هستی


مرحوم علامه کشمیری استاد شیخ جعفر ناصری نقل میکند که :

روزی در ایوان طلای امیرالمومنین مرحومامام را دیدم دستم را به سر شانه او زدم و به او گفتم:

اقا به جان این امیرالمومنین قسم من شما را خیلی دوست دارم

به من بگویید چه کرده اید که به این صمود و وجود و معنویت دست یافته اید؟؟؟

امام فرمودند:

قرآن آقا  قرآن قرآن که البته مراحی دارد و مرحله اول آن تلاوت و توجه است


شرح : همه کسانی که اهل  تلاوت قرآن هستند می دانند که تلاوت واقعا یک حس معنوی خاصی به انسان دست میدهد و واقعا یک لذت بخصوصی دارد

بخاطر همین است که در روایات آمده که شراب مومن در دنیا قرآن است  تلاوت قرآن است

و واقعا همینطور است زیرا انسان با تلاوت قرآن یک مستی معنوی به او دست میدهد


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۷ ، ۲۳:۲۷

زندگی مشترک

شنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ۰۳:۵۰ ب.ظ

بنام خالق هستی

🔸هماهنگی و موافقت اخلاقی بین مرد و زن در محیط خانواده از هر لحاظ و به صورت صد در صد برای غیر انبیاء و اولیاء «علیهم السلام» غیر ممکن است . اگر بخواهیم محیط خانه گرم و باصفا و صمیمی باشد، فقط باید صبر و استقامت و گذشت و چشم پوشی و رأفت را پیشۀ خود کنیم تا محیط خانه گرم و نورانی باشد.


📕منبع : #در_محضر_بهجت، ج ١، ص ٣٠٠


  • کسانی که فکر می کنند باید بگردند تا بهترین را پیدا کند که هیچ تضاد و اختلاف نظر عقیده و سلیقه و رفتاری با یکدیگر نداشته باشند سخت در اشتباهند
  • عزیز من زندگی مشترک یک کانون است که زن و شوهر باید با اخلاقیات و رفتارهای خود آشنا باشند و سعی در انتخاب راه حق باشند 
  • کانون مشترک فرصتی است که زن و شوهر مکمل یکدیگر باشند و نقص های خود را شناخته و در صدد اصلاح آن باشند

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۷ ، ۱۵:۵۰

توفیق

شنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ۱۲:۰۱ ق.ظ
بنام خالق هستی
  • راه برای اهلش باز و آسان است  توفیق شامل حال همه کسنمیشود
اکثرا فکر می کنند بزرگان لابد زحمات بسیاری را متحمل شده اند که حالا به این مقامات رسیده اند
یک مثال میزنم شما خودتان تا ته خط یروید
عده ای هستند خدا دوست شان دارد و آن اینکه آخر شب که میخواهند بخوابند وضو میگیرند و باطهارت به رختخواب می روند 
این یک توفیق بس عظیم است بس عظیم (اگر درک کنیم)
اما بااین حال بین این همه ادم چندنفر این توفیق شامل حال شان میشود؟؟!!
خیلی کم!!
آیا کار سختی هست؟؟ 
فکر نمی کنم
ایا وقت گیر و به زحمت انداز است؟؟؟
فکر نمی کنم
آیا در قبال انجام ان باید غرامت و یا هزینه ای پرداخت کنی؟؟؟!
فکر نمی کنم

پس چرا این کار را همه انجام نمی دهند
اصلا چرا بگم همه؟؟؟!!
چرا همه مومنان انجام نمی دهند؟؟!!
چون توفیق اشت
لیاقت است
فیض است
رشد است

و همه کس قرار نیست از  رشد آن استفاده کنند
اینکه میگویم قرار نیست را دلیلش را خدا میداند
اما خب خیلی ها قابلیت ندارند و یکی از دلایل محکم آن این است که مردم نمیخواهند
یعنی نمی خواهند که رشد کنند 
و جالب اینکه خودشان نمی دانند که نمی خواهند
خیلی حرف هستاااا
نمی دانند که نمی خواهند

بحث فقط به این فیض نیستااا کلا برای تمام فیوضات این قائده حاکم است
و مطلب اینکه فکر نمی کنم این کار و عبادت برای کسانی که انجام می دهند کار سخت و دشواری باشد
اما برای کسیکه اهلش نیست میگوید بروبابا کی حال دارد  اصلا خواب از سرمون می پره و دلایل دیگر که نادان نمی داند این توجیه برای خودش است و اصل قضیه آن بوده که توفیق شامل حالش نیست که آنرا انجام دهد

