... ففروا الی الله

زندگی = زنده + بندگی

... ففروا الی الله

زندگی = زنده + بندگی

... ففروا  الی الله

( اللهم عجل لولیک الفرج )

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۰ آذر ۹۷، ۱۷:۴۳ - نگار جهانشاهی
    خوبه

عبادت های روزانه را دست کم نگیر...

يكشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۲۱ ق.ظ

به نام خالق هستی

جالبه!!!

حرف بعضی تخصیل کرده هامون  یا افراد ازخدا بی خبر جالبه...!!!

بروبابا عبادت مال افراد بیکار است...اشخاصی که کار مهمی ندارند میرن عبادت میکنند...!!!

واقعا خنده داره!!! چقدرآدم باید فکرش محدود باشه!!!چقدر آدم باید دیدش منفی و مادی باشه!!!

آیا واقعا حرفاشون حقیقت داره؟! عبادت مال آدم های بیکاره؟؟؟!!!

خیر...

اصلا...

در ارزش عبادت های فردی مثل نماز وروزه و قران خواندن وزیارات ودعاها و...همین بس که حدا به پیامبر اکرم امر نمود که بخش مهمی از شب را به عبادن ونماز وذکر سپری کن زیرا مسِئولیت سنگینی بردوش تو کذاشته شده است...

پیامبر بیکار بود که عبادت کنه؟!

کار و مسئولیت مهم تراز کار پیامبر؟!!!

پس بدانید تمام این حرف ها از آدم های شنیده میشه که:


@خود اهل نماز ودعا نیست پس میخواهد خودرا توجیه کند

یا اینقدر سرش به مادیات گرم شده که امور معنوی نزدش کمرنگ شده وانرا بی ارزش می داند ویا...

 @واقعا برای چنین افرادی متاسفم..چون عمرخودرا دارند در تباهی می گذرانند...


باید بدانید که یکی از مهمترین فلسفه های عبادت این است که شخص خودساخته می شود ودربرابر گناه اراده معنوی پیدا میکند...جوانان باید ازهمین الان معنویت خودرا با عبادت تقویت کنند تا دراینده به نحو احست تصمیم گیری کنند واز انچه دررراه خدا ومعنویت نیست پرهیز کنند...واین خیلی مهم است...


سعی کنید درروز نمازهایتان سروقت بخوانید ودر کنار ان یک زیارت عاشورایی قرانی سجده ای ...انجام دهید مطمئن باشید اراده تان قوی خواهد شد وخود خواستار معنویت بیشتری خواهی بود...



۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۰:۲۱

دانشجویان آبکی...

شنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۰:۱۶ ب.ظ

به نام خالق هستی

حال وهوای دانشجویان کنونی ما

دانشجویان امروزی ما نمی دانم چرا از یک غرور خاصی برخوردارند...چند نمونه از ویژگی های دانشجوهایمان را مرور می کنیم....

@ته کار را در می آوری می بینی نمراتش را با ده و یازده پاس می کند ولی جلو اینو اون شخصیت علمی به خود می گیرد و می خواد ی خودی نشان بدهد....


@شاید تو عمرش یک کتاب از دین ومذهبش نخوانده ولی برای نمره بالا آوردن فلان درس ساعتها می شیند خرخونی می کند...


@خیلی هاشون وقت خود را به بازی ها کامپیوتری و اندرویدی می گذرانند و درس های خودرا با 10 پاس می کنند  بعداز فارغ التحصلی اش هیچ تخصصی از کارش بلد نیست بعدهم می اید می گوید مملکت خرابه و کار نیست...


@درس خون هاشون هم می چسبند به درس و کتاب و دفتر...انگار نه انگار که رشته مهندسی می خونه و باید انچه راکه یاد می گیره راوارد کار کند ولی چسبیده فقط به خوندن و نمره بالا اوردن...


@خیلی هاشون اصلا حواسش به رشته تحصیلیشون نیست میره مریخ شناسی یا  فیله ماهی شناسی می خواند اخه عقل کل تخصص این رشته را کجا میخوای استفاده کنی باید بزاری در کوزه ابشو بخوری... 

@اینقدر درس ها را دست کم می گیرد که چندترم مشروط می شود و بعدم سنش میرود بالا بعد می گوید چرا استخدامم نمی کنند...

البته...این شامل همه ی دانشجوها نمیشودخیلی هاهم خیلی موفق اند وهیچ کدام از اخلاقیات ناپسندیده دانشجویی را مرتکب نمی شوند...

 

 این ها گوشه ای از غفلت های دانشجویی مملکت ما است...


امیدوارم بعداز فارغ التحصلیتون تو همون شرکت پی اس فوتبال استخدامتون کنند...


بخواب...در اینده به دانشجوی متخصص خواب نیاز داریم جهت پذیرش در شرکت دولتی ایرانول

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۱۶

بزرگی وبزرگواری روح

شنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۵، ۱۱:۱۲ ب.ظ

به نام خالق  هستی

@روح انسان خاصیت شکل پذیری دارد...روح انسان هم میتواند بزرگ باشد وهم میتواند بزرگوار باشد...اگر بزرگوار باشد مسلما پس بزرگ هم خواهد بود ولی هربزرگی روح نمی تواند بزرگوار باشد...

هرکسی همت بزرگی داشته باشد پس روح بزرگی هم خواهد داشت همت کوچک نشان از روح کوچک است...


