سیر الی الله...

...زندگی...=زنده+بندگی

سیر الی الله...

...زندگی...=زنده+بندگی

سیر الی الله...

میلادزارعان...دانشجوی برق...دانشگاه شهیدمهاجر اصفهان...

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۷ بهمن ۹۵، ۰۱:۵۳ - این همه فاطمه هست و این همه فاطمه نیست
    عالی بود
  • ۱۴ بهمن ۹۵، ۰۹:۵۴ - گمنام ...
    تشکر.
نویسندگان
۰۶
ارديبهشت

به نام خالق هستی؟

@ یک موضوعی  دررابطه با امر به معروف هست که خیلی مهم است ...

درست است که کسی که امربه معروف ونهی ازمنکر میکند خودش باید عامل به معروف باشد...این درست...

ولی...

این راهم نباید فراموش کرد که ما باید به گفته بنگریم نه به گوینده...

یک نفر یه امر به معروفی می کند...یک نصیحت میکند ولی متوجه خواهی شد که خودش به انچه گفته عمل نمی کند...

بعضی ها تا می بینند که طرف خودش به انچه گفته عمل نمی کند صدایشان در می ایدکه چرا خود فلان فلان شدش عمل نمی کند و می روند این مطلب را به بقیه هم می گویند که فلانی که چنین گفته خود این کاره است...

آخه نفهم!!!

تو چیکار به ان داری حالا خودش به انچه گفته عمل می کند یا نه..  خدا درقران هشدار داده که وای براحوال کسانیکه به انچه می گویند خود عمل نمی کنند...نترس اون بدبخت را خدا حسابشو میرسه.ولی تو حق نداری عابروی اورا پیش بقیه بریزی....وظیفه تو این است که اگر کلامش حق است به ان عمل کنی نه اینکه خود عمل نکنی تازه عابروش هم بریزی...

تازه

قرار نیست زود قضاوت کنی..شاید جریان آنطور که تو دیده ای نیست و پشت پرده ای درکار است...شاید همین یکبار فریب خورده ودرادامه راه همچین اشتباهی را تکرار نخواهد کرد..

پس سعی کن به جای این حرفها دیدت را نسبت به این قضیه عوض کنی و به قول معروف از آب گل آلود ماهی بگیری...



  • میلاد زارعان
۰۵
ارديبهشت

به نام خالق هستی

جالبه!!!

حرف بعضی تخصیل کرده هامون  یا افراد ازخدا بی خبر جالبه...!!!

بروبابا عبادت مال افراد بیکار است...اشخاصی که کار مهمی ندارند میرن عبادت میکنند...!!!

واقعا خنده داره!!! چقدرآدم باید فکرش محدود باشه!!!چقدر آدم باید دیدش منفی و مادی باشه!!!

آیا واقعا حرفاشون حقیقت داره؟! عبادت مال آدم های بیکاره؟؟؟!!!

خیر...

اصلا...

در ارزش عبادت های فردی مثل نماز وروزه و قران خواندن وزیارات ودعاها و...همین بس که حدا به پیامبر اکرم امر نمود که بخش مهمی از شب را به عبادن ونماز وذکر سپری کن زیرا مسِئولیت سنگینی بردوش تو کذاشته شده است...

پیامبر بیکار بود که عبادت کنه؟!

کار و مسئولیت مهم تراز کار پیامبر؟!!!

پس بدانید تمام این حرف ها از آدم های شنیده میشه که:


@خود اهل نماز ودعا نیست پس میخواهد خودرا توجیه کند

یا اینقدر سرش به مادیات گرم شده که امور معنوی نزدش کمرنگ شده وانرا بی ارزش می داند ویا...

 @واقعا برای چنین افرادی متاسفم..چون عمرخودرا دارند در تباهی می گذرانند...


باید بدانید که یکی از مهمترین فلسفه های عبادت این است که شخص خودساخته می شود ودربرابر گناه اراده معنوی پیدا میکند...جوانان باید ازهمین الان معنویت خودرا با عبادت تقویت کنند تا دراینده به نحو احست تصمیم گیری کنند واز انچه دررراه خدا ومعنویت نیست پرهیز کنند...واین خیلی مهم است...