فهمیدید چه می خواهم بگویم؟؟؟!!!
خیلی از عبادت دها و فیوضاتی که بزرگان انجام میدهند توفیقی است که شامل حال شان شده و فکر نکنید آن کارها برای شان دشوار است خیررر
اصلا فکر نمی کنم خدا عبادت با کراهت و اذیت را دوست داشته باشد 

و میدانی چه باعث شده که این توفیقات شامل حال خیلی از بزرگان میشود؟؟؟!
چون آنها می خواستند
انها می خواستند
آنها طالب بودند
آنها سمج بودند

اما ما چی؟؟
خودم را عرض میکنم
نمی دانیم که نمی خواهیم
و نمیخواهیم
و زندگی مان با نخواستن دارد سپری میشود

بزرگان خواستن را عمدتا از توسل به ائمه اطهار گرفتند
توسل کنیم زجه بزنیم  بلکه دست مان را بگیرند
التماس دعا





۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۷ ، ۰۰:۰۱

صراط تیزتر و ظریف تر از لبه شمشیر

سه شنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۷، ۰۹:۵۷ ب.ظ

به نام خالق هستی


قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا ﴿۱۰۳﴾

بگو آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم (۱۰۳)؟؟؟

الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا﴿۱۰۴﴾

[آنان] کسانى‏ اند که کوشش‏شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مى ‏پندارند که کار خوب انجام مى‏ دهند (۱۰۴)



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۷ ، ۲۱:۵۷

ببینیم زورمان به چی نمیرسد آنرا دریابیم

سه شنبه, ۱ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۲۴ ب.ظ

به نام خالق هستی


یک مطلبی است که خیلی هامون شاید هم بشه بگی هممون  ولی نمیشه مطلق گفت همون خیلی هامون ظاهرا و باطنا از ان غافلیم

مخاطب این مطلب خوبان و مومنان و متدین هامون به اصطلاح یعنی حالا هستند

 چیزی که حائز اهمیته این است که اکثرا خودشونا به اون راه میزنن و یه عده ای هم ظاهرا نمی دانند ودر جریان اصل کار نیستند

و اون چیه؟؟؟ 

ومن الیل فتهجد به نافله لک (اسرا)

یبیتون لربهم سجدا وقیما (فرقان)

و بالاسحار هم یستغفرون(ذاریات)

ومن الیل فاسجد له وسبحه لیلاطویلا(انسان)


خداوند در آیه‌های آخر سوره بنی‌ اسرائیل میفرماید:
به آنهایی که نماز شب میخوانند و تهجد میکنند من
مقام محمود و پسندیده میدهم.
«و من الیل فتهجد به نافله لک عسى ان یبعتک ربک مقاماً محمودا».


من ازشما میپرسم

خداوند چقدر درقرآن سفارش به تهجد وشب زنده داری و سحرخیزی میکند و آنرا از ویژگی های بارز مومنان میداند تا جاییکه به پیامبر امر به عنوان یک فریضه شده است


مشکل ما این است که به چیزی که زور وبازوی سخت تری نسبت به امورات دیگر دارد تسلیم میشویم اما شاید تسلیم مطالعه اون هم بالای ده دوازده ساعت نشویم چون زورمان به این یکی میرسد 


ما باید ببینیم زورمان به چه چیزی از امر خدا نمیرسد انهارا کشف کنیم و انهارا ملکه خود کنیم وخدا مسلما سختی این راه را به لذت و پاداشش به ما خواهد چشاند


و در حدیت دیگری آمده است که: «شرف المؤمن صلاته باللیل‏».
شرف مؤمن به نماز شب اوست.

در حدیثی آمده است: «کذب من زعم انه یحبنى فاذا جنه اللیل نام عنى،الیس کل محب یحب خلوة حبیبه؟» دروغ می‌‏گوید آنکه مدعى محبت من است، ولى وقتى شب‏ او را فرا می‌‏رسد، مى‏خوابد،آیا مگر نه اینکه هر عاشقى، خلوت با معشوقش را دوست دارد؟...