همت بزرگ در راه علم ودانش

برای مثال بعضی ها ددرراه علم همت بزرگی به خرج خواهن داشت و رئز به روز خواستار اطلاعات بیشتری هستند وبعضی هاهم به یک دیپلم بسنده میکنند اهل علم و دانش نیستند...برای مثلا ابوریحان کسی بود که دربستر مرگ هم داشت ازفقیهی که برای عیادتش امده بود سوال فقهی می پرسید وباخود میگفت بدانم وبمیرم بهتر است که ندانم وبمیرم...این همت بزرگ درراه دانش مطلوب است و برای روح بزرگواری هم می اورد...


همت بزرگ دردراه کسب مال وثروت

بعضی هاهم همت شان در کسب مال وثروت می باشد به نحوی که از خواب و اسایش وراحتی های دیگرش می گذرد که مال بیشتری بدست آورد...به نظر شما این همت ستودنی است؟ آیا انسان برای مال وثروت به دنیا امده است؟ این همت اصلا برای روح انسان بزرگواری نمی آورد وانسان را به کمالات نمی رساند...


همت بزرگ درراه پست ومقام

خیلی هاهم چنان برای برای پست ومقام تلاش میکنند که گویی مقصد نهایی شان یک مقام است وتمام...برای مثال خیلی ها دربهترین دانشگاه ها برای یافتن یک جایگاه والای مادی درس می خوانند...نادرشاه کسی بود که اینقدر سرش به حکومت و غارت کشورها مشغول بود که بعضی اوقات چهارپنج روز وقت نمی کرد چکمه های خود را ازپا دربیاورد..آدمی بخواهد مثل نادر باشد دیگر نمی تواند روی پرقو بخوابد.نمی تواند آسایش داشته باشد...


واما بزرگواری روح...

انسان می تواند با همت های بلند دریک موضوع روح خودرا بزرگ کنند ولی همت درصورتی بزرگواری  برای روح می آورد که آن همت برای انسان کمالات و انسانیت بیاورد مثل همت در کمک به دیگران..همت در عبادت کردن زیاد...همت دردرس خواندن بانیت خدایی و....

بنابراین روحی از بزرگواری برخوردار است که دارای همت های مطلوب باشد نه همت هایی مثل همت درکسب مال وثروت...



۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۱۲

انسان وآرزوها

جمعه, ۲۷ فروردين ۱۳۹۵، ۰۲:۲۲ ق.ظ
به نام خالق هستی
هرانسانی از ازندگی کردن هدفی دارد خیلی ها ارزو دارند که یکی از پولدارترین شخص دردنیا شوند...خیلی ها آرزو دارند بهترین پزشک از دانشگاه فلان باشند و...

 محیط زندگی...اخلاقیات ونوع زندگی کردن فامیلها و وابستگان برای انسانها آرزو درست میکنند...


 ولی تمام این آرزها باتوجه به جویات است که انسان درون آنها قرار میگیرند مگرنه تمام انسانها فطرتا خواستار رسیدن به خدا هستند
معمولا کسانیکه از اهداف معنوی برای خود ندارند معلوم است که ازمعنویت بالایی برخواردار نیستنو و دربند مادیات هستند...
 انسان هرچه ظرفیت معنویتش بیشتر شود معمولا اهداف معنوی پیدا خواهد کرد...
 انسان هرچه طاعتش بیشتر شود ظرفیت معنوی بیشتر پیداخواهدکرد..
شکرنعمت نعمتت افزان کند کفرنعمت از کفت بیرون کند مصداق همین بحث است انسان هرچه برای نعمتهای خدا شکرگذار باشد خدا ظرفیت بیشتری برای نعمتها بهش خواهد داد...

انسان و تنوع طلبی
همه ما میدانیم که انسان بسیار متنوع طلب است...انسان هرچقدرهم پی مال وثروت برود بیشتر تشنه تر میشود...
طمع انسان دو بعد دارد...بعد مثبتوووبعد منفیوو
بعد مثبت: اینکه انسان تشنه علم ودانش ومعنویت وامثال اینها باشد خوب است وانسان را به هدف حقیقی نزدیکتر میکند...

بعد منفی: ولی طمع انسان ذرزمینه مال وثروت وشهوت وامثال چنین خواسته های نفسانی نه تنها انسان سیراب میشود بلکه روزبه روز تشنه تر ودرباتلاق طمع فروتر میرود و لحظه به لحظه انسان راازاهداف خدایی دور و دورتر خواهدکرد... 

فلسف تنوع طلبی انسان: حقیقت این است که انسان یک موجودی آسمانی است وبرای انجام ماموریت به زمین فرستاده شده است...بخاطرهمین است که انسان پی هرچیز به جز خدا رود سیراب نمیشود وتشنه تر خواهدشد...گمشده ی انسان خداست وانسان فطرتا دنبال خدا می گردد هرچند شاید به اشتباه پی چیزهای دیگر برود ولی او ذاتا  خدا را خواستار است...





۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۵ ، ۰۲:۲۲

کلیات عبادت دو

جمعه, ۲۷ فروردين ۱۳۹۵، ۱۲:۵۹ ق.ظ

به نام خالق هستی

عبادت واراده معنوی...

گفتیم هرکاری که اطاعت ازخداباشد می توان انرا عبادت نامید...