سعی کنید درروز نمازهایتان سروقت بخوانید ودر کنار ان یک زیارت عاشورایی قرانی سجده ای ...انجام دهید مطمئن باشید اراده تان قوی خواهد شد وخود خواستار معنویت بیشتری خواهی بود...



  • میلاد زارعان
۰۴
ارديبهشت

به نام خالق هستی

حال وهوای دانشجویان کنونی ما

دانشجویان امروزی ما نمی دانم چرا از یک غرور خاصی برخوردارند...چند نمونه از ویژگی های دانشجوهایمان را مرور می کنیم....

@ته کار را در می آوری می بینی نمراتش را با ده و یازده پاس می کند ولی جلو اینو اون شخصیت علمی به خود می گیرد و می خواد ی خودی نشان بدهد....


@شاید تو عمرش یک کتاب از دین ومذهبش نخوانده ولی برای نمره بالا آوردن فلان درس ساعتها می شیند خرخونی می کند...


@خیلی هاشون وقت خود را به بازی ها کامپیوتری و اندرویدی می گذرانند و درس های خودرا با 10 پاس می کنند  بعداز فارغ التحصلی اش هیچ تخصصی از کارش بلد نیست بعدهم می اید می گوید مملکت خرابه و کار نیست...


@درس خون هاشون هم می چسبند به درس و کتاب و دفتر...انگار نه انگار که رشته مهندسی می خونه و باید انچه راکه یاد می گیره راوارد کار کند ولی چسبیده فقط به خوندن و نمره بالا اوردن...


@خیلی هاشون اصلا حواسش به رشته تحصیلیشون نیست میره مریخ شناسی یا  فیله ماهی شناسی می خواند اخه عقل کل تخصص این رشته را کجا میخوای استفاده کنی باید بزاری در کوزه ابشو بخوری... 

@اینقدر درس ها را دست کم می گیرد که چندترم مشروط می شود و بعدم سنش میرود بالا بعد می گوید چرا استخدامم نمی کنند...

البته...این شامل همه ی دانشجوها نمیشودخیلی هاهم خیلی موفق اند وهیچ کدام از اخلاقیات ناپسندیده دانشجویی را مرتکب نمی شوند...

 

 این ها گوشه ای از غفلت های دانشجویی مملکت ما است...


امیدوارم بعداز فارغ التحصلیتون تو همون شرکت پی اس فوتبال استخدامتون کنند...


بخواب...در اینده به دانشجوی متخصص خواب نیاز داریم جهت پذیرش در شرکت دولتی ایرانول

  • میلاد زارعان
۲۸
فروردين

به نام خالق  هستی

@روح انسان خاصیت شکل پذیری دارد...روح انسان هم میتواند بزرگ باشد وهم میتواند بزرگوار باشد...اگر بزرگوار باشد مسلما پس بزرگ هم خواهد بود ولی هربزرگی روح نمی تواند بزرگوار باشد...

هرکسی همت بزرگی داشته باشد پس روح بزرگی هم خواهد داشت همت کوچک نشان از روح کوچک است...


همت بزرگ در راه علم ودانش

برای مثال بعضی ها ددرراه علم همت بزرگی به خرج خواهن داشت و رئز به روز خواستار اطلاعات بیشتری هستند وبعضی هاهم به یک دیپلم بسنده میکنند اهل علم و دانش نیستند...برای مثلا ابوریحان کسی بود که دربستر مرگ هم داشت ازفقیهی که برای عیادتش امده بود سوال فقهی می پرسید وباخود میگفت بدانم وبمیرم بهتر است که ندانم وبمیرم...این همت بزرگ درراه دانش مطلوب است و برای روح بزرگواری هم می اورد...


همت بزرگ دردراه کسب مال وثروت

بعضی هاهم همت شان در کسب مال وثروت می باشد به نحوی که از خواب و اسایش وراحتی های دیگرش می گذرد که مال بیشتری بدست آورد...به نظر شما این همت ستودنی است؟ آیا انسان برای مال وثروت به دنیا امده است؟ این همت اصلا برای روح انسان بزرگواری نمی آورد وانسان را به کمالات نمی رساند...