من نمیدانم حالا بااین حساب چرا خیلی از مدعیان راه به کارهای مثل مطالعه و...میپردازند و ازاین اکسیر احمر غافل اند

مطالعه را مثال زدم چون خیلی ها به آن دچار هستند که به گمان خود بخاطر زیادی کاروتلاش و مطالعه  حالا این فعلا وقتش نیست و باشد برای وقتی که کمی سرمان خلوت شود

من که متوجه نمیشم

یعنی چه؟؟؟!!!


این نظر من نیست بلکه نظر بزرگان است که هیچ چیزی ولو بهترین کار فکر نمیکنم باعث سلب این عبادت شود

نقل است که شخصی به عارف بالله میرزا آقاجواد ملکی تبریزی گفت من با توجه به کثرت مطالعه ای که دارم وقت نمیکنم نما شب بخوانم و باید خواب کافی هم داشته باشم

عارف به او گفت شما قلیان میکشید؟؟

طرف گفت بله

عارف گفت بجای اینکه دوبار قلیان بکشی یک بار بکش 

چرا ازوقت نماز شب بزنی ازوقت قلیان بزن 


حالا خب خودمونا گول بزنیم به بهانه مطالعه و کار و زندگی و...


خدا مارا ببخشد که خودمان مخاطب این تذکر هستیم

 استغفرالله










۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۷ ، ۲۲:۲۴

ارزش یک فیض عظیم

سه شنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۷، ۱۲:۴۶ ق.ظ

به نام خالق هستی.


یک مسئله ای که خیلی از این روشن فکرهای ما به اصطلاح آنرا مطرح میکنند حالا یا درست و یاغلط

این است که میگویند فقط یاد گرفته ایم که برا امام حسین گریه کنیم و عزاداری کنیم

اخه بنده خدا این چه حرفی است؟؟؟

بله  حرف شما صحیح که اصل ان است که باید راه حسین را اذامه دهیم که ان شاالله ادامه هم خواهیم داد

اما فراموش نشود که انگیزه اهداف حسینی در ابتدا نشات گرفته لز عقیده و قبول مظلومیت و حقانیت سیدالشهدا میباشد که این عزاداری و گریه زاذی ها تظاهر بخشی ازاین عقیده است

به نقل ازدیگران

مگرنه اشک مگر چیز کمی است که به همه دهند

خدا رحمت کند ایت الله بهجت را میفرمود:اشک های عزاداران امام حسین را از اسمان به زمین نازل میکنند و در چشم ها به میزان توفیق تقسیم میکنند...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۹۷ ، ۰۰:۴۶

شعور زمان

دوشنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۵۳ ب.ظ


بسم رب الروح.


همه ما میدانیم که موفقیت در یک عامل میتواند عوامل مختلفی داشته باشد

ما در اینجا به یک عامل از موفقیت اشاره میکنیم که هم مورد تایید اسلام و هم مورد تایید روان شناسان غرب است

در مسائل دین اسلام عنوانی داریم تحت عنوان برکت که جدا و مغایر بامحاسبات دنیایی است و همه از محاسبه و بررسی ان عاجز هستند

برکت نعمتی است که از دنیای ماورای طبیعت باید به چیزی ببخشند و خاصیتی است که خدا باید به چیزی ببخشد

همین اموراتی که ما مشاهده میکنیم و یا میشنویم نشآت گرفته از برکت است

مثلا طرف با خود میگوید امیرالمونین چطور در دل شب هزار رکعت نماز میخواند؟؟!!

نقل است شخصی نزد علامه امینی آمد و گفت این اراجیف چیه که تحویل مردم میدهید که علی ع درشب هزار رکعت نماز مخواند ؟؟ من حساب کردم اگر علی در هر رکعت یک دقیقه هم وقت میگذاشت چندین برابر وقت شب زمان میبرد پس چطور امام در یک شب هزار رکعت نماز میخواند؟

علامه بهش گفت ببین من چطور الان میخوانم

علامه شروع به هزار رکعت نمازخواندن کرد و هزار رکعت نماز را در یک شب خواند و رو کرد به طرف وگفت دیدی الان شد؟؟ من ک خاک پای علی هم نیستم امیرالمونین وقتش برکت داشت(دقت شود)

این یک نمونه

نمونه دیگر رخدادهایی هست که برای عالمی اتفاق می افتاد

او نقل میکند که شب ها کم غذا میخوردم که برای نماز شب بلند شوم بعد از مدتی احساس کردم بعد از نماز شبم وقت باقی دارم شروع میکردم به قضا اوردن نماز های شب قضاشده و تماما نمازهای شبم و قضاهارا به کیفت نماز شب امام رضا بجا می اوردم که خود مفصل و به قول ما زمان بر است

او میگفت بعد از مدتی توجه کردک که نماز شبم و با چندین مرتبه نماز شب قضاها در کمتر از یک ساعت برایم زمان بر است

خب این به چه معناست؟؟ آیا غیر از برکت دادن به زمان و عمر ان عالم میتواند باشد؟؟؟!!!