 عبادت کردن علاوه بر منافع معنوی منافع دنیوی هم به دنبال دارد...


منافع معنوی

تسلط بر نفس اماره

تسلط برقوه خیال وفکر

دخل وتصرف بر دنیای مادی

معرفت قلبی ودینی

بصیرت دل 

عاشق واقعی شدن


@منافع مادی ودنیایی

 @عابرومند نزد مردم

@پاکسازی از رذایل اخلاقی همچون حسد وکینه وطمع و...

@قانع شدن از نعمت های مادی

@زندگی با آسایش

و...


عبادت وریاضت نفس:

هرکسی یک ظرفیتی از عبادت کردن دارد که این ظرفیت به عواملی همچون اعمال ماقبلی.تربیت خانوادگی ومحیط زندگی و...بستگی دارد...

برای مثال یک شخص ظرفیت دارد که میلیونی انفاق کند وکسی هم هست حتی شاید وضعش بهترهم باشد ولی کمتر انفاق میکند واین ظرفیت معنوی را نشان میدهد...

یا یک شخص چنان ظرفیتی دارد که 24ساعت را هشت ساعت فقط مشغول نمازخواندن وقران خواندن وزیارات وانواع دعاها مشغول میشود..یک نفر هم درطول روز نمازهای یومیه رافقط به عبادت میگذراند واین هم  ظرفیت معنوی رانشان میدهد...

ماباید سعی کنیم ظرفیت معنوی را زیاد کنیم....شخصی که تلاش کند کم کم نمازهایش را آرام تر وباحوصله تر بخواند ودرروز سعی کند یک زیارت عاشورایی یک ال یس ویا دعاهای دیگر...اینها باعث میشود ظرفیت عبادی ومعنوی انسان بیشتر شود...

تقوا ظرفیت عبادی انسان را فوق العاده افزایش میدهد...یعنی اگر شخص سعی کند دربرابر گناه ایستادگی کند وبه گناه آلوده نشود این باعث میشود شخص ظرفیت عبادت کردنش زیاد نشود...










۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۵ ، ۰۰:۵۹

کلیات عبادت

چهارشنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۵، ۱۰:۲۴ ب.ظ
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۲۴

کلیات گناه چهار

يكشنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۵، ۱۰:۳۲ ب.ظ

راست نویسبه نام خالق هستی

توجیه و دلیل تراشی برای گناه




یک موقع هست انسان گناه میکند ولی بعداز ان پشیمان میشود...ولی یه موقع هم هست انسان گناه میکند بعد نه تنها پشیمان نمیشود بلکه گناه خودرا توجیه میکند گویی ازکار خود راضی است ومیخواهد گناه خود را یک کار معمولی وحتی یک کار خوب ومطلوب جلوه دهد واینجاست که گناه توجیه کردن از خود گناه بیشتر است....خ

خداوند درقران می فرماید (بل الانسان علی نفسه بصیره لو القی معاذیره قیامت ایه 14و15 بلکه انسان خودش بروضع خود آگاه است هرچند درظاهر برای خود عذرهایی بتراشد

توجیه گناه باعث میشود جامعه رنگ گناه به خود بگیرد وکم کم گناه درجامعه رواج پیداکند ویک کار روزمره شود..هرگناهی یک حالت بدتر دارد وآن توجیه گناه است...هیچ گناهی بدتر از توجیه گناه نیست زیرا توجیه گر نه تنها فکر توبه نیست بلکه ب فکر سرپوشی گناه است...از بدترین عواقب گناه ان است که باعث میشود که شخص راه هالی اصللاح بررویش بسته شود و گاه واقعیت هارا درنظر او مسخ ودگرگون می سازد...

 کسی که گناه خودرا توجیه میکند درحقیقت از کار خود پشیمان نیست و برای انجام دادن دوباره سعی به توجیه و عادی جلوه دادن گناه میکند...مثل کسی که سیگار میکشد تا ب او می گوییم چراسیگار میکشی می گوید مشکلات جامعه فکرمان را بدجور مشغول کرده لذا اینجوری گناه خودرا توجیه میکند...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۳۲

انسان وراه های شناخت...

پنجشنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۵، ۰۳:۱۸ ب.ظ

به نام خالق هستی

انسان که ب یه چیز علمی دارد پس انرا شناخته است...

انسان ازراه های مختلف شناخت کسب میکند.یکی از راه های مهم شناخت توسط انسان مقایسه کردن است...

اساسا انسان یک چیزی را میشناسد چون نقطه مقابل انرا شناخته است...مثلا انسان تاریکی را درک میکند چون نور را قبلا درک کرده است..میداند اگر نور دریک جا نباشد پس حتما آنجا تاریک است...

لذا اگر نوری وجود نداشت انسان تاریکی را درک نمیکرد.سایه را درک نمیکرد و...ویا مثلا علم ودانش را درک میکند چون میداند  نقطه مقابله ان جهل ونادان است...تشنه است پس آب میخواهد حال اگر تشنه بود وچیزی ب نام اب وجود نداشت دیگر درطلب آب نبود بلکه فقط میگفت چه حال بدی دارم وچگونه باید خوب شوم...

.پس انسان چیلی از وجودهارا با مقایسه ونقطه مقابل دیدن ان میشناسد...


لذا

     بخاطرهمین است  که شناخت حدا در حدتوان انسان نیست وانسان درشناخت وجود خدا عجزوناتوان است...