همت بزرگ درراه پست ومقام

خیلی هاهم چنان برای برای پست ومقام تلاش میکنند که گویی مقصد نهایی شان یک مقام است وتمام...برای مثال خیلی ها دربهترین دانشگاه ها برای یافتن یک جایگاه والای مادی درس می خوانند...نادرشاه کسی بود که اینقدر سرش به حکومت و غارت کشورها مشغول بود که بعضی اوقات چهارپنج روز وقت نمی کرد چکمه های خود را ازپا دربیاورد..آدمی بخواهد مثل نادر باشد دیگر نمی تواند روی پرقو بخوابد.نمی تواند آسایش داشته باشد...


واما بزرگواری روح...

انسان می تواند با همت های بلند دریک موضوع روح خودرا بزرگ کنند ولی همت درصورتی بزرگواری  برای روح می آورد که آن همت برای انسان کمالات و انسانیت بیاورد مثل همت در کمک به دیگران..همت در عبادت کردن زیاد...همت دردرس خواندن بانیت خدایی و....

بنابراین روحی از بزرگواری برخوردار است که دارای همت های مطلوب باشد نه همت هایی مثل همت درکسب مال وثروت...



  • میلاد زارعان
۲۷
فروردين
به نام خالق هستی
هرانسانی از ازندگی کردن هدفی دارد خیلی ها ارزو دارند که یکی از پولدارترین شخص دردنیا شوند...خیلی ها آرزو دارند بهترین پزشک از دانشگاه فلان باشند و...

 محیط زندگی...اخلاقیات ونوع زندگی کردن فامیلها و وابستگان برای انسانها آرزو درست میکنند...


 ولی تمام این آرزها باتوجه به جویات است که انسان درون آنها قرار میگیرند مگرنه تمام انسانها فطرتا خواستار رسیدن به خدا هستند
معمولا کسانیکه از اهداف معنوی برای خود ندارند معلوم است که ازمعنویت بالایی برخواردار نیستنو و دربند مادیات هستند...
 انسان هرچه ظرفیت معنویتش بیشتر شود معمولا اهداف معنوی پیدا خواهد کرد...
 انسان هرچه طاعتش بیشتر شود ظرفیت معنوی بیشتر پیداخواهدکرد..
شکرنعمت نعمتت افزان کند کفرنعمت از کفت بیرون کند مصداق همین بحث است انسان هرچه برای نعمتهای خدا شکرگذار باشد خدا ظرفیت بیشتری برای نعمتها بهش خواهد داد...

انسان و تنوع طلبی
همه ما میدانیم که انسان بسیار متنوع طلب است...انسان هرچقدرهم پی مال وثروت برود بیشتر تشنه تر میشود...
طمع انسان دو بعد دارد...بعد مثبتوووبعد منفیوو
بعد مثبت: اینکه انسان تشنه علم ودانش ومعنویت وامثال اینها باشد خوب است وانسان را به هدف حقیقی نزدیکتر میکند...

بعد منفی: ولی طمع انسان ذرزمینه مال وثروت وشهوت وامثال چنین خواسته های نفسانی نه تنها انسان سیراب میشود بلکه روزبه روز تشنه تر ودرباتلاق طمع فروتر میرود و لحظه به لحظه انسان راازاهداف خدایی دور و دورتر خواهدکرد... 

فلسف تنوع طلبی انسان: حقیقت این است که انسان یک موجودی آسمانی است وبرای انجام ماموریت به زمین فرستاده شده است...بخاطرهمین است که انسان پی هرچیز به جز خدا رود سیراب نمیشود وتشنه تر خواهدشد...گمشده ی انسان خداست وانسان فطرتا دنبال خدا می گردد هرچند شاید به اشتباه پی چیزهای دیگر برود ولی او ذاتا  خدا را خواستار است...





  • میلاد زارعان
۲۷
فروردين

به نام خالق هستی

عبادت واراده معنوی...

گفتیم هرکاری که اطاعت ازخداباشد می توان انرا عبادت نامید...

 عبادت کردن علاوه بر منافع معنوی منافع دنیوی هم به دنبال دارد...


منافع معنوی

تسلط بر نفس اماره

تسلط برقوه خیال وفکر

دخل وتصرف بر دنیای مادی

معرفت قلبی ودینی

بصیرت دل 

عاشق واقعی شدن


@منافع مادی ودنیایی

 @عابرومند نزد مردم

@پاکسازی از رذایل اخلاقی همچون حسد وکینه وطمع و...