این هم که میبینیم عالمان اسلام در طول یک عمر مثلا هشتاد ساله این همه کتاب و خدمتها کرده اند مسلما بخاطر برکتی بوده که از جانب خدا به عمر و وقت و زمان انها داده شده است...

خب همین قانون در علوم غرب البته آنهم فراتر از قوانین فیزیک و دنیایی اینگونه توسط بزرگانشان وصف میشود :

(( زمان برای کسی که بخواهد کار مفید و نیکی انجام دهد احترام قائل است و برای او صبر میکند و حوصله به خرج می دهد))

 آنها برکت زمان را به احترام گذاشتن زمان تعریف میکنند

البته برای کسی ممکن است این سوال پیش آید که غربی ها که اکثرا کار به نیت الهی انجام نمیدهند واصلا در این وادی ها نیستند پس چطور برکت به وقت آنها بخشیده شده که به احترام کذاشتن زمان پی برده اند

جواب ان است که کی گفته خدا فقط به مسلمانان و به کار به نیت الهی برکت میبخشد؟؟؟

ایا خدا برای کسیکه به فطرت خود و وجدانش برای خدمت به خلق تلاش میکند نظر نمی کند؟؟؟؟؟

این یک سنت الهی است که خدا کسیکه در راه خیر و نیک حتی بدون نیت الهی ولی براساس نیت خوب مثل خدمت به هم نوع خود خدمت به مستضعفان و...قدم بردارد خدا او را جزای نیک گرچه فقط در دنیا باشد را به او عطا خواهد کرد...

فلذا میتوان یکی از عوامل موفقیت مردان بزرگ را خدمت زمان به انها دانست.

یک قانون فکری در موفقیت:

هیچگاه نگران کمبود وقت نباشید  مسلما خدا شما را یاری خواهد کرد...شاید اصلا قرار است یک کار خوب را تا یک جایی برسانید و انسان های دیگر بعد از شما ان کار را تمام کنند.




۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۵۳

ملاک اراده

دوشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۰۶ ب.ظ

به نام خالق هستی

@ یک قانون کلی برای کسانیکه دریک زمینه اراده خودرا راسخ می کنند وجود دارد...

برین تحقیق کنید چندنفر از کسانیکه می خواستند یک عادت بد یا اخلاق ناپسندیده ای  را کناربگذارند گفتند از فلان تاریخ انجام خواهد داد موفق شده اند یا نه....

شک نکنید عمده ی این اشخاص باشکست روبه رو می شوند چرا؟؟؟!!!چون تاریخ مشخص کرده اند!!!

دراراده کردن نباید تاریخی وجود داشته باشد.نباید زمان و موقعیتی مشخص شود...

برای مثال کسی که میخواهد سیگار را ترک کند اگر گفت از فردا و اول ماه و فلان روز ...مطمئن باشید دران روز مشخص هم ترک نخواهد کرد چون آن زمان فقط دلخوشی به خود داده است...اگر تو واقعا میخواهی سیگاررا ترک کنی پس همین سیگاری که دردستت هنوز روشن نکره ای را له کن بنداز زیرپات و بگو دیگر سیگار نخواهم کشید نه اینکه بگویی از فردا و...

هرکسی اگر برای کاری اراده کند باید ازهمان دقیقه شروع کند  ویا حداقل قدمی مثبت بردارد تا موفق شود مگرنه...

این قانون برای تمام کارها صدق می کند یعنی هم اراده برای انجام دادن کارخوب وهم برای ترک اخلاق بد...

ولی بیشتر برای ترک اخلاقیات بد صدق می کند...

شما اگر اراده کردی که از امروز دوصفحه کتاب مفید بخوانی پس حداقل اگر امروز وقت نمی کنی با یادگرفتن یک جمله یایک حدیثی یا...استارت کاررا بزن و شروع کن چون همان فردا دوباره بهت زور خواهد گفت...