چون خدا نقطه مقابلی ندارد که انسان بخواهد خدا را باآن مقایسه کند..خداوند مثل ومانندی ندارد و نقطه مقابل هم برای ان تصور نمیشود یعنی نمیتوان بی خدایی را درک کرد تا خدارا شناخت...

دراصل خدا نمیتوان وجود نداشته باشد.الله نور السماوات والارض...بخاطر همین انسان ازراه مقایسه ونقطه مقابل دیدن نمیتواند ب شناخت خدا دسترسی پیدا کند...

پس برا شناخت خدا ان هم درحد جزیی که انسان را کفایت کند باید سراغ راه هایی مثل عقل واستدلال...تفکر درافرینش...فطرت ادمی و... ب وجود خدا پی برد...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۵ ، ۱۵:۱۸

کلیات گناه3...

جمعه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۴، ۱۱:۲۵ ب.ظ
به نام خالق هستی.

مهمترین زمینه های گناه
انسان هرکاری که میکند دلیلی برای خوددارد وتا یک منفعت یک لذت یک مزیتی برایش نداشته باشد ان کاررا انجام نمیدهد...
انسان گناه میکند پس حتما دلیلی دارد..چه دلیلی؟ آیا گناه برایش فایده ای دارد؟ایا چیزی باگناه کردن بدست می اورد؟ گناه کردن چه منفعتی برایش دارد؟!!!
 گناه کردن دلالی دارد که ما به شرح مختصری از آنها می پردازیم...
 
لذت گناه
لذت داشتن یکی از مهم ترین دلایل گناه کردن انسان است....انسان می بیند لذت دارد پس انجام میدهد...شهوت جنسی یکی ازمهمترین لذت های انسان است پس دوست دارد به آن لذت برسد.غیبت کردن برایش لذت دارد چون کینه ی خودرا ازدلش بیرون میریزد..لذا هرگناهی برای انسان یک لذتی دارد و انسان مشتاق آن لذت هاست...
نفس اماره

نفس اماره یار وفادار گناه است...به نحوی که باتمام گناهان موافق است ومشتاق تمام لذت ها میباشد..این نفس دائم به انسان خطاب مسکند که فلان کاررا دوت دارم پس انجامش بده به هیچ چیزی قانع نیست ومیخواهد همه را تجربه کند...درماه رمضان شیطان ها درغل وزنجیرند پس اگرانسان گناه کند به ندای نفس اماره اش گوش اده نه به شیطان...دشمن ترین دشمن انسان همین نفس اماره است..

شیطان
 شیطان نیز بوسیله خود ویارانش وباهمدستی نفوس اماره ولذت های گناهان  سعی میکند انسان را به چالش بکشد..شیطان تمام لذتهای گناهان را یادآور انسان میکند.سعی میکند گناهن را نزد انسان لذتبخش شیرین جذاب وارزشمند جلوه دهد ودراین راه بسیار ماهر عمل میکند به نحویکه انسان خیال میکند این تصورات درفکرخودش هست ولی غافل ازآنکه شیطان دارداین حرفهارا به او القا میکند...
فرهگ وجامعه زندگی
ازمهم ترین عوامل گناه فرهنگ ونوع زندگی مکانی است که انسان ها زندگی میکندد...درجامعه ای که همه بی حجاب وبی غیرت رشد کرده اند واصلا چنین کارهایی را بد نمی دانند زمینه گناه کاملا محیا است...
رزق وروزی حرام
ایمان سست وعبادت کم
معاشرت بامردم ازخدا بی خبر
و...ازعواملی است برای زمینه انواع گناهان...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۲۵

کلیات گناه دو ...

جمعه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۴، ۱۲:۵۹ ق.ظ

به نام خالق من.

موارد تبدیل گناهان صغیره به گناهان کبیره

درست است که گناهان به صغیره وکبیره تقسیم بندی میشود.ولی مواقعی هست که همان گناه کوچک درپرونده اعمال به عنوان گناه کبیره ثبت میشود ازجمله...

@اصرار به انجام دادن گناه صغیره

اگرشخصی برانجام دادن گناه صغیره مداومت کند ودائم انجام دهد وازکارش پشیمان هم نباشد این اصرار برگناه صغیره میباشد وهمانند آن است که دارد کم کم نخ های باریکی رادرکنارهم میگذارد که ناگهان میبیند تبدیل به یک طناب ضخیم تبدیل شده است که پاره کردنش که معادل توبه کردن میباشد کارسخت ودشواری است زیرا شخص برانجام دادنش عادت کرده.لذتش دردهانش مزه کرده وازطرف دیگر بامخالفت شدید شیطان جهت توبه کردن ازآن گناه میباشد.لذا گناهان صغیره را دست کم نگیرید که راه وترفند خوبی برای شیطان میاشد...

مثال تکان دهنده: فرض کنید شما دریک زمان دارید دائم به شخصی سنگ ریزه های کوچک طرفش پرتاب میکنی واو بعداز دوسه بار دیگر اگر انجام دهی ناراحت میشود وشما دارید دائم این کاررا تکرار میکنید...ولی یک باردیگرهم فقط یک دفعه حواست نیست یک سنگ بزرگ طرفش پرتاب میکنی وبعد عذرخواهی میکنی.چون عذرخواهی کردی ودیگر ادامهندادی شخص شمارا می بخشد ولی ان سنگ ریزه هارا چون دارید دائم انجام می دهید وناراحتی شخص برایتان مهم نیست شمارا نخواهید بخشید

گناه صغیره انجام دادن هم درمحضر خداچنین است گرچه گناه کوچک است ولی شمادارید دائم انجام می دهید ودست ازکارتان نمی کشید واین گناه نابخشودنی است...مثل کسانیکه دائم صورتشان راباتیغ میزنند و می گویند گناه زیاد بزرگی نیست درحالیکه مثل این است که هرروز دارند به خدا سنگ ریزه پرتاب میکنند...