@قانع شدن از نعمت های مادی

@زندگی با آسایش

و...


عبادت وریاضت نفس:

هرکسی یک ظرفیتی از عبادت کردن دارد که این ظرفیت به عواملی همچون اعمال ماقبلی.تربیت خانوادگی ومحیط زندگی و...بستگی دارد...

برای مثال یک شخص ظرفیت دارد که میلیونی انفاق کند وکسی هم هست حتی شاید وضعش بهترهم باشد ولی کمتر انفاق میکند واین ظرفیت معنوی را نشان میدهد...

یا یک شخص چنان ظرفیتی دارد که 24ساعت را هشت ساعت فقط مشغول نمازخواندن وقران خواندن وزیارات وانواع دعاها مشغول میشود..یک نفر هم درطول روز نمازهای یومیه رافقط به عبادت میگذراند واین هم  ظرفیت معنوی رانشان میدهد...

ماباید سعی کنیم ظرفیت معنوی را زیاد کنیم....شخصی که تلاش کند کم کم نمازهایش را آرام تر وباحوصله تر بخواند ودرروز سعی کند یک زیارت عاشورایی یک ال یس ویا دعاهای دیگر...اینها باعث میشود ظرفیت عبادی ومعنوی انسان بیشتر شود...

تقوا ظرفیت عبادی انسان را فوق العاده افزایش میدهد...یعنی اگر شخص سعی کند دربرابر گناه ایستادگی کند وبه گناه آلوده نشود این باعث میشود شخص ظرفیت عبادت کردنش زیاد نشود...










  • میلاد زارعان
۲۵
فروردين
  • میلاد زارعان
۱۵
فروردين

راست نویسبه نام خالق هستی

توجیه و دلیل تراشی برای گناه




یک موقع هست انسان گناه میکند ولی بعداز ان پشیمان میشود...ولی یه موقع هم هست انسان گناه میکند بعد نه تنها پشیمان نمیشود بلکه گناه خودرا توجیه میکند گویی ازکار خود راضی است ومیخواهد گناه خود را یک کار معمولی وحتی یک کار خوب ومطلوب جلوه دهد واینجاست که گناه توجیه کردن از خود گناه بیشتر است....خ

خداوند درقران می فرماید (بل الانسان علی نفسه بصیره لو القی معاذیره قیامت ایه 14و15 بلکه انسان خودش بروضع خود آگاه است هرچند درظاهر برای خود عذرهایی بتراشد

توجیه گناه باعث میشود جامعه رنگ گناه به خود بگیرد وکم کم گناه درجامعه رواج پیداکند ویک کار روزمره شود..هرگناهی یک حالت بدتر دارد وآن توجیه گناه است...هیچ گناهی بدتر از توجیه گناه نیست زیرا توجیه گر نه تنها فکر توبه نیست بلکه ب فکر سرپوشی گناه است...از بدترین عواقب گناه ان است که باعث میشود که شخص راه هالی اصللاح بررویش بسته شود و گاه واقعیت هارا درنظر او مسخ ودگرگون می سازد...

 کسی که گناه خودرا توجیه میکند درحقیقت از کار خود پشیمان نیست و برای انجام دادن دوباره سعی به توجیه و عادی جلوه دادن گناه میکند...مثل کسی که سیگار میکشد تا ب او می گوییم چراسیگار میکشی می گوید مشکلات جامعه فکرمان را بدجور مشغول کرده لذا اینجوری گناه خودرا توجیه میکند...

  • میلاد زارعان
۱۲
فروردين

به نام خالق هستی

انسان که ب یه چیز علمی دارد پس انرا شناخته است...

انسان ازراه های مختلف شناخت کسب میکند.یکی از راه های مهم شناخت توسط انسان مقایسه کردن است...

اساسا انسان یک چیزی را میشناسد چون نقطه مقابل انرا شناخته است...مثلا انسان تاریکی را درک میکند چون نور را قبلا درک کرده است..میداند اگر نور دریک جا نباشد پس حتما آنجا تاریک است...