یک قانون کلی در روان شناسی

@ همیشه در اراده ی یک کاری اول آن سخت است و زور به انسان می گوید ولی همین که استارت کار زده شد ادامه ی راه راحت تر ممکن خواهد بود

دوستان دارد دیر می شود...شروع کنید...اراده ی خودرا برای انجام دادن کارهای خوب جمع کنید...


این مطلب ادامه دارد...


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۷ ، ۱۷:۰۶

وقت را دریاب

سه شنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۴۷ ب.ظ

به نام خالق هستی.

افسوس...

یک روز معادل 24ساعت است...

ما در طول این 24ساعت چه کارهایی انجام می دهیم؟؟؟!! واقعا بیایید فکر کنیم در درطول رور چه کارهایی انجام می دهیم! چقدر کارهایمان مفید وچقدر بیهوده وبی ثمر بوده است...

ما در اصل باید هرروزمان را ارزیابی کنیم..امام کاظم (ع) می فرمایند: کسی که در پایان روز اعمال خودرا ارزیابی نکند از ما ائمه نخواهد بود...

چندروز از عمرمان را آخرشب ها موردارزیابی قرار دادیم؟!!!

کسی که بگوید من وقت ندارم بدانید بی نظم است...

همیشه برای کارهای خوب وقت وجود خواهد داشت...

یک قانون دردنیا وجود دارد که زمان برای انسان هدفمند احترام قائل است و صبر برای کارهای او خواهد کرد ..

خیلی از ما زمان کم را بهانه خود قرار داده ایم..نه اینکه بدانیم و بهانه آوری کنیم خیر..از بس به کارهای بیهوده مشغول شده ایم وهدف مشخصی نداریم احساس کم وقتی می کنیم...

انسان های وقت شناس هیچگاه وقت وزمان را مقصر نمی دانند وحتی اگر موفق هم نشوند به خود ایراد می گیرند نه به زمان...

برای مثال عرض می کنم: اگر به شما بگویند در روز چقدر مطالعه دینی و اعتقادی یا اخلاقی دارید چه می گویید؟؟!! وقت ندارم؟؟!!!

من به شما قول می دهم اگر تنها وفقط وفقط روزی یک ربع ساعت وقت برای مطالعه دین ومذهب وکتب اخلاقی بگذارید در آینده فرد پخته وپرباری خواهید شد...ولی افسوس که این یک ربع هم متولد نخواهد شد... آیا یک ربع هم وقت نداریم؟!! شما اگر وقت تان را ارزیابی کنید متوجه خواهی شد که ساعت ها وقت تان به بی کاری و بهوده گذرانده شده است..تنها یک روز ارزیابی کنید..(  البته دور از جان دوستان وقت شناس و هدفمند)

یک فرد باهوش به شخصی می گوید چند سالته؟ او می گوید سی سال دارم..شخص باهوش می گوید نگو سی سال دارم بلکه بگو سی سال را دیگر ندارم...

عمر دارد مثل فشفشه می گذرد وما اورا مهار نمی کنیم!!! بیایید از وقت مان کمال استفاده را در راه رسیدت به خدا و هدف مطلوب استفاده کنیم...


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۷ ، ۲۳:۴۷

تحصیلات معنوی

چهارشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۰۷ ب.ظ

به نام خالق هستی.



مطلب شماره ۵-۹۶
در باب :

  💠تحصیلات معنوی و بندگی💠
                        👇👇👇


🔶مقدمه:  تحصیلات برگرفته از حصل و حاصل بمعنای بدست آوردن و کسب کردن است
هرچند این اصطلاح بیشتر برای آموختگان علم و دانش و دانشجویان و...استفاده میشود اما با نگرش وسیع تر متوجه خواهیم شد که شاید بیسوادان و دیگر انسانها(مومنان و مومنین)نیز درحال تحصیل هستند که ما به آن تحصیلات معنوی و بندگی میگوییم🔹🔹🔹

🔷توضیح اجمالی:
چطور یک انسان که چهار الی پنج سال در مراکز آموزشی تحصیل علوم حصولی میکند میشود باسواد و دارای تحصیلات ولی شخصی که مَشغول تحصیلات نفس خود است او تحصیلات ندارد؟؟؟!!