مطلب مهم دیگر: ضمنا گناهان صغیره مقدمه ای است برای انجام دادن گناهان بزرگ..همین ریش تراشیدن میتواند مقدمه ای برای خودنمایی باشد که این گناه ازگناهان بزرگ محسوب میشود...


@کوچک شمردن گناه

همانطورکه گفتیم نبایدبه کوچک بودن گناه توجه کنیم باید ببینیم ازجه کسی داریم نافرمانی میکنیم..امیرالمومنین می فرمایند :بدترین گناهان آن است که صاحبش آنرا کوچک بشمارد.نهج البلاغه حکمت 348

تو یک شخصیت مهم را جرات نمیکنی یک شوخی باهاش انجام بدی پس چطور جرات نافرمانی از خدای خودت واون طرف را داری؟؟؟!!!


@اظهارخوشحالی هنگام انجام دادن گناه

لذت بردن واظهارخوشحالی هنگام گناه ازاموری است که باعث کیفر بیشتر میشود

امیرالمومنین می فرمایند:کسی که ازانجام گناه لذت ببرد خدا ذلت را بجای لذت به او می چشاند...


@گناه ازروی طغیان

@مغرورشدن به مهلت الهی

بیچاره گنه کار که فکر میکند چون خدا اورا مجازات نمیکند یعنی خدا زیاد ازدستش خشم گین نیست نمیداند که خدا دارد می گذارد گناهان او روی هم جمع شود ناگهان گوشش را می چلاند...این فکرشیطان است که اگر خداازدستت خشم گین بود تورا مجازات میکرد..اتفاقا برعکس خدا انسان درستکار را زود مجازات میکند که گناهانش انباشته نشود..


@تجاهر به گناه

تجاهر به گناه یعنی شخص گناه را در ملع عام انجام دهد...این کار نشان میدهد که شخص حیایش درگناه ریخته است وبه انجام دادن گناه درجامعه هم باکی ندارد ولذا این کار باعث فساد جامعه وتقلید کورکرانه بقیه از شخص گنه کار میشود...امیرالمومنین می فرمایدکازآشکارنمودن گناه بپرهیزکه ازسرسخت ترین گناهان است...غررالحکم ج یک...


@گناه شخصیت ها

گناه انان که درجامعه دارای موقعیتخاص میباشند ودارای پست ومقام هستند ازگناه بقیه بسی بیشتر است.زیرا مردم آنهارا الگوی خود میدانند وبه آنها به یک شخصیت صالح ودرستکار نگاه میکنند زیرا گناه انها باعث انحراف جامعه میشود...


@ گناهی که علاوه برشخص باعث گناه دیگران هم میشود

روابط با نامحرم خود ازبزرگترین گناهان است ولی همینکه طرف مقابل هم به گناه آلوده میکنی گناهت را سنگین تر میکند...توجه کردن وچشم چرانی به زنان بی حجاب درجامعه باعث تشویق وی به بی حجابی میشود...بی حجابی زنان خود گناه بزرگی برای آنان است ولی همینکه چنین آرایش کرده اند که جلب توجه مردان نامحرم قرارمی گیرند وباعث میشود آنان به زنان خود بی مهری کنند وازهمسران خود دلسرد شوند گناه دیگر یرای زنان بی حجاب میباشد...از این نمونه ها زیاد داریم که یک گناه علاوه بر خود گناهان دیگر برای خود شخص وگناه برای دیگران را به دنبال دارد...


@گناه درمحضر مردم...

گناه درمحضر مردم باعث میشود که بقیه جرات انجام آن گناه را پیداکنند وسبب میشود که حیای شخص از گناه کردن درجامعه ریخته شود


@بازگو کردن گناه درمحضر غیر خدا...

هیچ کس حق ندارد گناهی که کرده است را درمحضر بقیه بازگو کند...تنها خداست که آمرزنده گناهان است واوست که شاهد اعمال ماست وفقط باید درمحضر خدا اعتراف به گناه کنیم وطلب آمرزش بخواهیم


@تشویق بقیه به گناه:

خود گناه میکنی!!!تازه بقیه راهم به گناه تشویق میکنی!!وای به احوال چنین انسان هایی...این کار ازگناهان کبیره است وهمچنین کسی که تشویق به گناه میکند درگناه بقیه سهم بسزایی خواهد داشت...


دست کم وکم اهمیت دادن به گناه درمحضر مردم

این کار باعث تشویق بقیه به گناه میشود وسبب میشود که شخص ازانجام دادن گناه واهمه ای نداشته یاشد...

و...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۴ ، ۰۰:۵۹

کلیات گناه 1...

پنجشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۴، ۱۰:۲۴ ب.ظ

به نام خالق من.