لذا اگر نوری وجود نداشت انسان تاریکی را درک نمیکرد.سایه را درک نمیکرد و...ویا مثلا علم ودانش را درک میکند چون میداند  نقطه مقابله ان جهل ونادان است...تشنه است پس آب میخواهد حال اگر تشنه بود وچیزی ب نام اب وجود نداشت دیگر درطلب آب نبود بلکه فقط میگفت چه حال بدی دارم وچگونه باید خوب شوم...

.پس انسان چیلی از وجودهارا با مقایسه ونقطه مقابل دیدن ان میشناسد...


لذا

     بخاطرهمین است  که شناخت حدا در حدتوان انسان نیست وانسان درشناخت وجود خدا عجزوناتوان است...

چون خدا نقطه مقابلی ندارد که انسان بخواهد خدا را باآن مقایسه کند..خداوند مثل ومانندی ندارد و نقطه مقابل هم برای ان تصور نمیشود یعنی نمیتوان بی خدایی را درک کرد تا خدارا شناخت...

دراصل خدا نمیتوان وجود نداشته باشد.الله نور السماوات والارض...بخاطر همین انسان ازراه مقایسه ونقطه مقابل دیدن نمیتواند ب شناخت خدا دسترسی پیدا کند...

پس برا شناخت خدا ان هم درحد جزیی که انسان را کفایت کند باید سراغ راه هایی مثل عقل واستدلال...تفکر درافرینش...فطرت ادمی و... ب وجود خدا پی برد...

  • میلاد زارعان
۲۱
اسفند
به نام خالق هستی.

مهمترین زمینه های گناه
انسان هرکاری که میکند دلیلی برای خوددارد وتا یک منفعت یک لذت یک مزیتی برایش نداشته باشد ان کاررا انجام نمیدهد...
انسان گناه میکند پس حتما دلیلی دارد..چه دلیلی؟ آیا گناه برایش فایده ای دارد؟ایا چیزی باگناه کردن بدست می اورد؟ گناه کردن چه منفعتی برایش دارد؟!!!
 گناه کردن دلالی دارد که ما به شرح مختصری از آنها می پردازیم...
 
لذت گناه


لذت داشتن یکی از مهم ترین دلایل گناه کردن انسان است....انسان می بیند لذت دارد پس انجام میدهد...شهوت جنسی یکی ازمهمترین لذت های انسان است پس دوست دارد به آن لذت برسد.غیبت کردن برایش لذت دارد چون کینه ی خودرا ازدلش بیرون میریزد..لذا هرگناهی برای انسان یک لذتی دارد و انسان مشتاق آن لذت هاست...

نفس اماره

نفس اماره یار وفادار گناه است...به نحوی که باتمام گناهان موافق است ومشتاق تمام لذت ها میباشد..این نفس دائم به انسان خطاب مسکند که فلان کاررا دوت دارم پس انجامش بده به هیچ چیزی قانع نیست ومیخواهد همه را تجربه کند...درماه رمضان شیطان ها درغل وزنجیرند پس اگرانسان گناه کند به ندای نفس اماره اش گوش اده نه به شیطان...دشمن ترین دشمن انسان همین نفس اماره است..

شیطان

 شیطان نیز بوسیله خود ویارانش وباهمدستی نفوس اماره ولذت های گناهان  سعی میکند انسان را به چالش بکشد..شیطان تمام لذتهای گناهان را یادآور انسان میکند.سعی میکند گناهن را نزد انسان لذتبخش شیرین جذاب وارزشمند جلوه دهد ودراین راه بسیار ماهر عمل میکند به نحویکه انسان خیال میکند این تصورات درفکرخودش هست ولی غافل ازآنکه شیطان دارداین حرفهارا به او القا میکند...

فرهگ وجامعه زندگی

ازمهم ترین عوامل گناه فرهنگ ونوع زندگی مکانی است که انسان ها زندگی میکندد...درجامعه ای که همه بی حجاب وبی غیرت رشد کرده اند واصلا چنین کارهایی را بد نمی دانند زمینه گناه کاملا محیا است...

رزق وروزی حرام
ایمان سست وعبادت کم
معاشرت بامردم ازخدا بی خبر

و...ازعواملی است برای زمینه انواع گناهان...

  • میلاد زارعان