قرآن یکی از نشانه های مومنان را رشد وترقی(یسارعون فی الخیرات) معرفی میکند پس مومن واقعی باید درحال تحصیلات معنوی خود باشد
محصل علوم حصولی در یک رشته خاص و در گستره محدودی درحال تحصیل است درحالیکه همین تحصیلات حصولی در زیرمجموعه تحصیلات معنوی است و تحصیلات معنوی دایره بسیااار وسیع و گسترده ای دارد🔎

تحصیل وظایف خانوادگی، اجتماعی، عبادی، احکام،سیاسی، فرهنگی،علمی، تفریحی و...کلهم زیرمجموعه تحصیلات بندگی به حساب می آید

تک‌ تک اعمال حسنه انسان میتواند در پیشرو تحصیلات معنوی قرار گیرد
همین‌نماز اول وقت
همین مستحبات
و... در تحصیلات  شخص اثرگذار خواهد بود🔶

یک دانشجو را ک‌میبینید از تحصیل و درس خواندن در رشته مورد علاقه اص لذت میبرد
پس چطور یک ‌محصل معنوی که راه فطرت و اصل  خود را درپیش گرفته است از کار خود لذت نبرد و افرادی نادان آنهارا امل و خشک مقدس بخوانند؟؟،!!

مومن از حیات طیبه خود لذت خواهد برد و شوق او باعت پیشرفت و اصلاح اعمال و اخلاقیاتش خواهد شد چرا که این یک اصل و قاعده است که شخصی که معنویتش بیشتر شود مسلما شوق و ذوق او برای ادامه راه بندگی بیشتر خواهد شد چرا که دارد به فطرت خود نزدیکتر میشود🔹🔹🔹
🔶از ویژگیهای والای تحصیلات معنوی آن است که امورات و تحصیلات مختلفه زنجیروار به یکدیگر مرتبط بوده و رشد وترقی در هررشته ای بی ربط در تحصیلات دیگر نیست و توفیقی خواهد شد جهت پیشرفت در تحصیلات دیگر بندگی🔹🔹🔹
مثلا خدمت به دیگران خود شاید توفیقی جهت‌نماز اول وقت و نماز خود توفیقی جهت اخلاقی بهتر درخانواده و‌...خواهد شد و این زنجیره در تمام راه میسر است گرچه بعضی اوقات تحصیلی وسیله ای برای شیطان درجهت غفلت از تحصیلات دیگر میشود🔹🔹🔹

احسن تقویم👈اسفل السافلین👈خلیفه الله       
                                                 

تحصیلات بندگی گذر از مرحله دوم و داخل شدن درمرحله سوم است👆👆👆

ادامه دارد...✍️

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۶ ، ۲۳:۰۷

ضرورت خودسازی

شنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۵، ۱۲:۱۰ ق.ظ

به نام خالق هستی.



باسلام و وقت بخیر...🎤🎤🎤


ضرورت خودسازی...
خداوند درسوره شمس پس از قسم های متعدد تاکید میکند که آنکس رستگار شد که خود را تزکیه کرد...🎀🎀🎀
این درحالیست که اکثر ما از این موضوع غافل ویاکمتر به آن اهمیت میدهیم...

ما اگرشعاع دایره را  مقصد اعلی بدانیم پس مساحت آن دارای بی نهایت نقطه است.اما شعاع فقط یک نقطه است..
این مثلی است برای صراط مستقیم  است که صراط راست تنها یک راه است و مابقی راه ها یا ب این صراط نزدیک و یا دور میشوند و  اصل صراط مخصوص رسل وائمه بوده و خواهد بود..
هرچه ب این صراط نزدیکتر بشویم خطرات بیشتری مارا تهدید میکند..وحتما شنیده ای ک گویند صراط مستقیم از شمشیر تیزتر و برنده تر است و اگر یک قدم برداشته شود انگار هزاااار قدم برداشته و اگر یک لغزش داشته ای هنانند هزاااران لغزش نسبت ب مراتب پایین تر است.و این روشن است چرا ک اگر قرار باشد تیزتر وبرنده تر از شمشیر باشد پس چنانک پایت را اندکی کج گذاشتی سقوطت حتمی است...🎲🎲🎲

برای این صراط تشبیهاتی زیادی وجود دارد مثلا اینک بین دو نقطه در علم هندسه تنها یک خط راست وجود دارد وان خط راست نزدیکترین مسافت بین این دونقطه است ولی بی نهاااایت خط های غیر مستقیم برای وصول این دونقطه وجود دارد...
گویا ان خط راست اصل صراط و مابقی خطوط سبیل ها هستند...
واینها حکایت صراط راست است ک کار هر بنی آدمی نیست و برای رسیدن ب این  صراط مسافتهای زیادی باید طی شود...