گناه چیست؟

@گناه به معنی خلاف است ودراسلام هرکاری که برخلاف فرمان خداباشد گناه محسوب میشود.گناه هرچندکه کوچک باشد ولی چون نافرمانی ازخداست گناه بزرگ محسوب میشود...به قول پیامبر به کوچکی گناه ننگر ببین ازچه کسی نافرمانی میکنی!!!برای مثال اگر به شمابگویند این شخص یک شخصیت مهم ازفلان کشور یا...است آیا شما باخودمیگویی که حالا سنگ ریزه زدن به او مشکلی نیست من که نمیخواهم به او پاره آجریا چاقو بزنم.لذا هیچ عمل زشتی را درمحضراو انجام نمیدهی..پس چرا درمقابل خالق همان شخص که هیچ از خالق تمام انسان های روی زمین نافرمانی میکنی..؟!!!

واژه های گناه

درقرآن واززبان امامن وپیامبر ازواژه های گوناگون به عنوان گناه یادشده است که هرکدام گویی ازآثار شوم گناه پرده برمیدارد وبیانگر گوناگون بودن گناه است...ذنب...معصیت...سیئه...فسق...فساد...فجور...منکر...فاحشه...خبث...شر...و...


تقسم بندی گناه

@همانطورکه گفتیم مهم نیست که گناه کوچک باشدیابزرگ...مهم این است که ازچه کسی داریم نافرمانی میکنیم!!ولی برای محک زدن خود ناچاریم گناهان طبقه بندی کنیم..گناهان ره به گناهان کبیره وگناهان صغیره تقسیم بندی میکنند...این تقسیم بندی باتوجه به قرآن وروایات سرچشمه می گیرد زیرادرقرآن چنین امده:اگرازگناهان کبیره که ازانهانهی شده اجتناب کنید گناهان کوچک شمارا چشم پوشی میکنبم...تقسیم بندی گناهان درروایات مختلف است ولی یک سری گناهان که درتمامی روایات واحادیت به عنوان گناهان کبیره یادشده است را مرور میکنیم

*شرک به خدا...این گناه بزرگترین گناه عالم می باشد.یعنی انسان برای خداشریک قائل شود ودرافرینش جهان غیرازخدارا شریم بداند...

*ناامیدی ازرحمت خدا.....*ایمنی ازمکرخدا(عذاب ومهلت خدا)


*عاق شدن توسط والدین (نافرمانی ازپدرومادر)

دروغ......شهادت به دروغ......تشویق به دروغ......دروغ بستن به خداوپیامبر وائمه

خوردن مال حرام.....دزدی...تشویق به کار حرام....خوردن مال یتیمخوردن مال یتیم...قماربازی

فرارازجبهه جنگ بادشمن

قطع رحم...سحروجادو

زنا....لواط....استمنا...رابطه نامشروع بانامحرم....نگاه به نامحرم...

خیانت درامانت

غیبت...سخن چینی...تهمت...

اصراربر گناه صغیره

و...

گناهان کبیره بسیار است ولی درحوصله این صفحه نیست...گناهان صغیره همانند

خنده زیاد

حرف بیهوده زدن

بیکار بودن

شوخی بیجاکردن

خوابیدن زیاد

و...

گناهان صغیره نیز بسیار است ولی ازحوصله این صفحه خارج است...


ولی شایسته نیست که یک انسان به صغیرباکبیربودن گناه فکرکن.. ای انسان مگر قرار است گناه کنی که به کوچک یا بزرگ بودنش فکرمیکنی...ای انسان مگر گناهی کرده ای که به میزان معصیتش فکرمیکنی...ای انسان گیریم تمام گناهن صغیر باشد مگر قرار است نافرمانی کنی...؟؟؟!!!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۴ ، ۲۲:۲۴

کلیات تقوا...

جمعه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۴، ۰۸:۱۲ ب.ظ

.به نام محبوب متقین.


تقوا برای او



@تقوا یعنی حفاظت ونگهداری ازارزشی که عوامل وکارهایی آنرا اسیب رساند...ودرحالت کلی به حفظ وکنترل نفس ازخواهش وامیال نفسانی گفته میشود لذاشخص متقی کسی است که بایک سری اصول نفس خویش راازخواهش های حیوانی موصون میدارد...


@تقوا ازلحاظ نوع به دوقسم تقسیم بندی میشود@تقوای جسمانی شامل حفظ ونگهداری چشم وگوش وزبان واندام ازگناه میباشد@تقوای روحی روانی که کنترل فکروروان انسان ازوسوسه های شیطان راشامل میشود...


@منشا وحقیقت تقوا:

باتوجه به اینکه انجام گناه دارای لذت دنیوی میباشد لذا ترک آن باید یک سری پشتیبانی های قوی وامیدوالایی وجودداشته باشد که شخص انهارا به لذتها ترجیح دهدوآن حتما ایمان به خدا...ترس ازعواقب گناه..امید به فردای معنوی...بهشت وجهنم..و...

تقوا ازدرجه های بالای ایمان محسوب میشود که که باتمرین وریاضت نفس حاصل میشود...


@حفظ وکنترل تقوا...

درست است که تقوا دربرابرگناهان لذت بخش اجروپاداش بیشتری دارد اما این اصلا دلیل براین نیست که شخص بخواهد خودرا ذرمعرض گناهان قراردهد بعد بخواهد تقواپیشه کند..معمولا درمحضر گناه انسان مورد حملات قوی شیطان موجه میشود وترک گناه واقعا نیازمند اراده معنوی قوی میباشد لذا این کارگناه محسوب میشود ونارضایتی خدارا دربر دارد...چراکه همین فکرکه برو خودت رادرمعرض گناه قراربده بعد خودتو به خدا نشون بده مطمئنا سخن فریب دهنده شیطان است ...شیطان خیلی افرادرا باچنین ترفندی به دام خود میکشاند وبعداز نابودی انسان قاه قاه به انسان می خندد...لذا همانطورکه تقوا مارادربرابر گناه محافظت میکند شماهم باید تقوای ترک موقعیت گناه را برتقوای درمعرض گناه ترجیح بدی..مطمئن باش این تقوا کم از تقوای درمعرض گناه نیست...حواست راجمع کن از روی کنجکاوی این کار شیطانی را دنبال نکنی...


@اهمیت وارزش تقوا

درارزش تقوا همین بس که قرآن کریم معیاربرتری انسان هارا فقط وفقط تقوا می داند.. ارزش های انسانی همچون نزادورنگ وزبان چون درحوزه اختیار انسان نیست امتیازی برای انسان محسوب نمی شود آن تقواس که به اختیار انسان ها انجام می گیرد.وولذا درحالت کلی عواملی که بااختیار انسان انجام می گیرد ملاک برتری انسانها میباشد همانند علم..ایمان..تقوا...جهادو...

حتی درمیان بهترین ارزش ها که ارزش های پنج گانه تقوا وتعقل وجهاد وایمان وعلم...تقوا ازهمه ی آنها برتر دانسته شده...زیرا اولا علم وجهاد و...بدون تقوای الهی فایده ای ندارد ثانیا ارزش های دیگر درنهایت به تقوا منتهی میشود

برای مثال: درعلم ودانش نیت هایی همچون آموختن علم برای خدا .برای خدمت به خدا .برای تامین معاش خودوخانواده.ودیگرنیت های خدایی دوری ازعجب وخودبزرگ بینی از تقواهای علم اموزی است که اگر انسان انهارا اهمیت ندهد علمش نه تنها سودی برای وی ندارد بلکه اورا به ظلم وستم وبزرگ بینی و...میکشاند لذا درهرکاروشغلی باید تقوای مخصوص به خود رعایت شود تاآن کار ارزش واقعی خودرا داشته باشد...



۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۴ ، ۲۰:۱۲

فرق بین صراط و سبیل...

چهارشنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ۱۲:۰۹ ق.ظ

   به نام خالق هستی.




صراط درزبان عربی یعنی راه وطریق میباشد...

درایه پنج سوره حمد آمده اهدناالصراط المستقیم یعنی مارابه راه راست هدایت کن اما راه کدام است؟؟؟


ببینید همانطورکه میدانید همیشه بین دونقطه تنهایک خط راست وجود دارد ولی با بی نهایت خط های شکسته وخمیده میتوان این دونقطه را به وصل کرد ولی هیچکدام به اندازه آن خط راست باکمتریت مسافت آن دونقطه را به هم وصل نمیکند...لذا درراه رسیدن ب خداهم همینطور است تنها یک راه برای رسیدن به خدا وجود دارد که همان صراط است...

همان صراطی که دراهدناالصراط المستقیم آمده است ...ولی این راه رافقط انیا وامامان توانستند سیرکنند یعنی بدون هیچ عملی که آنهارا ازاین راه حتی ذره ای جداکند توانستند این سیروسلوک را برای رسیدن به لقاالله انجام دهند


...حالابیام سراغ سبیل...سبیل چیست؟




@سبیل های بندگی را می توان هرکدام را نخ وریسمان های نازکی را درنظرگرفت که مجموع آنها طناب ضخیمی را به نام ریسمان الهی تشکیل میدهد لذا کسی که دریک یاچند سبیل رشد کند وبه سبیل های دیگربندگی اهمیت ندهد ریسمان الهی اش را زیاد ضخیم درست نکرده واحتمال پاره شدن این ریسمان وسقوط وجوددارد...انسان بایدبرای رسین به خدا ریسمان خیلی صخیمی را درست کند مگرنه هرچه بیشتر ازاین ریسمان میرود بالا وزنه های بیشتری به آن آویزان میشود که وزنه ها همان فریبهای شیطان وامیال نفسانی است


سبیل هم درزبان عربی معنی همان راه را میدهد ولی نه به اندازه صراط....

سبیل همان راه های دیگر است که میتواند ان دونقطه رابه هم وصل کند...

لذا بندگان دردرجه های پایین تر در راه رسین به خدادرسبیل ها سیر میکنند....ولی سبیل هایی وجود دارد که درنزدیکی صراط قرار دارند برای مثال علما ومراجع باتقوا درسبیل هایی نزدیک صراط درسیروسلوک برای تقرب الهی میباشند...


کسی که درصراط درحرکت است معصوم میباشد ولی درسبیل هرچند که گناه هم نکرده باشد ولی معصوم به حساب نمی آید...


عالمانی هستند که بدون انجام هیچگناهی دارند سیرمیکنند ولی معصوم به حساب نمی آیند مثل امام خمینی..ایت اله بهجت..رهبرمعظم و...

درناگفته نماند که سبیل شامل راه های نافرمانی خداهم میشود که چنین راه های بسیاراز صراط دورمیباشند...