اگر از یک بعد بخواهیم ب این صراط بنگریم میتوانیم علم اخلاق را درنظر اوریم...👇👇👇
توضیح اجمالی:
اخلاق جمیله تنها یک صفت هستند و آن اوسط است و مابقی اخلاق ها طرف افراط وتفریط هستند...
برای مثال سخاوتمندی یک اخلاق جمیله مطلق است اما طرف تفریط آن بخیل و طرف افراط آن اسراف است که هردو از مهلکات واخلاقیات رذیله هستند...
برای هر صفتی چنین است..و هر اخلاق جمیله یک شعاع دارد و ان اوسط است و بی نهایت صفات در طرف افراط و تفریط ان وجود دارد.ولازم ب ذکر است ک منظور از بی نهایت درجات مختلف افراط و تفریط  اخلاق را شامل میشود...


پس منظور از خودسازی همان تحصیل اوسط اخلاقیات است...

اینک یک اخلاق جمیله را شناسایی کرده و از طرف افراط و تفریط آن دوری کنیم...
و این درحالی اسن که وجود ما پر از افراط ها و تفریط های اخلاقیات است و اگر برای پاکسازی ازانها زحمت نکشیم چه بسا یک روزی مایه هلاکت ما شود...
طرف ممکن است عمرش را  به خیالش عبادت کرده اما از یک صفت و عادت زشت خود بی خبر بوده و یا میدانسته و ب ان اهمیت نداده..حال ب نظر شما شیطان روی این نقطه ضغفش سرمایه گذاری نمی کند؟! آیا این لعین شده میگذارد انسان از این صفت قسر در رود؟ و یا اینک میگذارد یک روزی ودر یک زمان خاصی و درمکانی ودر موقعیت خاصی اورا به پرتگاه بیندازد؟؟!!!
پس بدانیم ضرورت شناخت اخلاقیات مان ضروری است و باید عادت های پست و زشت خود را شناسایی و مجاهدت لازم را برای کنارگذاشتن انها و ملکه شدن نفس وبه اوسط آن اخلاق انجام دهیم...
و انسان ها ممکن است از عادت های زشت مختلف برخوردار باشند
یک نفر بسیااار حسود است و نمیداند و یک نفر هم مثلا بخیل و یا...🔦🔦🔦
هرکسی باتوجه به محیط زندگی و نوع تربیت خانوادگی و موقعیت های شغلی وعوامل مختلف دیگر ...از صفات زشتی برخوردار باشد خواه بداند و یا نداند ودرهرصورت کنارگذاشتن انها برای تقرب امری است لازم....👂👂👂





ادامه دارد...
✍️

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۱۰

تحصیل انقطاع

سه شنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۵، ۱۲:۲۷ ق.ظ

به نام خالق هستی


باسلام و ادب و احترام...
بحثی است پیرامون (مهم ترین هدف انسان دردنیا...)...

تحصیل انقطاع👇👇👇
همه ما کم و بیش در این دنیا مشغول به تحصیل هستیم...
تحصیل یعنی حاصل کردن،بدست آوردن...
تحصیل علوم حصولی همانند علم فیزیک، علوم اجتماعی،فقه و اصول،و...به تمام این علمها علوم حصولی گویند وهرکسی میتواند آنهارا تحصیل و کسب کند..
علومی دیگر به علوم حضوری معروفند و هرکسی را راه به تحصیل آنها ندارند و شایستگی تحصیل این علوم برای هرشخصی مربوط به ظرفیت وجودی او و نیات او و حکمتهای خدا دارد...
اصل علم هم همین علم است...

اکثر ما برتری و پیشرفت خود را در تحصیل علم حصولی میبینیم و از اصل علم غافلیم...البته اشتباه نشود تحصیل علم حصولی اگر با نیت های الهی حاصل خود خود ب خود تخصیل علم حضوری راهم ب دنبال دارد.اما چه کنیم که خیلیها و اکثرا دچار آفت های علم میشوند تا دست آوردهای سعادت آن...
از بحث دور نشویم گفتیم تحصیل انقطاع...
واقعیت و حقیقت مطلق آن است که تمام علوم اعم از حصولی و حضوری باید به تحصیل انقطاع از خود و دنیا ختم شود...
تحصیل انقطاع یعنی حاصل کردن قطع بیشتر..
قطع ازچی؟!
قطع از خواسته های خود،قطع از دنیا،قطع از محبوب های دنیوی و اوهام و تخیلات که ما آنهارا عین واقعیت میپنداریم...
قبلا گفتیم که شما هر فعل حرام و کراهتی را که درنظر بیاورید در اصل بهادادن به خود نفس و خواسته های خود است...
ما باید در تحصیل انقطاع انواع روش ها و توصیه های قرآن و ائمه اطهار را درجهت فراموش شدن خواسته های دنیوی خود انجام دهیم...