انسان های وارسته سعی میکنند درتمام سبیل های معنویت باسرعت وبدون وقفه حرکت کنند برای مثال ما انسانهایی داریم که فقط عبادت میکند ولی اخلاق معاشرتی خوبی ندارد یا اخلاق خوبی داردولی به نماز وروزه وواجبات دیگر اهمیت نمی دهند...

چنین انسان هایی زیاد نمیتوانند سبیل خودرابه صراط نزدیک کنند.زیرا تک بعدی رشدکرده اند...


شیطان قسم خورده است که آدم هارا به هرنحو که شده فریب دهد وازخدا دورکند بعضی اوقات میگذارد آدم دریک سبیل خوب پیش رود ولی درسبیل های دیگر اورا غافل میکند واین همان هدف شیطان است...


شیطان ازاین راه خوب می تواند انسان هارا فریب دهد برای مثال می اید زن هایی که درروستاها وشهرهای کوچک زندگی می کنند را به چادر وحجاب تشویق میکند ویا زیاد از باب حجاب وارد نمیشود ولی گناه غیبت را بین انها رواج میدهد وهمچنین زن های داخل شهر را به بی حجابی وخودنمایی تشویق میکند...







۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۴ ، ۰۰:۰۹

سجده...

يكشنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۴، ۰۴:۳۳ ب.ظ

به نام خالق هستی.



انواع سجده...؟
سجده های نماز
سجده واجب آیات خاص قرآن
سجده شکروسپاسگذاری ازخدا
سجده استغفاروپشیمانی
سجده طاعت الهی

چرا سجده...؟!
سجده یعنی همان حالت فروتنی وخشوع دربرابر چیزی که اصطلاحا بیشتر دربرابر خدا صورت میگیرد...
سجده نزدیکترین حالت بندگی دربرابر خداونداست.

هرانسانی باتوجه به اعمالش به خدای خود قرب ونزدیکی دارد.ولی هرکسی درهر مقام ومنزلتی زمانیکه برای خدا سجده میکند نزدیکترین حالت دربرابر خداوند رادارد...

هیچ چیزمثل سجده ناله وفریادهای افسوس شیطان رابه همراه ندارد چون هیچ وقت یادش نمی رود که خدارانافرمانی کرد لذا تا انسان رامیبیند که دارد درنزدیکترین حالت به خدااست حسرت وجودش راشعله ور میکند...
همانطورکه درمحبت امامان باید هم لعن باشدوهم سلام دراعمال نیز همینطوراست باخشنودی خدا ناراحتی شیطان راب دنبال دارد...ا

گربتوانی سجده های نمازت راطولانی کنی کمک بسیاری به قبولی نمازت کرده ای...
امام صادق فرمود:
 نوررادرسجده وگریه یافتم...

درقرآن یکی ازبهترین خصوصیت انسانهای برتر راسجده برخاک معرفی کرده است...

سجده ازبهترین ابزارهای بندگی انسان واوج عبادت درنمازاست...شما باسجده های طولانی میتوانید ظرفیت روحتان را برای عبادت وبندگی گسترش دهید...خیلی ها اراده معنوی ندارند یعنی درمقابل گناه نمیتوانند خودراکنترل کنند وتسلیم نفس میشوند...
بهترین سفارش برای چنین افرادی میتواند سجده های طولانی باشد...این گفته ازعلماوعارفان ربانی بوده که سعی کنید درروز یک سجده طولانی باذکر بسیاروالای لااله الاانت سبحانک انی کنت من الظالمین مداومت کنید...البته هر ذکری مسئولیت خاص خودش را دارد...
استغفراله ربی واتوب الیه...شکرلله..الحمدلله رب العالمین ...ازذکرهای مفیددیگر برای گفتن درسجده میباشد...سعی کنید براین کارمداومت کنید اگردرزندگیتان تحول معنوی ایجادنشد من نویسنده را لعن کنید...



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۴ ، ۱۶:۳۳

موجودی به نام انسان

يكشنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۴، ۱۱:۴۴ ق.ظ
به نام خالق هستی.

انسان ...
 همه ی موجودات جهان زمانیکه به دنیا می اینددارای نوع هستند...
برای مثال زمانیکه یک اسب به دنیا میاد دارای ماهیت اسب هست وزمانیکه می میرد هم می گویند اسب مرد.یعنی درطول عمرش همان اسب بوده است وماهیتش ازاسب به پلنگ یاگربه یا هرحیوان دیگر تغیییر نکرده است...
 حالا بیایم سراغ انسان...

انسان زمانیکه به دنیا می اید دارای نوع خاصی نیست.هرچند به شکل وشمایل یک انسان است ولی انسانیتش را خودش باید بسازد..

انسان یک موجود زنده خام است که خودش ماهیت خودش را می سازد...

.کسی که درطول عمرش فقط پی شهوترانی وخوشگذرانی است بایدهم درآن دنیا به شکل حیوان باشد.چون روحش تمایل پیداکرده است به خوی حیوانی...

انسان پی هرکاری که برود روحش کم کم مسخ میشود به همان اعمال انسان..مثلا کسی که دراین دنیا بخاطر ی سری اعمالش بی غیرت شده است دران دنیا به شکل یک خوک (خوک خوی بی غیرتی دارد)ظاهرمیشود واین یک حقیقت است...

منبع:انسان کامل از علامه مطهری...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۴ ، ۱۱:۴۴