تعریف تحصیل انقطاع:
 مجاهدت وتحصیل در مسلط شدن قوه عاقله بر قوات شهوانیه و غضبانیه...


اما اینی که چرا ما کمتر و یا اصلا  به تحصیل انقطاع نمی پردازیم بلکه برعکس با تحصیل علوم حصولی بیشتر به خواسته های شهوانیه و غضبانیه میپردازیم و خیال میکنیم تقرب یافته ایم معمایی است که باید از خود بپرسیم و به هدف خود رجوع کنیم...



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۲۷

از من بودن به سوی او بودن

پنجشنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۵، ۰۳:۱۴ ب.ظ

به نام خالق هستی


من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...من...

تمام مشکلات ما به همین کلمه برمیگردد...


این من یعنی همان نفس...
و چه زیرک و پدرسوخته ای است این نفس که چنان خودرا بین اصل وجودمان جا کرده که ما او را من می نگریم و اورا همان خود واقعی میدانیم...بیخود نیست که پیامبر فرمود دشمن ترین دشمن تو همان نفس توست..به تظرتون اگر این نفس و خود تخیلی وجود نداشت شیطان را چاره ای بود؟؟!!! مثل این است که بگوییم راننده بدون اتومبیل..آیا راننده بدون اتومبیل معنی میدهد آیا اگر اتومبیلی نبود چیزی به نام راننده وجود داشت؟!!!!! عین همین مثال اگر نفس تخیلی نبود چیزی ب نام وسوسه های شیطان وجود نداشت...نفس و شیطان دو دوست جدایی ناپذیرند..این درحالی است که اگر انسان فریب شیطان را خورد نفس تشکر و سپاسگزاری عجیبی نسبت به دوست خود شیطان دارد و باهم خود را برای پروژه ی بزرگتری آماده میکنند و نقشه می چینند...بیچاره عقل اگر تسلیم این دو دشمن شود...

عقل اگر عقل باشد میفهمد که توان مقابله با این دو را ندارد...لذا خود را در پناه خدایش قرار میدهد و از خدا مدد میخواهد...


من...
من دوست دارم...
من میخواهم...
من میتوانم...
من هستم...
من شدم...
من خواهم شد...
من بودم..
من میشوم...
من خواهم بود...
من توانستم...
من میتوانم...
من شدم..
من هستم...
من اگر...
من باید...
من حتما... 
من شاید...
این من ها اگر برای بزرگی و فعال سازی خود باشد و نیت بزرگی برای مردم را دارد همان خسران ابدی خواهدبود ولب اگر منظور از این من آن روح القدس و اصل وجود باشد و در هدف بندگی به کار برده شود عین سعادت خواهدبود...


أنانیت با بندگی را رابطه ای نیست...

اصولا تقرب بخدا دو تحول را در وجود انسان ایجاد میکند

۱-انسان حس حقیر بودن و ضعیف و خار بودنش نسبت به پروردگارش بیشتر میشود

۲-عظمت و کبریاء پرودگار نزدش بیشتر تجلی میکند...
👇👇👇


لذا هرچه انسان تقرب واقعی داشته باشد حس من بودنش کاسته میشود و از من بودن ب سوی او بودن کوچ میکند...
نکته قابل توجه آن است که مدعی الی الله باید بداند که فکر نکند که در این راه قرار است چیزی از آن خود برای خود رقم بزند بلکه برعکس قرار است اول خواسته خود و بعد هم خود را فراموش کند...

این حقیقت را بسیاری از سالکان و.مومنان توجهی ندارند و فکر میکنند قرار است در این راه چیزی برای خود به ارمغان آورند...

آن دنیا به عظمت کارمان پی خواهیم برد اگر این دنیا از خود بودن خارج بشویم...

والعصر ان الانسان لفی خسر
این آیه بدجور گوشزد به مومنانی است که فکر میکنند با این زندگی آرام وخوش  ابرومند وتفریح و...راه بندگی را در پیش گرفته اند...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۴